
خبرگزاری رسمی ایلنا، روز 25 خردادماه جاری گزارشی در زمینه بالا رفتن آمار ازدواج کودکان در ایران منتشر کرد. گزارش ایلنا بر مبنای گفتوگوئی با یکی از فعالین حقوق کودک در ایران تهیه شده است. این گزارش به آمار 17درصدی ازدواج دختران خردسال اشاره دارد و تاکید شده است که ازدواج کودکان زنگ خطری برای جامعه است. در این گزارش آمده است با گسترش این پدیده باید منتظر آسیب های اجتماعی ناشی از آن باشیم. در گزارش ایلنا آمده است، با توجه به اینکه شمار کودک حاصل از ازدواج کودکان، که رها شده اند و در اختیار سازمان بهزیستی هستند، هردم افزایش می یابد، میتوان به ابعاد فاجعه اجتماعی ناشی از ازدواج کودکان پی برد.
سایت رسمی سازمان ثبت احوال کشور ازدواج زوجین کمتر از ۱۵ سال را در ۶ ماه اول سال 1394 نزدیک به ۲۰ هزار نفر اعلام کرده است. این سازمان در سال ۹۳ آمار ازدواج های زیر ۱۵ سال را نزدیک به ۴۰ هزار و پانصد نفر اعلام کرده بود. در درعین حال کل این آمارها تنها شمار ازدواج های ثبت شده را نشان می دهد و آماری در مورد ازدواج های ثبت نشده وجود ندارد. در حالیکه بررسیهای از نزدیک نشان می دهد شمار زیادی از این ازدواجها به دلایل مختلف از جمله نداشتن شناسنامه در هیچ جا ثبت نمی شوند.
براساس قوانین شرع اسلام دختران می توانند در سن 9 سالگی ازدواج کنند. اما بر طبق کنوانسیونهای بین المللی، یونیسف و سازمان ملل متحد سن ازدواج 18 سال تعیین شده است. سازمان ملل متحد هر نوع ازدواج کمتر از این سن را ممنوع و دولتهای امضاء کنندۀ پیمان را ملزم به تنظیم ضوابط در این زمینه کرده است. جمهوری اسلامی ایران در سال 1373 بطور مشروط پیمان نامۀ حقوق کودک را امضاء کرده است. با وجود این تعیین حداقل سن ازدواج براساس قوانین شرع صورت می گیرد. مادۀ 1041 قانون عقد و نکاح شروطی را برای عمل به موازین شرعی بازگذاشته که به موجب آن با اجازۀ ولی و دادگاه، دختر و پسر می توانند به ترتیب قبل از رسیدن به 13 و 15 سال ازدواج زودهنگام نمایند.
قانون مدنی جمهوری اسلامی نیز تا سال ١٣٧٩ بر همین اساس نوشته شده بود. یعنی ولی، که مرد است، می توانست دختر را در سن نه سالگی شوهر دهد و برای پسر در سن ١٥ سالگی همسر اختیار نماید. پس از مبارزەای طولانی با سن ازدواج، بالاخره قوه قضائی جمهوری اسلامی در سال ٧٩ پذیرفت حداقل سن ١٣ سال برای ازدواج دختران را وارد قوانین خود کند. اما طبق معمول کلاههای شرعی متعدد دوخته شد و این ماده در عمل رعایت نگردید.
پدیدۀ کودک همسری امری دیرین و دیرپا در جامعۀ ایران است که متأثر از نگرش واپسگرایانۀ و مذهبی روحانیون باز تولید می شود و حکومت اسلامی ایران به این باورها و احکام پوشش قانونی و مدنی داده است. به علت وضع نابسامان اقتصادی اکثریت مردم و فشار ناشی از گرانی، بیکاری و پائین بودن سطح درآمد، بعضی از خانواده های فقیر و محروم دختر را بار اضافی هزینۀ خانوار محسوب می کنند که برای کاهش هزینه، او را وادار به ازدواج اجباری می کنند. بررسیهای کارشناسی نشان می دهد که افزایش کودک همسری با گسترش فقر رابطۀ مستقیم دارد و گاهی توأمان با اعتیاد والدین به مواد مخدر.
ازدواج زود هنگام، بخصوص برای دختران که فراغت دوران کودکی و فرصت طلایی آموزش و شکوفایی استعداد و رشد جسمی و فکری و شکل گیری شخصیت از آنها سلب می شود، ضمن ابتلا به عوارض روحی و جسمی اثرات ناگوار و پیامدهای منفی در خانواده و جامعه به جای می گذارد. عروس خردسال بسبب تحمل کارخانگی مادام العمر و محدویت رسیدگی به فرصتهای کودکانه اش قدرت و توان تصمیم گیری را از دست می دهد. این دختران بسبب بارداری زود هنگام و عدم آشنایی با آموزشهای جنسی در معرض مرگ و میر زودرس قرار دارند بطوریکه میزان مرگ آنها پنج برابر دختران بیست ساله است.
ازدواج کودکان امری جنائی است و باید جرم تلقی شود. شرع و سنتی که این ازدواجها را مجاز می شمارند باید ریشه کن شوند. شارع و قانونگزاری که ارتکاب این جرم را شرعی و قانونی می کنند باید به دادگاه سپرده شوند و این ممکن نیست مگر با سرنگون کردن جمهوری اسلامی. اما کار عاجل در جامعه به چالش کشیدن اولیائی است که دختران خردسال خود را به زور به عقد مردان درمیآورند. اینان که معمولا به خاطر فقر دست به این کار می زنند باید نسبت به عواقب به شدت زیانبار عمل خود آگاه شوند.
|
|