
12 ژوئن برابر با 23 خردادماه از سوی سازمان ملل متحد به عنوان روز جهانی منع کار کودکان اعلام شده است. بنا بر گزارش سازمان جهانی کار، 215 میلیون کودک کار در جهان وجود دارد که، نیمی از آنان در حرفه های پر خطر مشغول به کار هستند. گفته می شود از شمار کودکان کار، 61 درصد در آسیا، 32 درصد در آفریقا و 7 درصد در آمریکای لاتین زندگی می کنند. از آنجا که بسیاری از کشورهای در برگیرنده کودکان کار آماری قابل اعتمادی از شمار کودکانی که به کار حرفه ای و تمام وقت اشتغال دارند ارائه نمی دهند. دهها میلیون از کودکان کار در مراکز کارگری به ثبت نمی رسند و به شکل غیرقانونی و سیاه به کار گرفته می شوند. در نتیجه شمار کودکان کار بسیار بیشتر از میزانی است که در آمارها می خوانیم. با گسترش موج مهاجرت به اروپا و آمریکا و تشدید بحران سرمایه داری در این کشورها، پای کودکان کار و خیابانی به این کشورها نیز کشیده شده است. سوای این، در نتیجه جنگ های ویرانگر چند دهه اخیر در چهار گوشه جهان و در کشورهای فقیر و خاورمیانه، دهها میلیون کودک آواره و بی سر پناه و وادار به مهاجرت اجباری شده اند. کودکانی که میلیونها تن از آنان از سر ناچاری و برای بقاء تن به کار، آنهم در بدترین شرایط می دهند.
رژیم اسلامی حاکم بر ایران یکی از زشت ترین چهره های نظام سرمایه داری در برخورد به کار کودکان است. در ایران هیچگونه آمار قابل اعتماد و صحیحی در باره شمار کودکان کار در دست نیست. آمارهای رسمی در ایران از وجود 2 میلیون کودک کار سخن به میان می آورد اما، مطابق آمارهای غیر رسمی، شمار کودکان کار 7 میلیون کودک زیر 15 سال تخمین زده می شود. موج کودکان کار در ایران بر چهره شهرها به ویژه شهرهای بزرگ ایران به روشنی دیده می شود.
رژیم ایران با تعیین دستمزد سه برابر زیر خط فقر، عملا والدین را مجبور می کند تا برای تامین حداقل نیازهای زندگی، کودکان خود را روانه بازار کار کنند. رژیم عملا به کارفرمایان امکان می دهد تا هر اندازه کودک را که بخواهند استخدام کنند و به هر میزان که بخواهند آنان را استثمار نمایند. در عین حال رژیم با پشتیبانی و تشویق کار خانگی بیشترین امکانات را برای به کارگیری و بهره کشی از کودکان فراهم می کند.
کودکان کار و خیابان محصول و قربانی فقر و بیکاری و عوارض آن یعنی اعتیاد والدین و متلاشی شدن خانواده ها هستند. اینان از روی اجبار به نان آوران کوچک خانواده ها تبدیل شده اند. اینان یا در خیابان به دست فروشی و شغل های مشابه اشتغال دارند و یا در کوره ها، دخمه ها و سردابه های قالیبافی، کارگاهها و مراکز صنعتی ناامن و نظایر آنها در معرض تباه شدن قرار می گیرند. این کودکان که فرزندان کارگران می باشند خود کارگران کوچکی هستند که از محرومیت های بسیار رنج می برند. آنان تنها از محرومیت از تحصیل رنج نمی برند. آنان همچنین در معرض خطر ابتلا به اعتیاد و انواع بیماری های جسمی و روحی قرار دارند و انواع گروههای جنایتکار، شامل فروشندگان مواد مخدر برای آنان دام گسترده اند.
در بسیاری از کارگاهها و کارخانه های وابسته به سپاه پاسداران و دستگاههای امنیتی و وابسته به کمیته های به اصطلاح امداد خمینی، بسیج مستضعفین و در مشاغل خانگی و طرح های استاد – شاگردی وابسته به این نهادها، کودکان به کار گرفته می شوند و بیرحمانه شیره جانشان مکیده می شود. در این میان سهم مناطق حاشیه ای کشور از جمله استانهای کردستان، آذربایجان غربی، کرمانشاه، سیستان و بلوچستان و خوزستان در زمینه بکار گرفتن نیروی کار کودکان زیر 15 سال از طریق نهادهای نامبرده فوق بسیار بالاتر است. تشدید فقر در میان خانواده های کارگری و مهاجرین ساکن در ایران میلیونها کودک متعلق به این مردم را روزانه روانه بازار کار و خیابان می کند و آنها را از دنیای کودکانه محروم و مانع از رشد طبیعی، اجتماعی، روانی و جسمانی آنان می شود.
دو مقاوله نامه سازمان جهانی کار که اجلاس سالیانه آن این روزها در جریان است، یعنی مقاوله نامه 138 مربوط به تعیین حداقل سن کودکان، و مقاوله نامه 182 مربوط به بدترین اشکال کار کودک، در کنار کنوانسیون حقوق کودک از دولت های عضو خود می خواهد سیاست هایی را در پیش گیرند که به برچیده شدن کار کودکان منجر شود. جمهوری اسلامی هرچند یکی از امضاء کنندگان این مقاوله نامه هاست، اما در عمل نه تنها کار کودکان زیر 15 سال را رسمیت بخشیده است، بلکه در محیط های کارگری ایران کودکان کم سن و سال تر نیز به بیرحمانه شکل استثمار می شوند.
در ایران تحت حاکمیت رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی که فقر و بیکاری از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و عواملی بیرونی از جمله، ماجراجویی های رژیم و پیامدهای آن شرایط دشوار زندگی خانواده های کارگری را شدت می بخشد، پدیده کودک کار و خیابان به بخشی از واقعیت تلخ و انکار ناپذیر در این جامعه تبدیل شده است. تائید قوانین بین المللی محدود کننده برای رژیم ایران تنها جنبه فرمال و تزئیتی دارد. نجات کودکان از چنگال شرایط غیر انسانی که در آن گرفتار آمده اند، به نجات کارگران و بزرگسالان اسیر همین نظام گره خورده است.
|
|