
فساد مالی در دستگاههای دولتی و نهادهای مختلف رژیم اسلامی پدیده جدیدی نیست. اگر هر روز گوشه ای از آن در صفحات روزنامه ها و سایتهای اینترنتی آشکار می شود، بخش عمده اش به برکت اختلافات درونی رژیم است. از آنجا که همه جناح ها و دسته بندی های درون رژیم به فاسد مالی آلوده هستند، افکار عمومی در کسب اطلاع از فساد در همه دارودسته های رژیم کم نمی آورد.
"محمدجعفر منتظری"، دادستان کل ایران روز سه شنبه اول تیرماه در جمع خبرنگاران در تهران در مورد انتشار فیش های حقوقی بعضی مدیران گفته است: "متأسفانه این فیش ها امروز به ابزاری برای برخوردهای جناحی تبدیل شده است و دولت و قوه قضائیه باید به صورت جدی با آن برخورد کنند". او در عین حال گفت که سیاسی کردن موضوع و استفاده از آن برای حملات جناحی کاری "اخلاقی" نیست.
مدتی است که علاوه بر آشکار شدن دزدی های کلان میلیاردی، خبر از حقوقهای رسمی کلان مدیران هم می رسد. یکماه قبل آشکار شد که شمار کثیری از مدیران دولتی در رده های مختلف حقوقهای کلان دهها میلیون تومانی دریافت می دارند. در کنار چنین حقوقهائی از دریافت زیر میزیهای کلان و کمسیون بگیری های صدها میلیونی و انواع فرصت های مختلف برای ثروت اندوزی نیز بی بهره نیستند. به عنوان نمونه مطابق قانونی که در برنامه توسعه پنجم دولت روحانی تصویب شده است دست کارفرمایان دولتی برای پرداخت های فوق العاده در حقوق غیرمستمری باز گذاشته شده است.
این اولین بار نیست که پرونده های فساد مالی و اداری و موضوع حقوقهای کلان در جمهوری اسلامی ایران در رسانه ها مطرح می شوند، ولی پس از چندی به دست فراموشی سپرده می شوند. مسئله روشن است، پرونده های فساد مالی که هر از گاهی از جانب یکی از باندهای مافیائی درون رژیم بر علیه باند رقیب برملا می شوند از آنجا به سادگی به فراموشی سپرده می شوند، زیرا این باندها در بالاترین سطح رژیم به هم می رسند و معلوم می شود که پای بسیاری از سران و مهره های بالای رژیم در آنها درگیر است. از اینرو سر و ته قضیه را به هم می آورند. اما ابعاد فساد مالی درون رژیم اسلامی، نه مرزی دارد و نه به عرصه ای محدود می شود. موارد فساد مالی در درون دستگاه حکومتی به قدری زیاد و گسترده است که پنهان کردنی نیستند. فساد آنچنان در تاروپود این رژیم رسوخ کرده است که امروز علنی شدن گوشه هائی از آن حساسیتی را بر نمی انگیزد و همگان به صورت امری عادی و روزمره به آن نگاه می کنند. در مراجع قضایی رژیم به وفور انواع پرونده های عظیم زمین خواری، تعرض به منابع طبیعی، اختلاس بانکی، ارزی، نفتی و غیره یافت می شوند. ابعاد دزدی ها به قدری بالا گرفته اند که حتی به گفته خود نمایندگان مجلس اسلامی رژیم هم "فرصتی برای رسیدگی به آنها وجود ندارد."
طبل رسوایی فساد مالی در جمهوری اسلامی چنان به صدا در آمده است که حتی موسسات بین المللی نیز جمهوری اسلامی را به عنوان نمونه فاسدترین حکومت ها در بالاترین رده لیست خود قرار داده اند. "سازمان شفافیت بین المللی" که اهداف خود را پیکار علیه فساد در نهادهای دولتی کشورهای جهان تعریف کرده است و گزارش خود را برپایه ارزیابی از فساد دولتی در زمینه اختلاس، رشوەگیری، خرید و فروش پستهای دولتی، رشوە پذیری دستگاه قضایی، فساد مالی در میان سیاستمداران و مقامهای دولتی و غیره تهیه می کند، رژیم جمهوری اسلامی را یکی از فاسدترین رژیم های جهان اعلام کرده و در رده بندی جهانی در میان 180 کشور جهان مقام 168 را به جمهوری اسلامی داده است.
اما واقعیت این است اینکه جناحهای رژیم اینگونه آشکارا از همدیگر سلب اعتبار می کنند از نشانه های بن بستی است که جمهوری اسلامی در آن گرفتار است و هیچکدام از جناحها برای خروج از آن راه چارهای ندارند. در واقع این وحشت از خروش خشم مردم به جان آمده است که کار جناحهای مختلف را به جائی کشانده است، پته همدیگر را روی آب بیاندازند و هر چند وقت یکبار گوشه هائی از فسادی که سرتاپایشان را فرا گرفته است، برملا سازند.
اما کارگران و مردم آزادیخواه در ایران هشیارتر از آنند که به اینگونه صحنه های جنجالی که نشانه درماندگی رژیم است امید ببندند. اگر چه تشدید اختلافات درونی، کل رژیم را در مقابل مردم مبارز در موقعیت ضعیف تری قرار می دهد و توازن قوای مساعدتری به نفع جبهه مردم استثمار شده و ستمدیده و محروم بوجود میآورد، اما روشن است که این رژیم تنها در نتیجه این اختلافات، بخودی خود از صحنه جامعه ایران پاک نخواهد شد. کاری چنین بزرگ تنها در توان توده کارگران و مردمی است که عزم خود را برای ساختن دنیائی بهتری بر ویرانی های رژیم اسلامی جزم کرده باشند. بحرانهای، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی گریبانگیر رژیم عمیق تر شده اند و چشم اندازی برای بهبود ندارد. کارگران، که شیشه عمر رژیم را در دست دارند، برای تامین یک زندگی شایسته انسان، برای دفاع از آزادی و کرامت انسانی خود راهی جز ساقط کردن این رژیم ندارند و در این راه لازم است که همه محرومان و ستمدیدگان این جامعه را که آرزوی سرنگونی این رژیم را در دل دارند با خود همراه سازند. هر لحظه از طولانی شدن عمر این لانه فساد و استبداد به معنای رنج و تباهی بیشتر انسانهاست.
|
|