۲۵ خرداد 1388، روز نمایش قدرت مردم در خیابانها

۲۵ خرداد 1388، روز نمایش قدرت مردم در خیابانها

۲۵ خرداد سال 1388 روزی كه در آن میلیونها از مردم ایران در صحنه خیابانها به نمایش قدرت خود پرداختند، در محتوای واقعی خود نقطه اوج حرکتی بود بر علیه رژیم جمهوری اسلامی. در این روز نزدیک به سه میلیون شهروند ایرانی، در اعتراض به کودتای انتخاباتی و نتایج آن، در خیابان های تهران رژه رفتند و عزم و اراده ای متحد از خود نشان دادند. در این روز در شهرهای بزرگ نیز مردم معترض، با شرکت در راهپیمایی های باشکوهی، همراهی و همصدایی خود را با جمعیت میلیونی تهران، به نمایش گذاشتند. تظاهرات باشکوه ۲۵ خرداد، سرآغاز مبارزاتی گردید که در مدتی کمتر از یک هفته از شعارها و مطالبات اصلاح طلبان حکومتی عبور کرد و به حرکتی عظیم بر علیه کلیت رژیم جمهوری اسلامی تبدیل شد.

مردم معترض که در روزهای  انتخابات حضورشان در خیابانها تحمل شده بود، روز 25 خرداد، فرصتی به دست آوردند تا اراده متحد خود را برای تغییر وضع موجود نمایش دهند. مردم به پاخواسته در روزهای بعد از این قدرت نمائی خود جرات و روحیه بیشتری گرفتند. اما این حرکت بزرگ و تاریخی چگونه شکل گرفت؟

مهندسین انتخابات بنا به تجربه انتخاباتهای مشابه گذشته، بر بی رونقی مضحکه انتخابات و بی شوقی مردم جهت شرکت در آن به خوبی آگاه بودند. آنان سعی کردند این کمبود را با ترتیب دادن مناظره های تلویزیونی جنجالی پر کنند. اما مهمتر از نفس نیت سازمان دهنده های مناظره ها، افشاگریهای بود که کاندیداهای ریاست جمهوری علیه هم و به عبارتی دیگر علیه رژیمشان انجام دادند. آنها پته خود و حکومتشان را روی آب انداختند تا مردم بیشتری را جهت شرکت در این نمایش تهیج و بسیج کنند چنین مناظره های در جمهوری اسلامی سابقه نداشت و عاملی برای حضور بیشتر مردم در پای صندوقهای رای شد. مردم عاصی از ستم و استبداد احساس کردند فرجه ای پیش آمده و باید از این امکان جهت طرح خواست و مطالبات خود استفاده کنند. وقتی سران سابق و امروز رژیم در پشت دوربینهای تلویزیونی این چنین از همدیگر سلب اعتبار می کنند، چرا مردم نتوانند نظیر آنرا در مقیاس میلیونی در خیابانها تمرین کنند؟  با توجه به اینکه "احمدی نژاد" در واقع نماینده جناح حاکم بود رای ندادن به وی را در واقع رای ندادن به "خامنه ای" و ولایت فقیه می پنداشتند.

اگرچه رژیم قصد سوء استفاده از حضور توده های مردم در پای صندوق رای به منظور نمایش نفوذ مردمی خود بویژه در نزد افکار عمومی جهانی و بر روی صفحه تلویزیونها را داشت، اما آنچه که عملا اتفاق افتاد بر خلاف اهداف رژیم از کار درآمد. نه تنها به نمایش مشروعیت رژیم تبدیل نشد، بلکه انزوای بیشتر این رژیم را از مردمی ایران به نمایش گذاشت. حركت اعتراضی که بعد از اعلام نتایج انتخابات تحت شعار: "رای من کو؟" آغاز شده بود به سرعت به شعار: "موسوی رای مرا پس بده" و سپس به شعارهای "مرگ بر دیکتاتور"، "مرگ بر خامنه ای"، "مرگ بر جمهوری اسلامی"، تبدیل شد. حرکتی که از 25 خرداد آغاز شد، نشان داد که خواست و مطالبه مردم بسیار فراتر از رای سوخته و حمایت از موسوی است. تجمع وسیع مردم در روزهای پس از انتخابات و تظاهرات میلیونی متعاقب آن، بویژه در روزهای 13 آبان، 16 آذر نشان داد که این حرکت و ریشه واقعی اعتراض و انزجار مردم نه در انتخابات 22 خرداد 1388، بلکه در شکست انقلاب 1357 توسط رژیم جمهوری اسلامی است.

جنبش آزادیخواهانه مردم ایران بر خلاف آنچه  اصلاح طلبان حکومتی که تصور مي کردند به زودی آنها را به قدرت باز مي گرداند و سرو ته آن هم خواهد آمد و آنها نيز دست اندر کار وصله و پينه کردن رژيم اسلامی خواهند شد، بر خلاف تصور ليبرالهای سکولار که در توهم پشتيبانی غرب و انتقال مسالمت آميز قدرت از جمهوري اسلامي به آنها از طريق رفراندوم و انتخابات آزاد و غيره بسر می بردند، روند طولانی تری برای مردم و فرسايشی تری برای رژیم در پیش گرفت.

اگر چه با یورش گسترده و وحشیانه رژیم به مردم در خیابانها و راه اندازی موج دستگیری ها و تشدید آزار و شکنجه زندانیان و و قتل و کشتار مردم بر کف خیابان ها، ابعاد تظاهرات خیابانی بتدریج فروکش کرد؛ اما در واقع آتش اعتراضات توده ای خاموش نشده، بلکه به زیر خاکستر رفته است. این دوره گذار نه تنها به سبب وجود شکاف در بالائی ها بلکه در اساس به دلیل فاکتورهای بنیادی تر نمی تواند به طول انجامد.  آن بی حقوقی های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و مصائب ناشی از 37سال حاکمیت دیکتاتوری مذهبی که مردم برای پایان دادن به آن میدان آمده بودند به قوت خود باقی مانده اند. طبقه کارگر و اقشار تهیدست جامعه که پیامد و عوارض بحران سرمایه داری ایران را به دوش می کشند و آثار ویرانگر آن را هر روزه در چهره زرد و نحیف فرزندان خود و در سفره خالی و بی رونقشان  مشاهده می کنند بطور اجتناب ناپذیری به مبارزه مستقیم با رژیم کشانده می شوند. بر متن این فقر و فلاکت عمومی و بی حقوقی های سیاسی و اجتماعی مرحله جدیدی از مبارزات کارگری و توده ای در راه است.

اکنون و بعد از گذشت 7سال از ۲۵ خرداد ۸۸، این روز در تقویم روزهای تاریخی به ثبت رسیده است و یادآوری این روز، یعنی گرامیداشت روزی که میلیون ها نفر انسان متحدانه برای تغییر و تحول در جامعه ایران در خیابان ها رژه رفتند. این روز و دستاوردهای روزهای بعد از آن را باید گرامی داشت.



تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address