
روز شنبه سوم ماه مهر بیش از 12 میلیون دانش آموز کودک و نوجوان سال تحصیلی جدید را آغاز کردند. صرف نظر از محتوای واقعی درسها در نظام حکومتی جمهوری اسلامی، باز شدن مدارس و حضور مجدد دانش آموزان در مدارس جنب و جوش تازه ای به فضای شهرها بخشیده است. ولی در دل این شادمانی، محروم ماندن میلیون ها کودک و نوجوان، از رفتن به مدرسه هر وجدان بیداری را آزار می دهد. اینان کودکان کار و خیابان هستند که بخشی از جمعیت واجد شرایط تحصیل را تشکیل می دهند و از رفتن به مدرسه باز می مانند. به شمار این کودکان محروم از تحصیل کودکان مهاجر افغانستانی را نیز باید اضافه کرد. محروم ماندگان از تحصیل عمدتا فرزندان کارگران و مردم زحمتکش هستند. فرزندان کسانی هستند که یا بیکارند و یا دستمزد به تعویق افتاده ناچیزشان کفاف تأمین هزینه تحصیل کودکانشان را نمی دهد. محرومیت کودکان خانوادههای فقیر از آموزش، درحالی است که طبق اصل ۳۰ قانون اساسی رژیم اسلامی، دولت موظف است به شهروندان خود تا پایان دوره متوسطه خدمات و امکانات آموزشی رایگان ارائه کند. نه فقط تحقیق ها و تحلیل ها بلکه مشاهدات نیز دال بر اینست که فقر بی امان، بیکاری میلیونی و دستمزدهای چند مرتبه زیر خط فقر شاغلین، عامل اصلی محرومیت کودکان از تحصیل است. کاربدستان وزارت آموزش و پرورش برای پنهان کردن نقش رژیم جمهوری اسلامی در توسعه فقر و بیکاری، والدین این کودکان را عامل اصلی محرومیت کودکان و نوجوانان از تحصیل قلمداد می کنند. پدر و مادری که در این اوضاع بحران اقتصادی و روند رو به افزایش قیمت مایحتاج اولیه زندگی، نمی توانند هزینه مسکن، غذا، بهداشت، درمان، لباس و سایر ملزومات زندگی را بپردازند، طبعا از پرداخت هزینه ثبت نام، زیرمیزی ها، باجگیری ها و وسایل تحصیل فرزندان خود نیز باز می مانند.
در این شکی نیست که در این اوضاع فلاکتبار اقتصادی تعداد زیادی از پدران و مادران به فروش نیروی کار فرزندان خود چشم میدوزند. این والدین از اینکه ناچار می شوند فرزندان خود را از تحصیل محروم کرده و روانه بازار کار نمایند به شدت رنج میکشند. رنج و آزار والدین با مشاهده تجارب تلخ روزانه کودکان کار، عمیقتر هم میشود. محرومیت کودکان از تحصیل یکی از پیامدهای اجتناب ناپذیر تشدید بحران سرمایه داری در کشورهای پیرامونی است که دامنگیر خانواده های کارگری و مردم زحمتکش می شود.
همانطور که اشاره شد کار کودکان، در اساس تحمیلی اجتماعی از سوی ساختارهای سیاسی و اقتصادی نظام سرمایه داری است. طبعا بازتولید آنهم ناشی از نیازهای ضد انسانی سیستم سرمایه داری و آزمندی سرمایه داران می باشد. این گرایش در دوره های بحرانی شدید تر نیز می گردد. دستمزد کودکان کارگر در برابر کار مشابه، بسیار کمتر از دستمزد بزرگسالان است. در ایران درآمد کودک کار یک سوم تا یک دوم کارگر بزرگسال است. این خصوصیات سبب می شود تا سرمایه داران به ویژه در کارهایی که احتیاج به نیروی بازوی زیادی نداشته و به بدن منعطف محتاج باشد، مشتاق بکارگیری کودکان باشند.
گرچه استفاده از کار ارزان کودکان یک گرایش ذاتی سرمایه داران است، اما کارگران می توانند در همین دنیای سرمایه داری و از طریق مبارزه سازمانیافته مانع کار کودکان شوند. کار بی زیان، کوتاه مدت و رشد دهنده می تواند بخشی از آموزش کودکان باشد. اما صاحبان سرمایه به همین بهانه کودکان را به کارهای طولانی مدت و تباه کننده وادار کرده اند و مورد بهره کشی شدید قرار می دهند. این کارفرمایان علیرغم این توحش از کمک های دولتی نیز به بهانه آموزش کودکان استفاده کرده و می کنند. این امر در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی به طرز شنیعی اتفاق افتاده و می افتد. طبق قانون کار در ایران کودکان زیر 15 سال نباید به کارهای شاق و حرفه ای گماشته شوند. آنان فقط می توانند به عنوان کارآموز و حداکثر به مدت سه سال به کار گرفته شوند. اما بر اساس پیش نویس لایحه اصلاحیه قانون کار که دولت روحانی اخیرا آن را به مجلس ارائه داده است قید سنی زیر 15 سال حذف شده است و مطابق آن آشکار بهره کشی از کار کودکان مهر تأیید خورده و جنبه قانونی پیدا می کند. همین کارآموزی بهانه ای می شود تا کودکان در کارخانه ها، معادن و کارگاهها در ابعاد وسیع تری استثمار شده و مورد تباهی جسمی و روانی قرار گیرند. در ضمن بخش قابل توجهی از کودکان کار در کارگاههای 10 نفره و کمتر از آن به کار اشتغال دارند و از هیچ پوشش قانونی برخوردار نیستند. کارفرمایان روزانه 9 تا 12 ساعت این کودکان را به کار می گیرند. آنان مدتها، همچون یک برده هیچ دستمزدی دریافت نمی کنند و پس از کسب مهارت از دستمزد ناچیزی برخوردار می شوند.
کودکان نباید از تحصیل محروم شوند. زندگی و رفاه کودکان، مستقل از وضعیت خانوادگی، باید از طرف دولت تضمین گردد. دولت موظف است استاندارد واحدی از رفاه و امکانات رشد مادی و معنوی کودکان و نوجوانان را در بالاترین سطح ممکن تضمین کند. کمک هزینه های لازم و ارائه خدمات رایگان پزشکی و آموزشی و فرهنگی برای تضمین استاندارد زندگی کودکان و نوجوانان مستقل از وضعیت خانوادگی باید پرداخت شود و امر آموزش اجباری تا سن 16 سالگی تأمین گردد. کار حرفه ای برای کودکان و نوجوانان زیر 18 سال باید ممنوع گردد و نباید گذاشت که جسم و روح کودکان زیر بار کار حرفه ای تباه شود. دستیابی به چنین خواستهایی فقط می تواند محصول مبارزات متحدانه، سراسری و متشکل کارگران و جنبش های پیشرو اجتماعی باشد.
|
|