
از یک نگاه طبقاتی و مبارزاتی به وضعیت جامعه ایران به جرائت سال گذشته را می توان سال اعتراضات کارگری نام نهاد. روشن است که اعتراضات پراکنده بودند و به همین دلیل به یک ابزار فشار جدی بر رژیم و سرمایه داران تبدیل نشدند، اما کسی نمی تواند از گستردگی آنان و از اینکه از معدود صحنه های زنده ای از مبارزه و مقاومت برای تامین حقوق خود، در جامعه دیکتاتور زده ایران بودند را انکار کند. در واقع کمتر روزی از سال گذشته بدون اعتراض و تجمع کارگری در اشکال مختلف آن سپری شد. اگر تنها انتشار اخبار مبارزات و اعتراضات کارگری در سایت های کومه له و حزب کمونیست ایران را مبنی قرار دهیم، به طور متوسط هر ماه شاهد 60 اعتراض، تجمع و اعتصاب کارگری بوده ایم. تصور کنید اگر در همین حد هم و با همین آمار حداقل هم، این جویبارهای پراکنده در هیات تشکل های سراسری کارگران به هم می پیوستند، در همین یک سال، چه ابزار طبقاتی نیرومندی برای تحمیل خواستها و مطالبات کارگری به رژیم و سرمایه داران به حرکت در می آمد و چه گام مهمی در مسیر تکامل مبارزه سیاسی و طبقاتی برداشته می شد.
رژیم با شم تیز طبقاتی خود خطر همبستگی مبارزات پراکنده کارگری را در می یبابد. برخورد امنیتی و قضایی با فعالان کارگری، احضار و دستگیری آنان در ابعاد وسیع حکایت از ترس و نگرانی رژیم از گسترش این اعتراضات و سلب امنیت از گردش سرمایه و سرمایه گداری در ایران دارد. در همین رابطه اسفند ۹۴ هفت تشکل مستقل در بیانیه ای مشترک احکام زندان، تهدید و فشار علیه فعالان سندیکایی و فعالان کارگری را محکوم کردند. تشکل های کارگری در این بیانیه با اشاره به اینکه فعالان کارگری هر روز تحت فشارهای بیشتری قرار می گیرند خواستار آزادی بی قید و شرط فعالان کارگری و لغو احکام محکومیت آنان در هر رده از مراحل قضایی شدند.
با به انجام رسیدن توافقات هستهای در فروردین سال ۱۳۹۴، تلاش زیادی از سوی دولت به عمل آمد که این توافق را به نقطه امیدی برای برای خارج شدن از رکود اقتصادی، اشتغال زایی و بهبود در سطع معیشت کارگران و مردم زحمتکش تبدیل کنند. گفتند با به نتیجه رسیدن مذاکرات و برداشته شدن تحریمها و ورود سرمایهگذاران خارجی و رونق دوباره صنعت و اقتصاد، سطح زندگی بالا خواهد رفت. اما زمانی که برجام در زمستان گذشته به فرجام رسید، با تعیین حداقل دستمزد به میزان 3 برابر پائین تر از خط فقری که خود تعین کرده بودند، مهر باطلی بر این وعده و وعیدها زدند. به نظر می رسد با همه نویدهایی که دولت در حل مشکلات معیشتی برای سال ۹۵ میدهد باز هم جامعه کارگری به ویژه با اجرائی شدن برنامه 5 ساله ششم، سال سختی را پیش رو خواهند داشت. این رژیم برای پیشبرد سیاست های اقتصادی خود که به گره گاهی در حیات و بقا رژیم اسلامی تبدیل شده است، نیازمند تشدید فقر و ارزان نگه داشتن نیروی کار در ایران است، تا چرخ اقتصاد به حرکت در آید و مافیای حاکم از توان مالی لازم برای دخالت در بحران های منطقه ای و بالا بردن قدرت سرکوب در داخل کشور برخوردار گردد.
اگر کارگران و مردم زحمتکش اولین زیانمندان دوران تحریم و رکود بودند، و آن را با تحمل محرومیت های فراوان و گذراندن زندگی زیر خط فقر لمس کردند، بدون شک اگر ابزارهای نیرومند سیاسی و طبقاتی خود را به راه نیاندازند، قربانیان دوران پس از آن نیز خواهند بود. این واقعیت را می توان در سیاست های همین امروز جمهوری اسلامی به خوبی سراغ گرفت. در کنار اعلام حداقل ناچیز دستمزدها، همین کافی که دادستانی در بخشنامه ای غیرقانونی بودن هرگونه اعتراضات کارگری و تجمعات را اعلام کرد. چنین بخشنامه ای پیغامی روشن به سرمایه داران است که بدون نگرانی از اعتراضات کارگری می توانند سرمایه های خود را در رشتههای مختلف تولیدی بکار گیرند. رژیم جمهوری اسلامی برای خروج از این بن بست و تضمین بقای خود هیچ راهی ندارد جز این که شرایط مساعد برای کارکرد سرمایه را تامین کند. تامین این شرایط اساسا چیزی نیست جز تقدیم کردن نیروی کار ارزان طبقه کارگر ایران به سرمایه های داخلی و خارجی و تامین و تضمین ادامه کاری آن. بدین معنی که درهایش را با رفع موانع، بر روی سرمایه های خارجی باز کند و امکان بهره کشی از نیروی کار ارزان در این کشور را برایشان فراهم سازد. اما از یک سو فشار بیشتر بر طبقه کارگر خطر گسترش مبارزات کارگری و سازمان یافتن و سراسری شدن آن را برای رژیم در بر دارد و چنین کابوسی رژیم را ناچار می کند که برنامه های اقتصادی دراز مدت خود را با محافظه کاری بیشتری دنبال کند و از سوی دیگر سرمایه گذاران خارجی را محتاط تر و دست به عصاتر می کند.
با همه اینها اگر جمهوری اسلامی با همه اختلافات درونی و مشکلات سیاسی و عملی که برای ادغام اقتصاد ایران در بازار جهانی با آن روبرو است و تلاش می کند که مشکلات خود را در این زمینه ها برطرف کند، و اگر آینده اقتصاد جمهوری اسلامی به نتیجه این کشمکش ها گره خورده است، طبقه کارگر نیز بایستی در پی چاره جوئی برای غلبه بر پراکندگی خود باشد و با نیرومندی پای در میدان این مصاف بگذارد.
|
|