روژآوا و آینده آن
بخش دوم و پایانی

فریدون ناظری

مقدمه

در بخش اول این مقاله دستاوردهای سیستم خود مدیریتی در کردستان سوریه (روژآوا) بررسی گردید. در قسمت دوم و پایانی خطرات موجود و آینده محتمل این سیستم مورد اشاره قرار می گیرد.

کانتون ها، که جوهر ضد سرمایه داری دارند و مظهر دموکراسی مشارکتی و مردمی هستند، محصول خلاء قدرت دولت مرکزی و موقعیت جنگی در شرایط عمیق ترین بحران سرمایه داری جهانی می باشند. آنها تا هم اکنون دستاوردهای ارزنده ای داشته اند. این دستاوردها را باید به شیوه ای دلسوزانه مورد انتقاد قرار داد، نکات مثبتش را شناخت و با استفاده از تمام امکانات آنها را منتقل نمود. به این اعتبار لازم است دفاع از کانتون ها یک اولویت همه نیروها، سازمان ها و افراد کمونیست و آزادیخواه در سطح جهان، منطقه، ایران و تمام مناطق کردنشین باشد. دفاع از کانتون ها در عین حال به معنای حساس بودن به و شناخت خطراتی است که در حال و آینده این کانتون ها را، به لحاظ داخلی و خارجی، تهدید می کند. تلاش برای شناخت این خطرات و کوشش در جهت خنثی کردنشان یک امر حیاتی در شرایط کنونی است.

خطرات داخلی

1 - بنیان سیستم خودمدیریتی (کانتونی) بر افکار آنارشیستی مورای بوکچین گذاشته شده که توسط عبدالله اوجالان، رهبر (پ. ک. ک) بر شرایط کردستان منطبق گردیده است. طبق این افکار نه مالکیت خصوصی و مناسبات اقتصادی، بلکه دولت و سلسله مراتب عامل اصلی کلیه مصیبت های موجود بشری است. (1) آنها دولت را محصول جامعه طبقاتی متکی به مالکیت خصوصی و یک پدیده تاریخی نمی دانند که طبقه کارگر بعد از براندازی سیستم سرمایه داری، تا رفع خطر کامل بازگشت سرمایه به نوع پرولتری آن نیاز دارد. به همین جهت گردانندگان کانتون ها و فرماندهان یگان های دفاع از خلق (ی. پ. گ) و یگان های دفاع از زنان (ی. پ. ژ) برای ایجاد یک دولت مستقل نمی کوشند. آنها هنوز خود را جزیی از سوریه ای می دانند که امیدوارند از طریق مبارزات موجود در روژآوا و شمال سوریه دموکراتیک گشته و به شیوه ای اداره گردد که در اواسط مارس سال گذشته در کنفرانس رمیلان به تصویب رسید. (2)

محروم کردن مردم کردستان از حق استقلال موجب می شود کسی برای تحقق آن تلاش نکند و در این چارچوب منفعل باقی بماند. این امر، در صورت عدم تحقق سوریه دموکراتیک و استقرار دوباره دیکتاتوری، می تواند فاجعه ببار آورد.

2 - بنیانگزاران و فعالان کانتون ها معمولا تحلیل های خود را از بررسی وضع طبقات آغاز نمی کنند، بلکه "خلق" پایه تحلیل های آنهاست. در اسناد و اخبار مربوط به روژآوا نامی از کارگر نیست. از روی گزارشات نمی شود فهمید نقش کارگران در حاکمیت خودمدیریتی چیست و تشکل های آنها کدامند. به جای طبقات عموما بحث از زنان، مردان، مسیحیان، ترکمن ها و عرب ها و سایر اقلیت ها در میان می باشد.

سیستم خود مدیریتی بر این تصور بنیان گذاشته شده که همه شهروندان می توانند در مسالمت کامل با هم زندگی کنند. طبق این نظام آزادی باید به طور یکسان شامل حال استثمارگر و استثمار شونده گردد. در شرایط جنگی کنونی مالکین زمین، بورژوا و خرده بورژواهای مرفه از نیروی کار زنان و مردان داوطلب و امنیت حاصل شده توسط نیروهای مسلح مردمی استفاده خود را برده و در حد امکان به تجارت و کسب و کار مشغولند. کانتون ها با تمام توان از مالکیت این ها حمایت کرده اند و این امر به آنها رضایت می دهد. اما با عادی شدن شرایط آنها با تمام توان علیه خودمدیریتی و دموکراسی از پائین قد علم کرده و در کنار مرتجعین کردستانی، کشوری و منطقه ای علیه کانتون ها قرار خواهند گرفت.

