
سخنان بی پرده وزیر مهاجرت دانمارک در پاسخ به خبرنگاران مبنی به اینکه: "ظرفیت دانمارک تکمیل است"، سیمای کنونی و واقعی سیاست پناهنده پذیری غالب حکومت های سرمایه داری جهان را نشان می دهد. خانم "اینگر شویری" وزیر مهاجرت دانمارک اعلام داشت که: "دولت این کشور قرار داد خود با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد بصورت یک جانبه لغو و از این پس حتی یک نفر پناهنده سهمیه ای سازمان ملل را به کشور خود راه نخواهد داد.
پارلمان سوئد در 21 ژوئن امسال سخت گیرانه ترین قوانین پناهندگی در اتحادیه اروپا را تصویب کرد و سیاست پناهنده پذیری خود را از "سخاوتمندانه ترین" به سخت گیرانه ترین سیاست اتحادیه اروپا تعییر داد. نخست وزیر سوئد و رهبر حزب سوسیال دمکرات که قبلا ادعا می کرد: " اروپای من دیوار نمی کشد"،دیواری با شدیدترین کنترل پلیسی بین سوئد با دانمارک کشید. طبق تحقیقاتی که چند ماه پیش در وزارت دادگستری هلند انجام شده، این کشور نسبت به سایر کشورهای اروپایی از قوانین سخت گیرانه تری برخورد است.دولت استرالیا ترجیح می دهد پناهندگان را در کمپ های جزایری مانند مانوس (مشهور به گوانتاناموی استرالیا) و ... محبوس کند تا از تصمیم خود منصرف شوند و در اردوگاه های پناهجویی به گونه ای با آنها رفتار می کند که پناهنده خواهان بازگشت به جهنمی باشد که از آن فرار کرده است.
وضعیت پناهندگان در کشورهایی همچون ایران، عراق، ترکیه و ... و بعضی از کشورهای اروپای شرقی که در واقع محل دوم پناهجویان برای رسیدن به مقصدی "امن" به شمار می آیند، بگونه ای است که پناهچویان خود را به آب و آتش می زنند که از آن خلاصی یابند. واژگونی قایقهای پناهجویان در دریای مدیترانه به امری روزمره تبدیل شده است. سال گذشته بیش از ۳۷۰۰ نفر در جریان گذر از این مسیر پرخطر آبی جان خود را از دست دادند و هر روز تصاویر دردناکی از غرق شدن پناهجویان در دریا و خفه شدنشان در کامیون ها منتشر می شود.
در بعضی از این کشورها از جمله ایران برخوردی کاملا فاشیستی و غیر انسانی به پناهجویان افغانستانی می شود. بعنوان مثال حضور پناهندگان افغانستانی در ۱۴ استان ایران ''ممنوع' 'است. آرزوی كودكان افغانسانی در ایران یک شناسنامه است و تحصیل آنها در مدارس رسمی ايران ممنوع است.
اخیرا نیروی انتظامی استان فارس گروهي از مهاجران افغانستانی را تحت عنوان '' دستگيري اتباع بيگانه'' در قفس آهنین به نمايش گذاشت.
این تصویر دردناک تنها گوشه و نمونه هایی اندک از سخت گیری های جهان سرمایه داری در قبال آوارگی و پناهجویی انسانهایی است که از جنگ و کشتار و فقر فرار کرده اند. این گوشه ای از زندگی سخت و دشوار 60 میلیون پناهنده و آواره ای است که سازمان ملل در سال 2015 به آن اشاره کرده است که در پی جنگ، فقر و بیکاری، استبداد رژیم های سرمایه داری و آزار و اذیتها، مجبور به گریختن از زادگاه و خانواده های خود شده اند.
