جامعه خانواده محور خامنه ای!

شیوا سبحانی

اخیرا طرح16 ماده ای خامنه ای علیه زنان باردیگر توجه ها را به خود جلب کرده است وی فرمان ۱۶ ماده‌ای را با عنوان "سیاست‌های کلی خانواده" به دستگاه‌های حکومتی ابلاغ کرده که در آن بر ترویج فرزندآوری، نقش مادری و خانه‌داری زنان، ازدواج افراد مجرد و ازدواج مجدد زنان سرپرست خانواده تاکید شده است.محور اصلی این سیاست‌ها که در سایت رسمی آیت‌الله علی خامنه‌ای منتشر شده، ایجاد جامعه "خانواده محور" بر پایه الگوهای اسلامی و جلوگیری از فروپاشی خانواده‌ها است.دفتر رهبر ایران می‌گوید این سیاست‌ها "پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب شده است."این دستورالعمل به روسای دولت، قوه قضاییه و مجلس و همین‌طور مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ و در آن گفته شده که خانواده محور قوانین و مقررات قرار بگیرد.

ماهیت زن ستیزانه حکومت سرمایه داری اسلامی امری نیست که بتوان انکارش کرد و یا از ابعاد گسترده آن کاست. اظهاراتی از این دست، فقط بیانگر کینه ی شخصی یا تنگ نظری جماعتی از افراد مذهبی در رابطه با زنان نیست، 0بلکه آن روی سکه ی زن ستیزی، ایدئولوژی سرمایه داری امپریالیستی و همچنین بیانگر ماهیت جدایی ناپذیر مسئله ی زن با سرمایه داری و مالکیت خصوصی است. مسئله ای که نشان از تضاد فزاینده رابطه ی کالایی سیستمی است که به موازات عمق و گستردگی تضادهای تاریخی درون خود جواب روبنایی خود را می طلبد. به شکلی که به امری برای کشمکش جناح های طبقه ی حاکم سرمایه اسلامی ایران بدل می شود، اما در سطحی مشخص. سطح مشخص به این معنا که مسئله ی زنان بخشی ساختاری از بورژوازی است چه اسلامی باشد، چه لیبرال و چه ناسیونالیستی. تاکید مشخص در رابطه با فرزند آوری و حفظ خانواده، تاکید بر حفظ کانونی ترین و مهمترین مکانی که در آن ایدئولوژی طبقه ی حاکم تولید و بازتولید می شود، نیروی کار جدید پابه عرصه ی وجود می گذارد، بار اعظم بازسازی نیروی انسانی را تامین می کند. تقدیس خانواده و نقش زنان در آن، تلاش برای تقدیس و حفظ نظام مالکیت خصوصی است.

با توجه به آنچه در طبقه ی حاکمه در ایران می گذرد مسئله ی زنان در رابطه با مسائل جهانی، بیشترین تاثیرات را می پذیرد. مسئله ی حیاتی این است که، زنان و امورات مربوط به آنها برای رهایی، امری است که از نظر بورژوازی امپریالیستی به رسمیت شناخته شده و اهمیت ویژه ی خودش را دارد. اهمیتی که علی العموم در چپ ها به حاشیه رانده می شود. 

فشارهای اجتماعی و تضادهای درونی سرمایه داری اسلامی و تحت فشار گرفتن آن از طرف کشورهای متروپل غربی و آمریکا باعث شده است که جریان موسوم به اصلاح طلب در سطح حاکمه، از ادبیات و رویکرد به اصطلاح دیگرگونه ای به زنان و مسئله ی آن روبرو شوند. اما هماهنطور که اشاره شد این در تناسب با آنتاگونیسم ساختاری است که در جریان است. با شکست قیام 57 و سرکوب گسترده زنان و استفاده و از جنگ و با ثبات شدن سرمایه اسلامی تا زمان رفسنجانی حرفی از زنان از زبان طبقه ی حاکم تبارز پیدا نمی کرد، در زمان رفسنجانی، رفتارهای اسلامی نا متعارف فائزه هاشمی رفسنجانی و پوشیدن روسری رنگی زیر چادر، جوابی به بازار کار آمدن و تمایل فزاینده زنان به تحصیل دانشگاهی و قبول بیشتر مسئولیت های اجتماعی بود. با رشد مناسبات روابط کالایی، در بازار، بانک ها، بورس، رشد صنعت و به بازار کشیده شدن زنان و گسترش و افزایش شهرهای بزرگی مثل تهران، و رواج سبک زندگی هایی که نام ازدواج های سفید به خود گرفته است، جناج اصلاح طلب حکومتی را وادار کرد که با استفاده از فیمینست ها ی اسلامی مانند نماینده های وقت و بی وقت مجلس ایران و در شکل مضحک تر اسلامی آن شیرین عبادی، و لیبرالی مانند مهر انگیز کار، نوشین احمدی خراسانی و تبارزاتی مانند کمپین یک میلیون امضا جوابی به حضور تضادآمیز زنان در سطح اجتماع باشند. اتفاقات 88 در ایران زنگ خطری و آئینه ی تمام نمای مطالبه ی نصفی از جمعیت ایران و فوران تمامی آن سرکوب ها، تحقیرها، ناامیدی ها، به حاشیه راندنها و به بند کشیدن ها بود.