3 - بر طبق قرارداد اجتماعی مصوب در کانتون جزیره و منتشره در ژانویه 2014 هم مالکیت جمعی تحت امر کانتون ها مورد حمایت است و هم مالکیت خصوصی مجاز شمرده شده است. فعالان کانتون ها، همچون سوسیالیست های تخیلی، بر این اعتقادند با تقویت مالکیت اجتماعی و نمایان شدن فواید و مزایای آنها سرمایه داران بخش خصوصی به میل خود از استثمار کارگران و سوداندوزی دست خواهند کشید. طبق خبر ها و اطلاعات رسیده کانتون ها فقط زمین های تعریب شده و داده شده به مقامات دولتی و فراری را مصادره کرده و بعضا در میان دهقانان توزیع کرده اند. اگر وضع به نفع سیستم سرمایه داری پیش رود این زمین های تکه تکه شده و کوچک در آینده بوسیله صاحبان سرمایه بلعیده خواهند شد.

تحلیل علمی از سرمایه و تناقضات موجود در جامعه سرمایه داری نشان داده که رویای "نوشیدن آب توسط میش و گرگ از یک چشمه" متحقق نخواهد شد. تضاد بین نیروی کار و سرمایه آشتی ناپذیر است و صاحبان سرمایه در هر لباسی که باشند در شرایط مناسب خواهند کوشید با استفاده از دولتشان به بقای سیستم استثماری کمک کنند. همانطور که گفته شد استثمارگران در روژآوا تحت شرایط مشخص کنونی به این حاکمیت رضایت داده اند. آنها در شرایط عادی شدن اوضاع، دولت یکدست و مستبد خود را خواهند ساخت. ماشین دولتی آنها صرفا توسط کارگران متحدی در هم شکسته خواهد شد که مناسبات تولیدی کنونی وظیفه و مسئولیت تاریخی رهایی بشریت را به عهده آنها گذاشته است.

4 - یکی از پایه های حاکمیت در روژآوا فمینیسم است که از اوجالان اخذ شده است. فمینیسم اوجالان به شدت ضد مرد میباشد، اما فمینیسم جاری در روژآوا در بستر همکاری لازم بین زن و مرد در کار، زندگی و جنگ رقیق گردیده است. این فمینیسم تاکنون دستاوردهای ارزنده ای داشته؛ اما همین مکتب موجب بدآموزی هایی شده که در آینده بسیار زیانبار خواهد بود. اساسی ترین بدآموزی این دستگاه فکری اینست که گویا در دنیای سرمایه داری "زنان" نیروی اصلی رهایی هستند و نه طبقه کارگر. اوجالان حتی رهایی خاورمیانه از استبداد را به عهده زنان کرد نهاده است و در ادبیات کانتون ها این خرافه به کرات تکرار شده و می شود. خیزش روژآوا نیز به کرات و به نادرست "انقلاب زنانه" خوانده می شود.

5 - حزب اتحاد دموکراتیک (پ. ی. د)، سازمانده اصلی کانتون ها نیرومند ترین حزب سیاسی در روژآوا است. مسئولین اصلی این حزب، به دلیل عدم رسمیت حاکمیت کانتون ها در میان دولت ها، عملا منافع مردم روژآوا در خارج را نمایندگی کرده و حتی داد و ستد محدود نفت، که از طریق کردستان عراق انجام گرفته، از کانال این حزب پیش رفته است. این خصوصیت زمینه عینی برای جانشین شدن حزب در امر حاکمیت به جای کانتون ها را فراهم کرده است. بر این مبنا دشمنان سیستم کانتونی نظیر دولت ترکیه و حکومت منطقه ای کردستان عراق اتهامات زیادی دال بر حاکمیت دیکتاتورمابانه (پ. ی. د) در روژآوا را منتشر کرده اند. البته گزارشات حقوق بشری تا کنون اتهامات این نیروها در خطوط عمده آنها را تایید نکرده اند. به هر حال باید برای جلوگیری "حزب سالاری" به ره‌یافت‌های تمهیدات جدی اندیشیده شود.