در پاسخ به این معضل جهان سرمایه داری میدیا جهانی تنها روی عوارض و معضلات پناهندگی که اکنون به یکی از چالش های بی سابقه در جهان وارونه امروزی تبدیل شده است فکوس کرده و به جای قبول مسئولیت در قبال این وضعیت دهشتناک، هر روز بیش از بیش با کنوانسیون ها و تعهداتی که زمانی بیشتر بر بستر تامین نیروی کار برای آنها معنا داشت پشت می کنند. آنها در این رابطه مسئولیتی نمی پذیرند و چشم و گوششان در مقابل مصائبی که بر آوارگان ِ ناشی از جنگ های منطقه ای، نظام های استبدادی، فقر، بیکاری و... بسته شده است. اکنون در بین کشورهای "پناهنده پذیر" مسابقه و سبقت و سیاست"سفت کردن کمربندها" برای گریز ار عواقب وضعیت دردناکی که بورژوازی جهانی و حکومت هایشان برای میلیون ها انسان آفریده اند و هر روز شاهد سخت گیری های بیشتر و تصویت قوانین منع کننده بیشتری در میان کشورهای "پناهنده پذیر" هستیم.
در این شرایط است که هر روز بیشتر رشد راسیسم و نژاد پرستی که بعد دیگر این وضعیت و نتیجه مناسبات دولت های سرمایه داری است را شاهد هستم. وضعیتی که آنها خود "آتش بیار معرکه" اش بوده اند و نتیجه اش تحمیل فقر و گرسنگی و جنگ و ناامنی بوده که هر بیش از همیشه انسان ها را مجبور به کوچ اجباری کرده است. رشد راسیسم و نژاد پرستی در عین حال بهانه ای مناسب برای این دولت ها و کشورهای سرمایه داری برای سخت گیری های بیشتر و رها کردن انسانها به حال دردناک خود بوده است.
سیاست پناهنده پذیری ادامه همان سیاست های ضد انسانی سرمایه داری است. آدمی در بازار سرمایه، کالایی بیش نیست. هر آنجا که این کالا به سود سرمایه باشد، از آن استفاده می شود و هرآنجا که به سبب بحران، سودافزا نباشد، شیئی مازاد و بی ارزش می شود. اگر دولت آلمان به پذیرش 1 میلیون آواره سخن گفت، به نیروی کار رایگان و خاموشی می اندیشید که برای مصرف در کوره های سرمایه به آن نیاز داشت، مازاد این نیرو باید از بین برود. جنگ نیابتی سرمایه در خاورمیانه، آفریقا و آسیا و بخش هایی از اروپا، میلیون ها آواره و مهاجر آفریده است، این مهاجرت میلیونی، تولید ماشین جنگی سرمایه است، بنا به قانون مالتوز، بخش مازاد جمعیت را باید به دریا ریخت، به رگبار بست، و در گورهای دسته جمعی زیر خاک برد.
باید در مقابل این چهره کریه جهان سرمایه داری و نقش سیستم سیاسی و اقتصادی حاکم و حکومت های بورژوائی و امپریالیستی در ایجاد فاجعه آوارگی را هر چه بیشتر رسوا و افشا کرد. لازم است دروغ ها و ریاکاری های سران کشورهای امپریالیستی را مبنی بر دفاع از "حقوق بشر" را برملا نمود. آنها مسببین برپائی جنگ های ویرانگر و فاجعه آوارگی، در جهان و خاورمیانه هستند. آنها هستند که به مسابقه تسلیحاتی دامن می زنند و در پناه این نوع سیاست ها، میلیاردها دلار سلاح به حکومت های تحمیل شده به مردم منطقه، می فروشند.
باید با اتکا به افکار عمومی پیشرو و انساندوست و نیروهای مبارز در کشورهای کانونی سرمایه سرمایه و نیز کشورهای همانند ترکیه که به باج گیری روی آورده است و جان صدها هزار آواره جنگی را در برابر شروط خود با کشورهای اروپایی به گروگان گرفته ناچار کرد تا حقوق آوارگان و پناهجویان را محترم بشمارند. لازم است مبارزه برای به رسمیت شناختن حق سکونت و تأمین زندگی انسانی برای هر فرد با حقوق جهان شمول از جمله برخورداری از حق سکونت در هر نقطه ای از جهان که مایل به آن باشد، گسترش یابد. این حداقل کاری است که وجدان آگاه بشریت می تواند در مقابل این فاجعه انسانی انجام دهد.
|
|