از آن طرف روابط خارجه ایران و مسئله ی هسته ای رنگ و بوی دیگری به خود گرفت. هیئت حاکمه ی متضاد، برگه های مختلفی را برای بازی رو می کنند. و برای به بازی گرفتن این برگه ها باید خواست های خود را فرموله کنند و آنها را به خورد مردم بدهند. اما این مسائل امر آسانی نیست. از همین رو در رابطه با مسئله ی هسته ای اوج ورشکستگی ایدئولوژی سیستمی را به نمایش می گذارد که سودای ولایت دنیای عرب را در سر داشت. از یک سو در چنین وضعیتی به سرمایه داری متروپل کرنش می کند و مجبور است تمام هم و تم خود را در رسانه هایش به کار بگیرد که از یک شکست حتمی، پیروزی بسازد. اگرچه این نوع بی سامانی و حقارت های تاریخی برای کسی قابل باور نیست. البته این عدم باور مردم ایران و افکار جهانی برای هیئت حاکمه اهمیتی به اندازه ی اهمیت باقی ماندن نظام خود ندارد. ولی از طرف دیگر هم از تا آنجا که بشود می خواهد از برساخته های ایدئولوژی خود و ارزش های اسلامی اش دفاع کند. مولفه ای که اتفاقا جناح دیگر حاکمه هم، با آن موافق است. در نبود یک جنبش سازمان یافته ی جنبش رهایی زنان است که اصطلاح طلبان حکومتی می توانند با نارضایتی ها ی گسترده و عمیق زنان بازی کنند و در نهایت آن را به شدت سرکوب نمایند. علم کردن رنگ سبز یا رنگ بنفش، جوابی است که اصلاح طلب ها برای مقابله با رنگ سیاه جناح "رادیکال" به زنان قالب می کنند. روسری های شل شده، رنگ موهای رنگ شده، حضور دختران و جوانان آزادانه باهم در خیابان هنگام انتخابات فقط یک نماد نیست بلکه سقف آزادی ای است که اصلاح طلب ها برای آنها در نظر گرفته اند. از این روست که بعد از انتخابات اینگونه جواب هایی می گیرند.

حرف های اخیر خامنه ای درک درست آنها از پتانسیل عظیم و خروشنده ی زنان است ، چرا که در اعتراضات 88 اگرچه شعارهای اولیه، پس گرفتن رای های داده شده بود، اما این اعتراضات به سرعت و باشدت هرچه بیشتری پیش رفت و ماهیت و پایه های نظام را نشانه رفت. این مهم است. مهم است که حضور عظیم و چشمگیر زنان در تضاد با به خانه راندن آنها قرار می گیرد. امری که خامنه ای در تلاش است به هرشکلی که ممکن است جلوی حضور زنان را بگیرد. نیروی رشد یابنده ی زنان و پتانسیل سریعا رادیکال شدن آن خامنه ای و سپاه و بخش رادیکال را به اندازه ی بخش اصطلاح طلب نگران می کند. اما برنامه ی اصطلاح طلبان برای همکاری بیشتر با دنیای غرب، فریفتن زنان و سرکوب سفید آنها را بیشتر می طلبد. تا اینکه مثلا مانند جوادی آملی از ادبیاتی به غایت زن ستیزانه استفاده کند. کیمیا علی زاده زن 18 ساله ی ایرانی که اولین مدال طلا را در رشته ی تکواندو کسب کرده است، البته که نمی تواند به نماد و رویایی برای زنان و جنبش رهایی زنان باشد، اما مسئله ی زنان و جنبش آن، باید مسئله ی همه ی زنان باشد. این مسئله هنوز برای چپ قابل هضم نیست اگرچه بلشویک ها هم به چنین نقصان هایی در زمان برخورد کردند، اما این وظیفه ی هم اکنون زنان رهایی خواه و کمونیست است که در رابطه با مسائل درک درست و همه جانبه ای داشته باشند  مبادرت به تسری بخشیدن آگاهی نمایند.

جامعه ای ایران، شرایط ملتهبی دارد، فقر، بیکاری، بیماری، گرانی، تورم، اعتیاد، فروش سکس و .... شرایط جامعه را به گونه ای تحت تاثیر قرار داده است که ممکن است هر آینه نارضایتی های عمومی گسترش پیدا کند. اما اگر این نارضایتی ها از سازماندهی و افق و حزبیت سوسیالیستی برخوردار نباشد. کار عملا برای مردم ایران و بالاخص زنان دشوارتر خواهد بود.

شانزدهم دسامبر 2016



تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address