6 - در آثار اوجالان از ضدیت با سرمایه داری، تا ستایش بیدریغ و غیر تاریخی از نقش سازنده سرمایه در جهان، از ضدیت با ناسیونالیسم تا خاک پرستی، از ضدیت با اسلام تا تایید آن، از ستایش غیر تاریخی از زنان تا به اسارت کشاندن آنها در دامگه پدرسالاری، از برخورد ماتریالیستی تا ذهنی ترین برخورد به مسایل را می توان یافت. در حال حاضر هر دسته و گروهی با هر اندیشه، برنامه و سبک کاری در روژآوا این امکان را یافته تا در زیر چتر این افکار متناقض جایی برای خود بیابد و وحدت خویش با بقیه را حفظ کند. با تکامل شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ناگزیر در کردستان این افکار متناقض زیان هایش عمده شده و به صورت مانع درخواهند آمد.

7 - دولت آمریکا به لحاظ آموزشی، پوشش هوایی و به اشکال دیگر (ی. پ. گ) را کمک می کند. به این امر از دو زاویه برخورد می شود. عده ای از فعالین کانتون ها و فرماندهان نظامی ائتلاف با آمریکا را تاکتیکی و اتکا به مردم را استراتژیک می دانند. این خط در حال حاضر غالب است. اما گرایش دیگری نیز هست که آمریکا را "مبشر دموکراسی در دنیا" تلقی کرده و بر روی کمک های آن حساب دراز مدت باز کرده است. تقویت شدن این خط در آینده برای سیستم خود مدیریتی خطرناک خواهد بود. سرمایه داران آمریکایی و نمایندگی دولتی آن مترصد هستند کانتون ها را با توجه به ضعف نهادینه در آن از درون منحط و بوروکراتیک کنند.

8 - حزب دموکرات کردستان عراق (پارتی) دشمنی عمیقی، هم به لحاظ طبقاتی و هم به لحاظ سیاسی، با سیستم کانتونی دارد. این حزب یک نیروی مسلح چند هزار نفره از کردهای پناهجو و مهاجر کرد سوری را زیر چتر (شورای ملی کرد/ حزب دموکراتیک کردستان سوریه) سازمان داده به نام انکس - ENKS - که در بعضی جبهه ها علیه (ی. پ. گ) جنگیده. این نیرو پشتیبانی داخلی قابل اعتنایی ندارد، اما دولت های منطقه آنها را حمایت می کنند و در آینده می تواند خطر آفرین باشد.

9 - ...

خطرات خارجی

این سیستم بر بستری از دشمنی کور و فعال از طرف نیروهای ارتجاع اسلامی نظیر فتح الشام (النصره سابق) و داعش، دولت ترکیه، حکومت منطقه ای کردستان و پادشاهی عربستان استقرار یافته است. حکومت بعث و جمهوری اسلامی اصل را بر تحمل موقت این نظام قرار داده اند تا به هنگام مقتضی آنرا از میان بردارند. دول آمریکا و روسیه صلاح دیده اند مناسباتی تاکتیکی با نیروی مسلح کانتون ها، یعنی "یگان های دفاع از خلق (ی. پ. گ)" برقرار کنند تا با دشمن مشترک بجنگند. آنها نیز حداقل خواهان تهی شدن کانتون ها از درون و تبدیل آن به حکومتی بوروکراتیک و طرفدار نئولیبرالیسم هستند تا واگذاری خاک زرخیز روژآوا و نفت رمیلان (2) به صاحبان مجتمع های غربی، روسی یا چینی را تسهیل نماید. خط اصلی حاکم بر کانتون ها و (ی. پ. گ) نیز با شناخت از اهداف دولت ها، با توجه به منافع "خلق" روژآوا و با اتکا به نیروی متشکل آنها دیپلماسی خود را سازمان داده است.

به خاطر کوتاه کردن کلام و وجود اطلاعات فراوان راجع به خطرات خارجی من این بحث را به همین جا خاتمه می دهم. اما تاکید می کنم که خطرات خارجی می تواند سهمگین باشد.

