
برپایی تجمع های اعتراضی و مبارزه کارگران برای دریافت دستمزدهای معوقه در مراکز و واحدهای تولیدی و خدماتی مختلف به یک امر عادی و روزانه تبدیل شده است. روزی نیست خبر مربوط به این اعتراضات انتشار نیابد. در این مدت اعتصاب کارگران شرکت " ارسا ساختمان " جهت دریافت معوقات مزدی، اعتراضات کارگران پیمانکاری " شرکت پتروشیمی ایلام " در روز یکم مهرماه که با موفقیت به پایان رسید، اعتصاب و اعتراض کارگران پالایشگاه " ستاره ی خلیج فارس " که توانستند سه ماه از معوقات مزدی شان را از کارفرما بگیرند و اعتصاب کارگران کارخانه ی " گندله سازی اردکان یزد" که این اعتصاب هم با پرداخت شدن دو ماه از دستمزدهای معوقه به پایان رسید، فقط نمونه هایی از دهها اعتصاب و اعتراض کارگری حول پرداخت دستمزدهای معوقه می باشند.
این نمونه ها نشان می دهد که تنها کابوس بیکاری نیست که کارگران را آزار می دهد. یکی از مشکلات جدی که همزمان در کنار خطر روزافزون بیکارسازی ها، زندگی کارگران را تهدید می کند، دستمزدهای به تعویق افتاده آنان است. با به تعویق افتادن دستمزدها در یک واحد تولیدی و صنعتی، کارگران بلافاصله احساس می کنند که شبح بیکاری نیز بر فراز سرشان به پرواز درآمده است، زیرا معمولا یکی از بهانه های رایج کارفرمایان در عدم پرداخت بموقع دستمزدها، مشکلات اقتصادی است و این می تواند مقدمه تعطیلی آن واحد و "بیکارسازی" یعنی اخراج همه کارگران و یا باصطلاح "تعدیل نیروی کار" یعنی اخراج بخشی از کارگران باشد.
کابوس بیکار شدن و عدم پرداخت دستمزدها، كم و بیش کارگران همه کارگاه ها و کارخانجات دولتی و غیر دولتی را در بر گرفته است و هر روز خبر تازه ای در این باره شنیده می شود. این روزها، کارگران نه تنها از دستمزدهای چهار مرتبه زیر خط فقر، بیکاری و ناامنی شغلی رنج می برند، بلکه عدم پرداخت بموقع دستمزدها هم آنها را تحت فشار قرار داده است. کمتر کارگاه و کارخانه و مرکز کاری وجود دارد که دستمزد کارگرانش را بی کم و کاست و به موقع بپردازد.
در برخی از مراکز کار و تولید، تعویق پرداخت دستمزد ها از مرز دو سال هم می گذرد. در چنین حالاتی حتی اگر کارفرما بعد از این مدت، بی کم و کاست دستمزدهای معوقه کارگران را هم بپردازد، با توجه به رشد تورم و بالارفتن قیمت ها، با این دریافتی ها بهیچوجه نمی توان همان مقدار کالایی را که دو سال پیش می شد تهیه کرد، خرید و به خانه آورد و این یعنی در طول این مدت، بخشی دیگر از دستمزدها به جیب صاحبکاران رفته است. در مراکزی که سودآوری شان رو به کاهش می رود، به تعویق انداختن پرداخت دستمزدها آگاهانه تر است و کارفرمایان مراکزی هم که در آستانه ورشکستگی هستند، با اعلام ورشکستگی، عملاً خود را از پرداخت دستمزد کارگران معاف می بینند. بنابراین می بینیم که چگونه طیف وسیعی از کارگران علیرغم کار سخت و شاق و بی بهره از ابتدایی ترین حقوق کارگری، حتی دستمزدهای شان هم بی کم و کاست و به موقع پرداخت نمی گردد.
اگر در برخی از مراکز کار که کارگران بر اساس قرارداد در استخدام رسمی هستند، شانسی برای دریافت دستمزدهای به تعویق افتاده خود دارند، آن دسته از کارگرانی که با قراردادهای موقت و یا سفید امضاء به استخدام درآمده اند، هیچ تضمینی برای پرداخت دستمزدهای گروگان گرفته شان نیست و احتمال اینکه حاصل کار و زحمت چندین ماه آنان به غارت رود، بسیار زیاد است. کارفرمایان با پرداخت نکردن به موقع دستمزدها و وعده و وعیدهای دروغین و سردواندن های پی در پی، عملاً تلاش می کنند که کارگران را به قبول شرایط غیرانسانی وادار سازند، تا از ترس از دست دادن کار و دستمزدهای گروگان گرفته خود، به اراده کارفرما تمکین کنند. در واقع گروگانگیری دستمزدها، شکلی از توطئه کارفرما علیه کارگر است که با حمایت دولت به اجرا در می آید.
با اینکه در طول چند سال اخیر کارگران همواره برای دریافت دستمزدهای معوقه خود مبارزه کرده اند، اما بطور واقعی از آنجایی که این مبارزات پراکنده و کم زور بوده اند، کمتر موفق شدند و کارفرمایان همواره از حربه گروگانگیری دستمزدها به مثابه اهرم فشار برای تحمیل شرایطی نامطلوب به کارگران سود برده اند. در این میان دولت که خود بزرگترین کارفرمای کشور است، نه تنها از کارگرانی که به این ترتیب حقوق آنان پایمال می شود حمایتی به عمل نمی آورد، بلکه خود با پرداخت نکردن به موقع تعهداتش به شرکت های واسطه و وابسته به دولت، عملًا در گروگان گرفتن دستمزد کارگران نقش دارد.
واقعیت این است که تکرار این دور و تسلسل گروگانگیری دستمزدها، تا زمانی که مبارزه جانانه و گسترده ای در کار نباشد، همچنان ادامه خواهد داشت و با مبارزات پراکنده، کاری از پیش نمی رود. افزایش دستمزد کارگران و پرداخت به موقع آن، یکی از مطالبات مهم کارگری است که ضمانت تحقق آن در گرو اراده متحد کارگران در مقیاسی سراسری است. این اراده متحد، باید در مبارزه ای متحدانه و سازمانیافته و هماهنگ کارگرانی که دستمزد در گرو دارند تجلی یابد و از حمایت کارگران مراکز کلیدی کار و تولید برخوردار باشند!
|
|