
همزمان با سفر داود اوغلو نخست وزیر ترکیە بە ایران و رسانه ای شدن احتمال سفر حسن روحانی بە ترکیە در بهار سال ٩٥، این سٶال مطرح است کە کدام عامل مهمی دولت های ایران و ترکیە را با وجود اختلافات جدی منطقه ای و درگیری های سیاسی و نظامی در بحران سوریه، بر روی میز مذاکرە و بدە و بستان کشاندە است ؟ آیا همانطور کە رسما اعلام شدە است، این تغییر در روابط بین دو کشور تنها بە رفع موانع همکاری های اقتصادی بویژە پس از فرصت رفع تحریم ها از ایران برمیگردد، یا مصالح مشترک سیاسی معینی هم در پس تنظیم روابط اقتصادی نهفته است ؟
بدون شک منافع اقتصادی میتواند بخشی از این رویکرد در روابط را توضیح دهد. بویژە بعد از تنش در روابط ترکیه و روسیه، پوتین سیاست های تنبیهی تجاری متعددی بر علیه ترکیه اعمال کرده است که این امر صدمه زیادی به بخشهای کشاورزی، تجارت و توریسم ترکیه وارد ساخته است. از اینرو اگر چە تنظیم و بهبود روبط اقتصادی میتواند یکی از اهداف نخست وزیر ترکیه از سفر به ایران بودە باشد، اما نمیتوان این رویکرد را تنها در این رابطه خلاصە کرد و مسائل سیاسی جدی تری را کە در منطقە در جریان است و هر کدام از دولت های ایران و ترکیە را به ایجاد هماهنگی در آن سوق دادە است، نادیدە گرفت.
برای یافتن ناگفتە های این دیدار پس از یک دورە سردی و تشنج، باید سراغ نگرانی های مشترک آنان در قبال مسائل منطقه ای رفت. بە نظر میرسد علیرغم تضاد در دیدگاه های دو طرف درمورد آیندە سوریە، طرح شکل گیری مناطق فدرال در این کشور که در این صورت بدون شک کردستان سوریه یکی از این مناطق خواهد بود، به کابوس دولت ترکیه تبدیل شده است.
گسترش تنش میان ترکیە و روسیە و برخورد منعطف آمریکا با نیروهای کرد نگرانی های دولت ترکیە را در رابطه با مسئله کرد در سوریه افزایش دادە است. بویژە اینکە هم اکنون دولت ترکیە در خود این کشور، در داخل شهرها درگیر جنگ با مردم کردستان است. دولت ترکیه به خوبی می داند که بحران سوریه دیر یا زود با دخالت قدرت های بزرگ حل و فصل می شود و این دولت هم در وضعیتی نیست که بتواند همه خواسته های خود را در سوریه عملی کند. اما با توجه به نگرانی های مشترک جمهوری اسلامی و دولت ترکیه در رابطه با مسئله کرد، برای دولت ترکیه منطقی ترین راه چانه زنی و بده و بستان با جمهوری اسلامی است.
گذشتە از این موارد، سیاست های دولت روسیه در سوریه و نیز تنش های ایجاد شده بین ترکیه و روسیه پس از هدف قرار دادن جنگنده روسی توسط ترکیه از دیگر دلایل احساس نیاز دولت ترکیه به جمهوری اسلامی است. در این رابطه دولت ترکیه امیدوار است به واسطه رابطه مثبت ایران و روسیه بتواند از کانال ایران تنش در رابطه با روسیه را کاهش دهد.
هر چند جمهوری اسلامی در شرایط فعلی، رابطە روسیە با نیروهای مدافع خلق (ی.پ.ژ.) در سوریە را در سطح میدانی، مفید میداند اما تلاش رژیم ایران این است کە همکاری با این نیرو از چهار چوب کشور سوریە فراتر نرود. دولتهای ترکیە و ایران میدانند کە اختلافات بین آنها بە تحرکات نیروهای کرد در ترکیە و سوریە کمک میکند، از اینرو تلاش میکنند علیرغم اختلافات موجود، دیدگاە مشترک خود را در رابطە با مسئله کرد در منطقه تقویت کنند. بیاد داریم کە قبل از تحولات سالهای اخیر در منطقه، پیمان همکاری امنیتی میان کشورهایی کە مردم کرد در آن ساکن هستند در جریان بود. در دورە اخیر با خنثی شدن نقش دولت سوریە و عراق در این پیمان، دولت های ترکیە و ایران در صدد احیای مجدد آن هستند.
البته از آنجاکە اساساً درشرایط کنونی و بویژه در سوریه پای ابرقدرتها در میان است، هیچکدام از دولتهای منطقه نمیتوانند حرف آخر را در رابطه با بحران موجود بزنند. از اینرو همزمان با حفظ موقعیت خود در رابطه با قدرتهای بزرگ، شرایط بدە و بستانی را با یک دیگر حفظ می کنند. در این مورد نیز جدا از مسئلە کرد، چراغ سبز نشان دادن جمهوری اسلامی بە بهبود روابط با ترکیه ،ممکن است این هدف را نیز تعقیب کند کە چنین رابطه ای سبب می گردد تا ائتلاف ضد جمهوری اسلامی دولتهای منطقه تضعیف شود و فشارهای سیاسی ناشی از آن بر رژیم کاهش یابد.
تا آنجا که به منافع مردم کرد در کل منطقه برمیگردد، روشن است تماسها و توافقات این دو دولت توطئه گرانه و ضد مردمی است. در واقع نه تبدیل شدن به پیاده نظام دخالتهای نظامی آمریکا و روسیه برای مردم کرد در سوریه آزادی و حق تعیین سرنوشت به همراه خواهد آورد و نه دولتهای ایران و ترکیه در کل منطقه چشم دیدن هیچ درجه ای از برخورداری مردم کرد از حقوق اولیه شان را، در هیچ کدام از کشورهائی که مردم کرد در آنجا ساکن هستند، دارند. تنها توازن قوای واقعی ناشی از مبارزات مستقل خود مردم کردستان است که میتواند در روند تعیین تکلیف آینده سیاسی این منطقه در جهت تامین منافع مردم کردستان موثر واقع شود. هر اندازه دستاوردهای بدست آمده تا کنونی حفظ و تقویت شوند، هر اندازه توازن قوائی که به نیروی مبارزه مستقیم مردم حاصل شده است بهبود یابد و تثبیت شود، به همان اندازه حقوق پایمال شده تاکنونی مردم کردستان تامین خواهد شد.
|
|