آینده محتمل

سیستم حاکمیت مردمی در روژآوا یکی از نشانه های این واقعیت است که انسان امروزی نیازمند عبور از نظامی است که دارد به طرف بن بست و مرگ می رود و اگر زودتر راهش سد نشود پروسه نابودی بشر را تکمیل خواهد کرد. مشابه این سیستم، جنبش زاپاتیست هاست که در اول ژانویه 1994، روز رسمیت پیدا کردن نفتا بین آمریکا، مکزیک و کانادا، و مستقیما علیه نئولیبرالیسم در چیاپاس مکزیک شروع شد. زاپاتیسم در یک منطقه دهقانی با اتکا به قوم مایا شروع شد. در آنجا یک عده چپ رهبری را به دست گرفتند و بدون اینکه گرفتار جنگ باشند شخصا حمله را شروع کردند. اما در روژآوا جنگ شد و مبارزه به شکل دفاعی شروع گردید. در چیاپاس حاکمیت زاپاتیستی امکان تحولی را نیافته که در روژآوا دیده می شود. اما هر دو حاکمیت های دوران گذار هستند. اینها بدیلی برای سرمایه داری هستند که خود باید تحول بیابند و سوسیالیستی شوند.

آیا تحول سوسیالیستی در کردستانی، که کارگرانش عمدتا یا مهاجر بوده و یا در بخش کشاورزی کار می کنند، میسر است؟ طبعا دادن پاسخ کنکرت به این پرسش پیچیده نیاز به مطالعات بیشتر و عمیق تری دارد. لیکن دو فاکتور عمده به نفع امکان پذیری تحول مذکور سوسیالیستی عمل می کند که لازم است به آنها اشاره شود.

فاکتور نخست وضعیتی است که سرمایه در محل و در دنیا به آن دچار است. در کردستان، که تسلط سرمایه داری و نهادهایش بر آن ضعیف است، و این امکان در آن فراهم آمد تا یک حکومت مردمی، ضد سرمایه داری و چپ برای بیش از 4 سال در آن کار کند، یک تحول سوسیالیستی ممکن است. از زاویه دیگری نیز می شود این امر را شکافت. در عصری که کل سیستم سرمایه داری روز به روز بیشتر در مرداب بحرانی فرو می رود که امکان خلاصی از آن، به لحاظ ساختاری، وجود ندارد البته تحقق این امر زمینه عینی نیرومند دارد. فاکتور دوم امکان تحولات بزرگ و معطوف به چپ در ایران و ترکیه است که می تواند کل سیستم خود مدیریتی در روژآوا را نجات دهد.

در افزوده

(1) قابل یادآوری است که در افکار آنارشیست ها و از جمله اوجالان حملات زیادی به سیستم سرمایه داری می شود. او البته همچون بوکچین "سلطه و سلسله مراتب" را علت العلل کلیه مصائب بشری میداند، اما سرمایه داری را هم به آنها اضافه میکند. به هرحال عدم شناخت درست از ریشه اصلی مصائب، که مالکیت خصوصی بورژوایی است، نتایج زیانباری در بر دارد که بعد از عادی شدن شرایط در سوریه خود را بهتر نمایان خواهد ساخت.

(2) متن کامل بیانیه پایانی نشست رمیلان: برگردان از عربی: NNSROJ

هیات هماهنگی خودگردانی های دموکراتیک کانتون های جزیره، کوبانی و عفرین به منظور یافتن راه حلی برای برون رفت از بحران سوریه و توافق برای [ایجاد] سیستمی برای مدیریت روژآوا و شمال سوریه، از اقشار مختلف، نیروهای سیاسی، احزاب و نهادهای مدنی در این مناطق و مناطقی که از اخیرا آزاد شده اند (شهبا) دعوت به عمل آورده بود تا در جلسه ای گردهم آیند. در راستای این فراخوان ما به عنوان نماینده این مناطق در روزهای ۱۶ و ۱۷ مارس ۲۰۱۶ [در شهر رمیلان] گردهم آمدیم. ما در این نشست [دو روزه] یاد و خاطره شهدای تمام خلق ها که با خون خود حماسه هایی قهرمانانه را آفریدند و خلق را به این مرحله رساندند گرامی داشتیم. در این گردهمایی تصمیم های زیر را اتخاذ گردید:

1 - سیستم "فدرالیسم دموکراتیک"، با اساس گرفتن مشارکت تمام اقشار و گروه های مختلف جامعه، سوریه آینده را برای همه سوری ها تضمین می کند.

