
بنا به گزارش خبرگزاری مهر، از روز سه شنبه 18 خرداد، سرانجام سپاه پاسداران با باز شدن مرزهای کولبری موافقت کرده است. در ماههای گذشته اعتراضات وسیعی در شهرهای پیرانشهر، سردشت ، بانه و مریوان برعلیه بسته شدن مرزها صورت گرفت. خبرگزاری مهر می نویسد: "محمد حسن رجبی فرمانده سپاه بیت المقدس کردستان در این خصوص گفته است: بازارچههای موقت مرزی یا همان معابر کولبری که بنا به دلایلی مسدود شده بودند، براساس تصمیم قرارگاه استانی سپاه از امروز بازگشایی میشوند و افراد مجاز میتوانند فعالیت خود را در این بازارچهها از سر بگیرند. وی افزود درآمدها نیز باید برای امنیت حریم مرزی هزینه شود. فرمانده سپاه بیت المقدس کردستان تاکید کرد که در غیر اینصورت سپاه مجددا مرزها را خواهد بست." درآمدهای مرزی هم چیزی جز گردنه بگیری نیروهای انتظامی و سپاه در مسیر رفت و آمد کولبران نیست. آنها سهمی از درآمد ناچیز کولبران زحمتکش را می برند. کولبرانی که کارت عبور رسمی نداشته باشند و یا از مسیرهایی غیر از آنچه که سپاه تعیین کرده است عبور کنند، هدف قرار میگیرند و بدست آوردن لقمه نانی برای خانواده هایشان به قمار مرگ و زندگی تبدیل می شود.
کمتر هفته ای است که خبر کشته و زخمی شدن شماری از "کولبرها" و "کاسبکاران" نوار مرزی کردستان به گوش نرسد. شمار کسانی که جان خود را برای تامین یک زندگی بخور و نمیر در کوره راههای مرزی بر اثر تیراندازی مزدوران رژیم اسلامی از دست داده اند در سال های اخیر به طور متوسط یکصد نفر در سال بوده است.
بیکاری گسترده و رو به افزایش جوانان و مردم تهیدست مناطق کردنشین غرب ایران، باعث شده است تا شمار کثیری از مردم فقیر شهرها و روستاهای این مناطق با هدف دستیابی به کارهای فصلی به مناطق دیگر ایران مهاجرت کنند. اینان همچنین وقتی به کردستان بر می گردند، ناچار هستند به مشاغلی از قبیل دستفروشی و کولبری و کاسبکاری در مرزها روی آورند. ترکیب سنی و جنسی افرادی که به کولبری و کاسبکاری روی می آورند، بسیار متفاوت است.در میان کولبران از کودکان 10 ساله تا پیرمردان 70 ساله به چشم می خورند. علاوه بر این، زنان سرپرست خانواده و جوانان تحصیلکرده بیکار نیز طیف قابل توجهی از کولبران را تشکیل می دهند.
اکثر گذرگاه های مرزی از سلماس تا اورامانات و به ویژه گذرگاه های شهرستان های پیرانشهر، سردشت، بانه و مریوان محل عبور و کاسبی زنان و مردان، جوانان و کودکانی است که در یک بازی واقعی با مرگ برای امرار معاش درگیر هستند. جنایتکارانی که به کار مرزبانی گماشته می شوند و در پایگاه ها و مسیر تردد کاروانچیان استقرار می یابند، از آنجایی که باید سهم سلسله مراتب بالاتر خود را هم پرداخت کنند، در طول مدتی که به این کار گمارده می شوند، آنی از جریمه گرفتن و باج ستانی از کاسبکاران تهیدست مرزی و غارت اجناس آنان غافل نیستند.
کولبری و کاسبی در مرزهای کردستان، هم شغلی در میان مشاغل دیگر و هم از منظر جمهوری اسلامی جرمی است در زمره دیگر جرائم. شغل است چرا که در بسیاری از گذرگاه های مرزی واحدهای پاسداران و نیروهای انتظامی که به نگهبانی مرز گماشته شده اند، روزانه برای کولبرانی که کالاهای مورد نیاز در آن سوی مرز و یا مال التجاره بازرگانان بزرگ را جابجا می کنند، کارت عبور صادر کرده اند. در ماههای اخیر سپاه پاسداران، با بهانه واهی امنیتی مرزها را بسته بود. اما دیدیم که مسئله فقط قبضه کردن کامل درآمد از جانب سپاه بود. کولبری اما در عین حال از دید جمهوری اسلامی جرم است، از اینرو هر روز شماری از این ستمکشان بیدفاع به کمین دسته هایی از مزدوران سپاه و نیروی انتظامی می افتند و همانند دشمن در میدان جنگ با آنان رفتار می شود. آنان آماج تیراندازی مستقیم قرار می گیرند و ادامه زندگی را وثیقه یافتن لقمه نانی قرار می دهند.
با وجود این مخاطرات مرگ آفرین کولبران و کاسبکاران مرزی به دلیل موقعیت دشوار اقتصادی و نیاز به تامین زندگی خود و خانواده هایشان، دوباره سر به این گذرگاه های مرگ می سپارند.اما این کولبران و کاسبکاران مرزی نیستند که از عبور کالا از نوار مرزی سودهای سرشار به جیب می زنند، بر عکس این تجار و سرمایه داران و واسطه ها هستند که برای حمل کالاهای خود نیازمند نیروی کار کولبران می باشند.
فصل زمستان و سرمای جانسوز رشته کوه های زاگرس، گرمای طاقت فرسای مناطق گرمسیری، کار در شب و عبور از میان میلیونها مین به جا مانده از جنگ ایران و عراق و کمینگاه های راهزنان و باجگیران سپاه پاسداران و نیروی انتظامی، محیط کار و شرایطی را که کولبران و کاسبکاران مرزی در جستجوی لقمه نانی به کار در آن تن در می دهند، شکل می دهد.کولبران با وجود همه این مخاطرات ناگزیر بخشی از دستمزد ناچیز خود را به عنوان باج عبور به مرزبانان رژیم اسلامی می پردازند. بیکاری گسترده در کردستان موجب شده است تا هر روز بر شمار کسانی که به این "شغل" روی می آورند، افزوده شود.
اگرچه تلاش برای تأمین مشاغل واقعی و بی خطر و یا تأمین بیمه بیکاری امر عاجلی است و باید همه آماده بکارهای این منطقه از فرصت های شغلی واقعی برخوردار باشند، اما تا هر زمانی که این مردم بیکار مجبورند تن به چنین کارهای پرخطری بدهند، باید رژیم را واداشت دست از راهزنی و از کشتار آنان بردارد. مردم شهرهای مرزی کردستان که با اعتراضات گسترده خود رژیم را ناچار عقب نشینی کردند، اینک بایستی برای تامین امنیت این زحمتکشان نیز استین ها را بالا بزنند.
|
|