
روز سهشنبه ۲۶ مرداد / ۱۶ اوت، برای نخستین بار، خبرگزاری اسپوتنیک اعلام کرد که روسیه شماری از جنگندههای خود را در «پایگاه هوایی نوژه» همدان مستقر کرده است و این جنگندهها نخستین عملیات هوایی خود را از این پایگاه برای بمباران در سوریه انجام دادهاند.
اطلاعیه وزارت دفاع روسیه گزارش داد: «شانزدهم آگوست سال ۲۰۱۶، بمب افکن های دوربرد تو-۲۲ ام ٣ و بمب افکن های تهاجمی سو-٣۴، با پرواز از فرودگاه نظامی همدان (جمهوری اسلامی ایران) به تاسیسات گروهک تروریستی داعش و جبهه النصره در استان های حلب ، دیرالزور و ادلب حمله کردند.» در برابر این خبر فوری، با آنکه در جهان بازتابی گسترده یافت، رسانه های حکومت اسلامی و سران این حکومت، سکوتی خفقانی اختیار کردند. حکومت اسلامی که تا چند روز بعد با پنهان کاری، و با تلاش بسیار در مخفی کردن این رویداد کوشیده بودند، مانند همیشه ابتدا به انکار و سپس به تناقض گویی پرداخت. آشکار است که استقرار چندین بمب افکن و خلبان و پرسنل و بمب و زرادخانه های لازم این هواپیماها، به زمان بندی، آماده سازی، آشیانه، لجستیک، باند سوخت گیری، بارگیری و ده ها آماده سازی ها و تجهزات دیگر نیازمند است و پیداست که این همه، نمی توانست از چشم ها پنهان بمانند و تنها به یک «سوخت گیری» ادعایی کارگزاران حکومتی محدود باشد. حکومت روسیه به کارگزاری باند سپاه، و پذیرش علی خامنه ای که این روزها امامش می نامند، برفراز باند دولت و مجلس اسلامی، بدون پرداخت هزینه و یا جنگی، به بزرگترین دستاورد نظامی و سیاسی خود، یعنی استقرار پایگاه نظامی خود در خارج از روسیه، پس از پایگاه هایی در سوریه رسیده است. این یک اشغال است که بنا به پروژه ی "اروآسیا" ، برای نخسیتن بار در تاریخ پس از جنگ جهانی دوم، رسما، مهمترین پایگاه هوایی نظامی، به وسیله ی حکومت اسلامی سرمایه در ایران به حکومت روسیه واگذار می شود. الیگارش بورژوایی حاکم بر روسیه، پس از بندر طرطوس در سوریه، و کریمه ی اشغال شده در بندر سواستوپل در اکراین، اینک در ایران با پایگاه شاهرخی (نوژه) (1)، دارای سومین پایگاه نظامی خویش در بیرون روسیه می شود. هنگام نوشتن این خطوط، هنوز ندایی از رئیس دولت «تدبیر و امید» شنیده نمی شود، این خود بیانگر آن است که باند حکومتی امید بسته به غرب، از رقبای خویش، پاتکی دیگر خورده و باند سپاه و رهبری حکومت در ایران برای حفظ قدرت به خواست های پوتین گردن نهاده اند. سفرهای پیدا و پنهان فرمانده سپاه قدس، سرپاسدار قاسم سلیمانی، علی اکبر ولایتی (وزیر امور خارجه بیت رهبری) در پست «رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام»، و علی شمخانی، دبیر «شورای عالی امنیت ملی» رژیم، و وزرای دفاع روسیه و حکومت اسلامی، در ماه های اخیر، تداوم همان قراردادهای ترکمانچای و گلستان دوران قاجار و تزاریسم را رقم می زدند. حکومت روسیه، پس از استقرار و انجام عملیاتی برخاسته از پایگاه هوایی همدان که به زودی می توانست از خبرگزاری های غربی و ناتو، به رهبری آمریکا اعلام شود، با پیشدستی این پاتک نظامی را به عنوان یک پیروزی، اعلام کرد. در پی این آشکار سازی، دولت روحانی، سکوت مرگ سای خویش را هنوز نشکسته بود که، باند رقیب، ماهها پس از واگذاری پایگاه نظامی به حکومت روسیه، علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس سرمایه را به میدان فرستاد. وی اعلام کرد که استقرار ارتش روسیه در ایران «بنا به مصوبه شورای عالی امنیت ملی و در چارچوب همکاریهای چهارجانبه ایران، روسیه، سوریه و عراق است.» بروجردی وابسته به باند «اصولگرایان» این واگذاری را «مغایر با قانون اساسی ندانست.» علی لاریجانی در پست رئیس مجلس اسلامی سرمایه، به سود خامنه ای گفت: «اینکه ما با روسیه بعنوان متحد در مسائل منطقه بخصوص در سوریه همکاری داریم به معنای این نیست که پایگاهی به روسیه از نظر نظامی دادیم لذا اگر کسی این موضوع را در رسانهها مطرح کرده تکذیب میشود.»
