
روز یکشنبه 17 خردادماه "رحمانی فضلی"، وزیر کشور دولت روحانی گزارش مفصلی از گسترش آسیبهای اجتماعی در ایران به مجلس شورای اسلامی ارائه داد. این گزارش اگر چه طبق معمول میزان واقعی گستردگی آسیبهای اجتماعی در سطح ایران را منعکس نمیکند، اما اعلام رسمی و علنی آن در همین حد هم تکان دهنده است. وی گفت در ایران ۱۱ میلیون حاشیهنشین وجود دارد که در ۲۷۰۰ محله در حاشیه شهرهای بزرگ زندگی میکنند. یک میلیون و سیصد هزار بیکار ثبت شده وجود دارد و در بعضی مناطق ایران 60 درصد مردم آماده بکار بیکار هستند. یک میلیون و ۵۰۰ هزار معتاد هستند؛ اعتیاد عامل ۵۰ درصد طلاق ها است؛ ۳۶ درصد ازدواج ها به طلاق منجر می شود سالانه ۶۰۰ هزار نفر به زندان می افتند.
صرفنظر از اینکه در همه زمینه های مورد اشاره وزیر کشور ارقام واقعی بسیار تکاندهنده تر هستند و تضادها و بیعدالتی های موجود در جامعه هم به موارد مورد اشاره رحمانی فضلی محدود نمی شوند، سئوال این است چه اتفاقی افتاده است که دولت روحانی در جلسه علنی مجلس گوشه هائی از بلائی را که این رژیم بر سر مردم این کشور آورده است، این چنین بی پروا برملا می سازد؟ چرا همین دولت نمیتواند در کارنامه چند ساله خود، در عین حال آماری از پیشرفت در زمینه کاهش آسیب های اجتماعی ارائه دهد؟ پاسخ را در آخرین بخش از سخنان این وزیر دولت روحانی باید جستجو کرد. رحمانی فضلی در سخنانش چند بار تاکید کرد که همه این حقایق را به اطلاع خامنه ای هم رسانده و از وی در این زمینه ها کسب تکلیف هم شده است. وزیر کشور بوضوح تلاش میکرد تا خامنه ای را در مسئولیت نابسامانی های موجود در جامعه ایران سهیم کند.
اما در این میان خامنه ای نیز بیکار ننشست و بلافاصله توپ را به زمین دولت پاس داد. باین منظور در همان روز نمایندگان مجلس اسلامی را به منزل خود دعوت نمود و در همین زمینه ها سخن گفت. وی هشدار داد که: "دشمن در تلاش است" تا شکاف های موجود در جامعه را به زلزله ای تبدیل کند. او از نمایندگان مجلس خواست که مانع از تحقق این "طرح دشمن" شوند. او گفت که دشمن با استفاده از حربۀ مشکلات اقتصادی از قبیل رکود و بیکاری در صدد ضربه زدن به حکومت اسلامی است. وی به بیکاری به ویژه بیکاری جوانان اشاره کرد و آنرا مایۀ شرمندگی نظام اسلامی خواند. وی خطاب به کارگزاران دولتی تأکید کرد که برای حل این معضل بزرگ اجتماعی باید "اقدامات جدی انجام شود و سرانجام در یک پاسخ تلویحی به وزیر کشور گفت: "صرف صحبت کردن فایده ای ندارد."
خامنه ای سپس مجلس شورای اسلامی را به اتخاذ مواضع "شفاف و قاطع" در مقابل مخالفان رژیم اسلامی فراخواند و افزود که نباید در مقابل دشمن در عرصۀ سیاسی سیاست انفعالی اتخاذ کرد. وی از نمایندگان مجلس خواست که در مقابل مواضع خصمانۀ آمریکا واکنش نشان دهد و در مقابل سیاست های آن ایستادگی کند.
تنها چند روز پس از آنکه هر دو طرف در سالگرد مرگ خمینی قسم خوردند که گویا هماهنگ هستند و دعوائی در بین نیست، چنین اظهاراتی صورت میگیرد. فضای حاکم بر سخنان هر دو نشان از دو واقعیت آشکار دارد. اول اینکه هر دو جناح به شدت نگران عکس العمل مردم در مقابل شرایط غیر قابل تحملی هستند که این رژیم بر زندگی اکثریت مردم ایران تحمیل کرده است. این ترس مشترک آنها است. دوم اینکه هردو جناح تلاش میکند دیگری را سپر بلای خود قرار دهد. از یک سو خامنه ای و همراهانش میگویند که توافق هسته ای هیچ دست آوردی نداشته است و از سوی دیگر روحانی و همکارانش در دولت در جواب میگویند: بفرمائید این معضلات کشور، شما اگر میتوانید راه حل بهتری ارائه دهید. در واقع سخنان هر دو جناح بیانگر یک واقعیت است و آن اینکه نه از طریق توافق هسته ای روحانی با آمریکا، نانی به سفره مردم خواهد آمد و نه شعارهای ضد آمریکائی خامنه ای هم دیگر کسی را در این کشور می فریبد.
تجربه به مردم ایران نشان داده است که جناح های رژیم هر اختلافی هم داشته باشند، در یک هدف اساسی مشترک هستند و آنهم نجات رژیم اسلامی از بحران عمیقی است که با آن دست به گریبان است. هر کدام راه حل خود را کارسازتر می دانند. اما هدف مردم رهائی از چنگال این رژیم است. از اینرو روشن است که دعواهای درون خانوادگی درون رژیم نمی توانند تکیه گاهی برای تامین خواسته های مردم باشد. این رژیم را با همه جناح ها و دسته بندی هایش بایستی به زباله دان تاریخ افکند.
|
|