
سفر روحانی به شهرستان مهاباد درست مصادف با سالگرد اعدام جنایتکارانه 59 جوان و نوجوان شهر مهاباد، برنامه ریزی شده بود. مهم نیست که این انتخاب آگاهانه بوده است یا تصادفی، مهم این است که این روز در خاطره مردم مهاباد فراموش شدنی نیست. سفر روحانی به مهاباد در این روز نمک پاشیدن بر زخمی است که بعد از 23 سال هنوز جان و تن مردم این شهر و همه کردستان را می آزارد. روحانی و بیشتر آنهائی که از دوم خرداد 1376 به این سو اصلاح طلب یا اعتدالی شدند، خود از مسئولین مستقیم جنایاتی هستند که در سالهای دهه 60 بر علیه مردم کردستان انجام گرفت. روحانی در سخنانش در شهر مهاباد از این رویداد یادی نکرد و البته چنین انتظاری هم نمی رفت. اما در ریاکاری و فریبکاری و دادن وعده های بدون اساس، دست کمی از پیشینیان خود، نظیر احمدی نژاد نداشت.
سخنان روحانی بر سه محور اصلی متمرکز بود. اول تجلیل از مردم مهاباد که "گویا مرزبانان غیوری هستند". دوم لزوم رفع تبعیض اداری و فرهنگی و آموزش زبان کردی. سوم نقش جمهوری اسلامی در عراق در تامین امنیت کردستان عراق.
در مورد نخست آقای روحانی باید بداند که مرزبانان باصطلاح غیور، نه مردم کردستان، بلکه سپاه پاسدارن جنایت پیشه ای است که خود بزرگترین شبکه مافیای قاچاق مواد مخدر را از طریق مرزهای مختلف کشور اداره میکند، اما در همان حال کولبران زحمتکشی را که برای تهیه معیشت بخور و نمیری خود را به آب و آتش می زنند، به رگبار می بندد. پاسداران و دیگر افراد مسلح جیره خواری که در نهایت جبونی و جنایت پیشه ای، در پاسداری از مرزها روزی نیست چند جنازه این انسانهای شریف و زحمتکش، روی دست مردم این منطقه نگذارند. مردم مهاباد از اینکه از آنها به عنوان مرزبان سرزمینی که در آن رژیمی جنایتکار و ضد انسانی حاکم است، بیزارند.
اما در مورد آموزش زبان کردی و رفع تبعیض فرهنگی و اداری که روحانی با آب و تاب وعده داد که با "وزرایش در این زمینه مذاکره خواهد کرد" و یا سخنان سبکی از قبیل اینکه: "برای من کافی نیست که یکی از سفیران ما از اهل سنت و اهل کردستان است و کافی نیست اگر مسئولانی از وزارت خانه های مختلف از جمله وزارت نفت کرد هستند"، آش شورتر از آن بود که روحانی تصور کرده است. نقشه شکست خورده پیشنیان او در این زمینه بسیار جامعتر از سخنان بیمایه امروز روحانی بود. اصلاح طلبان حکومتی از همان دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، سودای خاموش کردن شعله های مبارزه مردم کردستان بر علیه ستم ملی را در سر می پروراندند. آنها بودند که در طول هشت سال از ریاست جمهوری خاتمی، تلاش کردند جنبش مردم کردستان را از محتوای دمکراتیک، رهایی بخش و رادیکال خود خالی نمایند. کنترل جنبش کردستان از طریق عوامل محلی رژیم، در خدمت نقشه عمومی آنها برای حفظ رژیم اسلامی قرار داشت. اجازه تدریس زبان و ادبیات کردی در دانشگاه کردستان، تشکیل فراکسیون نمایندگان کرد در مجلس اسلامی، ایجاد انستیتوی فرهنگی،انتشار روزنامه به زبان کردی، امکان دادن به انجام پاره ای فعالیتهای فرهنگی کنترل شده، سپردن پاره ای از پستهای محلی به افراد بومی، همه اینها آزمایش شدند و نتیجه مورد نظر رژیم اسلامی حاصل نشد. آنها همچنان ناچار بودند سال به سال با سیلی روی خود را سرخ نگهدارند و هر ساله یکبار تکرار کنند که گویا " امنیت پایدار در کردستان برقرار شده است". سنت مبارزه و مقاومت انقلابی در کردستان، نفوذ اجتماعی کومه له، زودتر از آنچه که تصور می کردند پته پروژه فریبکارانه آنها را روی آب انداخت. کومه له در همان هنگام با اتکاء به واقعیتهای انکار ناپذیر اعلام کرد: «تا هنگامیکه در ایران رژیمی بر سر کار است که با آزادی و حقوق ابتدائی انسان دشمنی می ورزد و ابزارهای سرکوب را در دست دارد، چنین پروژه هائی از چهارچوب فریب و توطئه فراتر نمی روند.» اکنون روحانی با زبانی الکن خطاب به مردمی که این فریبکاریها را هم از سر گذرانده اند،سرنا را از سر گشادش می نوازد.
در مورد نقش جمهوری اسلامی در تامین امنیت منطقه روحانی به عنوان مثال به نمونه های سوریه و یمن و عراق اشاره کرد. فعلا از صحبت در باره نقش جمهوری اسلامی در سوریه و یمن بگذریم، از سال 2003 و پس از سقوط رژیم "صدام" که احزاب شیعه مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق بر سرکار بوده اند، مردم عراق حتی یک شب و روز را بدون کشتار و ویرانی و آوارگی به خود دیده اند؟ آیا آنچه که مرتجعین شیعه مذهب با مذاهب دیگر انجام دادند، چیزی از آنچه که امروز داعش با دیگران می کند، کم داشت. نیروهای "حشد شعبی" که بوسیله سپاه پاسداران سازمان داده شده اند، به هر جا قدم می گذارند جنایت و ویرانی می برند و هر جا را ترک میکند، از خود سرزمین سوخته به جا می گذارند. بوی توطئه های آتی آنها در مناطقی که مردم کرد و غیر کرد در جوار هم زندگی می کنند، از هم اکنون به مشام می رسد. آیا نمی توان لااقل نیمی از این جنایتها را به پای جمهوری اسلامی نوشت؟ آیا خطر جمهوری اسلامی برای آینده امنیت کردستان هم واقعی نیست؟
مردم مهاباد با تمسخر به سفر روحانی و سخنان وی می نگرند. آنها به خوبی دریافته اند که تحقق هر خواستی و بدست آوردن هر حقی ، تنها در گرو مبارزه مردم کردستان، دوش به دوش مردم هم سرنوشت شان در ایران علیه حاکمیت جمهوری اسلامی با همه جناح های آن است.
|
|