٢- فعالیت و تلاش برای بنیان نهادن سیستم "فدرالیسم دموکراتیک روژآوا - شمال سوریه"

٣- انتخاب ریاست مشترک مجلس موسسان و کمیته سازماندهی متشکل از ۳۱ عضو تا برگزاری [اولین] انتخابات

٤- کمیته سازماندهی باید ظرف مدت شش ماه بستر های مناسب برای تدوین یک میثاق اجتماعی و ایجاد ساختارهای سیاسی و حقوقی را آماده کند.

٥- تمام اسناد و قوانین تصویب شده در مجلس موسسان برای ایجاد یک سیستم دموکراتیک اجتماعی باید میثاق های تصویب شده توسط سازمان ملل در رابطه با حقوق بشر و جوامع را اساس بگیرد. مشارکت کنندگان در این کنفرانس نیز بر پیوند عمیق سیستم ایجاد شده با جامعه سوریه تاکید کرده و خود را بخشی از آن می دانند. همچنین برادری خلق ها و صلح را نیز اساس می گیرند.

٦- آزادی زن جزئی لاینفک و اساسی از سیستم فدرالیسم دموکراتیک است. زنان دارای حق برابر برای حضور و همچنین مشارکتی پایاپای در اتخاذ تصمیم گیری ها در تمام حوزه های سیاسی و اجتماعی هستند.

٧- تمام جوامع موجود در سیستم "فدرالیسم دموکراتیک روژآوا – شمال سوریه" می توانند روابط سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی خود را با دیگر فرهنگ ها و جوامع موجود در منطقه و جهان توسعه دهند. این روابط و پیمان ها نباید با اهداف و منافع سیستم فدرالیسم دموکراتیک منافات داشته باشد.

٨- هدف سیستم فدرالیسم دموکراتیک روژآوا – شمال سوریه ایجاد اتحادی دموکراتیک در مسائل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی میان تمام جوامعی است که در خاورمیانه زندگی می کنند، اتحادی که به واسطه آن از مرزهای دولت – ملت عبور کرده و زیستی را در سایه صلح، امنیت و برادری را بنا نهند.

٩- شهروندان مناطق آزاد شده ای که تحت حاکمیت گروه های تروریستی بودند از این حق برخوردارند تا به خواست خود به سیستم فدرال دموکراتیک بپیوندند.

١٠- این سیستم تمامیت ارضی سوریه را تضمین می کند. خلق، جوامع و اقشار مختلف در روژآوا و سوریه!

ما در مرحله ای تاریخی و شرایطی حساس قرار گرفته ایم، سوریه امروز به واسطه میلیون ها آواره، هزاران قربانی [جنگ] و تخریب گسترده [شهرها] و زیرساخت ها، فاجعه بارترین روزهایش را سپری می کند. در مقابل این [تراژدی] در سال های اخیر در روژآوا و به واسطه خون شهدا تجربه ای مترقی بنیان گذاشته شده و از آن حفاظت به عمل آمد. و این نیز فرصتی بود برای ما که یک سیستم فدرال دموکراتیک را در روژآوا و سوریه بنیان نهیم. ما بر این باور هستیم که این سیستم رهیافتی خواهد بود برای حل بحران سوریه. بر اساس تصمیم های تاریخی گرفته شده [در این کنفرانس]، ما از زنانی که نماینده زندگی آزاد هستند، جوانان، تشکل ها، کارگران و خلق ها و تمام اقشار جامعه دعوت به عمل می آوریم تا در بنیان نهادن سیستم فدرالیسم دموکراتیک مشارکت کنند. ما همچنین از تمام نیروهای دموکرات و انسان دوست می خواهیم که از ما حمایت کنند. آری به اتحاد و همزیستی برادرانه خلق ها مجلس موسسان اتحاد فدرال دموکراتیک روژآوا – شمال سوریه

مجلس موسسان اتحاد فدرال دموکراتیک روژآوا – شمال سوریه



تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address