
روز پنجشنبه اول مهر ماه سال 1395 خورشیدی حسن روحانی رئیس جمهور رژیم جمهوری اسلامی، در هفتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کرد. روحانی در بخشی از سخنرای خود در آن نشست، واشینگتن را به تعلل و کم کاری در اجرای توافق هسته ای متهم ساخت، و آن را اشتباهی راهبردی خواند. او همچنین اظهار داشت: "می باید آمریکا نسبت به جبران آن دست به اقداماتی بزند. " وی در ادامه نسبت به عدم اجرای برجام هشدار داد و گفت: " ایالات متحده می داند برجام یک سند پذیرفته شده ی چند جانبه است و اهمال در اجرای آن تخطی از قوانین بین المللی است و هر گونه بد عهدی درباره ی آن به بی اعتباری آمریکا می انجامد."
از گفته های حسن روحانی بخوبی می توان دریافت که، کاخ سفید در اجرای "برنامه ی جامع اقدام مشترک" یا همان برجام، محتاطانه عمل می کند. گلایه و شکایت های حسن روحانی از آمریکا، چند و چون تعامل واشنگتن با تهران را از زمان حاصل شدن توافق وین بدین سو، آشکار نمود. شکوه های روحانی در همانحال نشان داد که با سپری شدن یک سال از توافقات هسته ای، هنوز انتظارات نانوشته مورد تعقیب غرب، و در رأس آن ایالات متحده ی آمریکا از هیئت حاکمه ی ایران جامه عمل نپوشیده است. جمهوری اسلامی نتوانسته نه در عرصه داخلی و نه در اتخاذ سیاست های منطقه ای و مناسبات بین المللی، خود را به منافع دراز مدت غرب هماهنگ کند. آمریکا از رژیم اسلامی ایران انتظار دارد که سیاست هایش را در منطقه، با منافع بلند مدت غرب در خاورمیانه هماهنگ نماید و دخالتگری هایش در مسائل عراق، لبنان، بحرین، یمن و سوریه، در هماهنگی با استراتژی آمریکا پیش بروند.
هر چند از مدت ها پیش معلوم بود که روند اجرایی شدن برجام به کندی پیش می رود، ولی سکانداران آن حاضر نبودند صریحا بدان اعتراف کنند. سخنان حسن روحانی در نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد به همگان ثابت نمود که، دولت یازدهم و بطور کل اصلاح طلبان و اعتدالگرایان حکومتی از پروسه اجرای برجام چندان دل خوشی ندارند. دولت روحانی هنوز با اهداف خود مبنی بر عادی سازی مناسبات با غرب و بویژه آمریکا وجلب سرمایه گذاری های خارجی و تکنولوژی پیشرفته بسیار فاصله دارد.
روحانی و دولت او امید زیادی به موفقیت پروژه ی برجام، و سپس شروع برجام دو، و سه بستند، اما از شواهد موجود پیداست که پیشرفت این پروژه ها کار چندان ساده ای نیست. مخالفت جناح خامنه ای و اصولگرایان افراطی و سپاه پاسداران با عادی سازی کامل رابطه با آمریکا، سد راه تقلاهای دولت باصطلاح " تدبیر و امید" گردیده است. از نظر این جناح ایجاد رابطه با غرب می باید به نحوی باشد که خدشه ای به هویت ایدئولوژیک و سیاسی نظام جمهوری اسلامی وارد نشود و حیات آنرا به خطر نیندازد.
بهرروی در آینده جدال هر یک از جناح های رژیم در دوره ی پسا برجام، و کارشکنی های خامنه ای و دارو و دسته اش با پروژه ی روحانی، بیش از پیش آشکارترخواهد شد. تردیدی نیست که بعد از توافقات هسته ای، کاهش تحریم های اقتصادی، بهبود نسبی روابط رژیم با غرب، بسته شدن چند قرارداد اقتصادی با کمپانی های غربی، زمینه را برای اصلاح طلبان و اعتدالگرایان حکومتی و اپوزیسیون بورژوایی هواخواه آنان برای توهم پراکنی آماده کرد. با این وجود دیری نپائید که محدودیت ها و عدم توانایی روحانی جهت عملی کردن وعده هایش بر همگان روشن شد. دولت روحانی نتوانسته در خصوص ایجاد تحول در اوضاع اقتصادی ایران یعنی جذب سرمایه های خارجی، ایجاد اشتغال و غلبه بر بیکاری و کاهش فقر و فلاکت اقتصادی توفیقی حاصل کند. با این وصف جای توهمی برای کارگران و توده های فرودست جامعه به اندک تغییری در جهت بهبود کار و معیشت آنان باقی نمانده است.
این واقعیات تداوم و گسترش مبارزات کارگری و شکل گیری اعتراضات توده ای را اجتناب ناپذیر کرده است. دولت روحانی با سرعت بخشیدن به اجرای برجام و پیروی از الگوی نئولیبرالی گسترش خصوصی سازی ها، جذب سرمایه های خارجی، تولید برای صادرات و رقابت در بازارهای بین المللی که بر نیروی کار ارزان طبقه کارگر ایران تکیه دارد، نمی تواند موجبات رونق و توسعه اقتصادی را فراهم آورد. پاسخ دولت روحانی و بورژوازی ایران برای این بحران تشدید استثمار کارگران، افزایش فقر و تداوم سرکوب است.
پاسخ فعالین پیشرو جنبش کارگری و دیگر جنبش های اجتماعی به این اوضاع دامن زدن به اعتراضات کارگری و توده ای است. برانگیختن اعتراضات کارگری و دامن زدن به جنبش مطالباتی کارگران حول خواسته های عاجل، دخالت فعالانه در مبارزات جاری و تلاش برای به هم مرتبط کردن مبارزات پراکنده آنان از مهمترین اولویت فعالین و پیشروان جنبش کارگری است. از مسیر دامن زدن به این مبارزات و تلاش برای به هم مرتبط کردن و سراسری کردن این اعتراضات و اتحاد و همبستگی با جنبش های پیشرو اجتماعی و اقشار تحت ستم جامعه است که می توان بر فضای سیاسی جامعه تأثیر گذاشت، اختناق حاکم را به عقب راند، زمینه ی تشکل یابی کارگران و مردم زحمتکش و رنجدیده را فراهم آورد. مبارزه برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و بر پایی جامعه ای آزاد و مرفه و عاری از ستم از همین مسیر می گذرد.
|
|