محمود صادقی به همراه علی مطهری از نمایندگان سرمایه در مجلس، با تنی چند از «اصولگرایان» به تنظیم توماری مامور شدند تا به سود باند «پوتینیسم» سپاه با تصویب مجلس، برپایی پایگاه نظامی روسیه نوتزاری را قانونیت بخشند. وی اعلام کرد که: «شرایط امنیتی منطقه حساس است و اطلاع نمایندگان از تصمیمِ در اختیار گذاشتن پایگاه نوژه به روسیه «موجب تقویت همگرایی و هماهنگی بیشتر قوای سهگانه در مقابله با تهدیدات امنیتی» میشود.
علی اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه باند ِ«بیت رهبری» آشکار می سازد که این یک حضور استراتژیک است: «تحولاتی که ظرف چند هفته اخیر رخ داده کاملا غیرقابل پیشبینی بود و این تحولات هم در ترکیه، هم در اروپا و هم در غرب آسیا و سوریه تأثیرگذار خواهد بود.»
خبرگزاری سپوتنیک درباره این واگذاری و استقرار بمب افکن های روسی در ایران نوشت: «دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران علی شمخانی بیان داشت که جمهوری اسلامی ایران زیر ساخت های خود را برای مبارزه با تروریست ها در سوریه در اختیار روسیه می گذارد.» و خبرگزاری دولتی ایرنا نوشت: «علی شمخانی در مصاحبه ی ویژه ای با خبرگزاری ایرنا بر شراکت استراتژیک بین مسکو و تهران در مبارزه با تروریسم در سوریه اشاره کرد.» و افزود«انجام عملیات نظامی روسی ها از خاک ایران در حالی صورت گرفته که هنوز پارلمان فدراسیون روسیه آن را تصویب نکرده و مجلس ایران در این موضوع که در نوع خود بی سابقه است، عملا نقشی ندارد.» در باره واکنش پارلمان روسیه اسپوتنیک نوشت: «رئیس کمیته دفاع و امنیت شورای فدراسیون روسیه، ویکتور ازروف به خبرگزاری ریانوواستی روسیه گفت: شورای فدراسیون روسیه آماده است توافق با ایران در خصوص استقرار ناوگان هوایی نیروهای مسلح روسیه در پایگاه هوایی همدان را تصویب نماید.» و افزود «بر اساس طرح مشابه توافق تصویب شده با سوریه در خصوص استقرار ناوگان هوایی ما ، تصویب این توافق با ایران نیز ممکن است.»
بنابراین، برخلاف همه ادعاهای دروغین سران حکومت اسلامی، موضوع «سوخت گیری» و ترانزیت هوایی در میان نیست. سخن از «همکاریهای دفاعی ایران و روسیه» و «داشتن روابط راهبردی با روسیه» در میان است. اینجاست که دم خروس از آستین رهبر نمایان می شود. روسیه، پایگاه هوایی «نوژه» در همدان را در برابر «انجیرلیک» ترکیه برپا کرده است، تا برای فردا در برابر«ناتو»، «ورشو» دیگری را با زیر چتر گرفتن حکومت اسلامی ایران (با قدرت یابی باند سپاه بر همه امور)، حکومت اسلامی شیعی در عراق (در صورت تجزیه عراق با سرمایه گذاری روی حشد الشعبی)، حکومت سوریه (در صورت حفظ سیستم حاکم بر سوریه)، حزب الله در لبنان و دیگر هم پیمانان نزدیک به خود را سازمان دهد. این پایگاه، و حضور نیروی هوایی روسیه، می تواند چهره نظامی سیاسی منطقه را دگرگون سازد. این یک توسعه طلبی سیاسی – نظامی است. سران رژیم اسلامی، خود به حضور نظامی روسیه در ایران به عنوان یک ضرورت حیاتی نام می برند. آنان غرق در بحران، و در هراس از سرنگونی حاکمیت خویش «طرطوس» دیگری را برپا می کنند تا در فردای خیزش سراسری و سرنگونی حتمی، هم سرنوشت با حکومت سوریه، روسیه نئوتزاری را به پشتیبان داشته باشند. همه این پیش بینی های ضد مردمی حکومت ها، اما با مداخله ی عنصر آگاه طبقاتی، یعنی تنها با حضور سازمانیافته و آگاه طبقه کارگر برخوردار از رهبری حزب کمونیست، با سرنگونی انقلابی حکومت اسلامی و برقراری حکومت کارگری نقش بر آب می شود.
جهان امروز
زیر نویس:
1) روز 25 تیرماه 58 همراه با فتوای خمینی برای به خاک و خون کشانیدن کردستان، خلبان محمد نوژه به همراه ستوان یکم خلبان بشیر موسوی که برای پشتیبانی از بالگردهای نیروی زمینی ارتش و ستون اعزامی ازکرمانشاه به پاوه، سرازیر شده بودند، پس از بمباران، با آتشبار پیشمرگان انقلابی در منطقه قشلاق بین پاوه و روانسر سقوط کرد و محمد نوژه و کمک خلبان خویش در میان آهن پاره ها سوختند. حکومت اسلامی به پاداش جنایت های محمد نوژه ، پایگاه «شاهرخی» همدان را به نام وی نام گذاری کرد.
|
|