6 میلیارد دلار سود سالیانه مافیای سپاه پاسداران از فروش مواد مخدر

روز دوشنبه 17 اسفند "سلیم کریمی" دبیر شورای هماهنگی به اصطلاح مبارزه با مواد مخدر در کردستان در جشنواره ائی تحت عنوان "پاک" که در تالار "مولوی" دانشگاه کردستان برگزار شد، بعد از تشریح میزان آلودگی به مواد مخدر در کردستان به وجود مافیای مواد مخدر در ایران اعتراف کرد و گفت: «این مافیا از طریق فروش مواد مخدر سالیانه 6 میلیارد دلار سود خالص می برد.»

اما این مافیا کیست؟ طبیعی است اگر سلیم کریمی جرات نداشته باشد در این مورد بیش از این پیش برود. اما همه می دانند که این مافیا نهادی جز سپاه پاسداران و سران آن نیست. سپاه پاسدارانی که تولید و توزیع مواد مخدر در ایران را در انحصار خود دارد و شبکه توزیع مواد مخدر از استخدام و بکارگیری سر شبکه ها و توزیع کنندگان مواد مخدر برای هر محله و مدرسه ای را سازماندهی کرده است. تمام لابراتوارهای تولید شیشه در کردستان یا در انحصار سپاه پاسداران هستند و یا سپاه انحصار تولید و توزیع آن را به پیمانکارانی وابسته به خود سپرده است. وظیفه این مافیا هم اقتصادی و هم سیاسی است. هم، هر سال از طریق این بازرگانی جنایتکارانه 6 میلیارد دلار به جیب می زند و هم امر معتاد کردن جوانان را به عنوان بخشی از استراتژی "امنیت پایدار" در کردستان به پیش می برد.

در همین جشنواره "مهدی حسین زاده" رئیس اداره فعالیت های اجتماعی وزارت علوم، نیز با اشاره به روند رو به رشد آلودگی دانشجویان به مواد مخدر گفت: «آمارها نشان می دهند که 2.6 درصد جامعه دانشگاهی ما اعتیاد دارند و این آمار در حال رشد بوده و نگران کننده است.»

سیاست معتاد کردن جوانان در کردستان توسط سپاه پاسداران، سران و مسئولان سازمان موسوم به "پیشمرگان مسلمان کُرد" و مقامات شورای تامین استان های کردنشین از جمله "محمد رضا رحیمی" استاندار وقت کردستان در سالهای دهه ۶۰ به اجرا درآمد. این سیاست اکنون دامنه وسیعتری به خود گرفته است و با روش های پیچیده تری دنبال می شود. هر چند آمار دقیقی از شمار مبتلایان به بلای خانمانسوز اعتیاد به مواد مخدر در کردستان در دست نیست، اما مشاهدات نشان می دهد که متاسفانه این پدیده رو به افزایش است. در نتیجه این سیاست ضد انسانی علاوه بر معتاد شدن صدها هزار نفر از دو نسل جوانان پسر، شمار دختران و زنان معتاد در کردستان نیز به طرز بی سابقه ای افزایش یافته است. میانگین سن ابتلاء به مواد مخدر کاهش یافته و به زیر ۱۵ سال رسیده است. دسترسی به مواد مخدر در شهرها و روستاهای کردستان آسانتر از هر زمان دیگری است.

در برابر چنین وضعیتی چه باید کرد؟ آیا باید دست روی دست گذاشت و شاهد تباه شدن جسم و روان جوانان و نوجوانانمان باشیم؟ واقعیت این است که مبارزه علیه اعتیاد به مواد مخدر و سالم و پاک کردن جامعه کردستان از مواد مخدر و بازگرداندن معتادین به متن جامعه، جدا از مبارزه علیه رژیم اسلامی نیست. جمهوری اسلامی به گردش مواد مخدر در جامعه نیاز دارد زیرا به خمودگی و بی تفاوتی جامعه، به دلمردگی و گوشه گیری و در لاک خود فرو رفتن جوانان، به سکوت و خاموشی، به تمکین و احساس حقارت کردن شهروندانش نیاز دارد. جوان اگر شور و نشاط داشته باشد، اگر از مصائبی چون اعتیاد مصون باشد، اگر انرژی اش به سمت بهبود شرایط زندگی خود و جامعه اش هدایت شود، زمین زیر پای این رژیم سست می شود.

اما مبارزه علیه مواد مخدر و پیامدهایش، تلاش برای بازپروری و سالم سازی معتادین، یک مبارزه اجتماعی است. بدین معنا که برای کسب نتیجه موثر باید به طور همه جانبه و در ابعاد وسیعی دنبال شود. امروز اعتیاد به مواد مخدر به درد مشترک بخش های وسیعی از مردم جامعه ما تبدیل شده است. از اینرو بایستی در جستجوی راه حلهائی در همین ابعاد شد. اگر فقر و بیکاری و بی افقی جوانان، آنان را به سمت اعتیاد به مواد مخدر سوق می دهد، بایستی با همین پدیده ها درافتاد. اگر والدین به تنهائی در مهار این بلای خانمانسوز در خانواده عاجز هستند، بایستی جامعه به کمک آنان بشتابد. اگر سپاه پاسداران و بسیج سر منشاء گسترش این آسیب اجتماعی هستند، بایستی آنها را افشا و رسوا کرد و به جوانان هشدار داد که بدام این توطئه نیفتاند. اگر توزیع کنندگان خرد مواد مخدر همسایه ما و هم محله ای ها ما هستند، بایستی با ابتکارات مردمی در محله انگشت نما و رسوا و منزوی شوند.

یکی دیگر از اشکال همیاری اجتماعی در مبارزه با گسترش مواد مخدر و درمان معتادان، مشارکت، تقویت و پشتیبانی از تشکل های مستقل مبارزه برای ترک اعتیاد است.

سازماندهندگان بیشتر تشکل های غیر حکومتی مبارزه با اعتیاد را انسان هائی تشکیل می دهند که خود روزهای تلخ اعتیاد را از سر گذرانده اند و امروز دارای تجربیات مشخص زیادی در این زمینه هستند. جمهوری اسلامی که از سایه خود نیز وحشت دارد، در وجود هر تجمع انساندوستانه و مترقی هم خطری را احساس می کند، با یک نگاه امنیتی به این سازمان ها می نگرد. از اینرو ارگانهای مختلف رژیم در این رابطه نه تنها کمکی به این مراکز مردمی نمی کنند، بلکه با بهانه های مختلف بر سر راه آنها سنگ اندازی می کنند. با این وجود تحت فشارهای مردمی ناچار شده است کمپ های ترک اعتیاد در اینجا و آنجا برپا کند. بایستی رژیم را برای بهبود شرایط این کمپها، در اختیار گذاشتن امکانات پزشکی و درمانی پیشرفته، بیرون آوردن آنها از حالت فرمال و رفع تکلیف تحت فشار گذاشت. یاری رساندن به این تشکل ها و تلاش برای برپائی چنین تشکل هایی عملا در خدمت مبارزه با رژیمی است که مسبب و عامل بقای این مشکل اجتماعی در ایران است.




تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address