
جدیدترین گزارش مرکز آمار ایران که در پانزدهم دیماه سال جاری منتشر شده است "حکایت از نرخ بیکاری 48 درصدی جوانان کمتر از 30 سال دارد. طبق گزارش جدید مرکز آمار ایران از نتایج آمار نیروی کار در تابستان 94، نرخ بیکاری جوانان زیر 30 سال هم اکنون به 48.7 درصد رسیده و این نرخ در مورد زنان 85.9 درصد شده است. همچنین بیشترین نرخ بیکاری در گروه سنی 24ــ20ساله 27.8 درصد بوده است و در این گروه سنی نرخ بیکاری مردان 22.8 درصد و زنان 49.3 درصد گزارش شده است". بنابه گزارش خبرگزاری حکومتی "مهر" از هر دو زنی که فارغ التحصیل شده اند، یکی بیکار و خانه نشین شده است. ناگفته روشن است که نه آمارهای ارائه شده از جانب مرکز آمار ایران معتبر است و نه معیارهائی که در ایران برای سنجش میزان بیکاری به کار برده میشوند، با استاندارهای سازمان جهانی کار منطبق هستند.
دو سالِ پیش، حسن روحانی وعده داد، مشکلاتِ اقتصادی و معیشتی مردم از جمله مسأله ی بیکاری را ظرفِ یکصد روز حل میکند، اما این وعده کاملاً پوچ از آب درآمد. راهکار عملی روحانی و کابینه ی دولت برای حلِ معضلِ بیکاری، در اصل تسهیلِ و تسریعِ واگذاری بخش هایی از درآمدِ نفت و ثروتِ کشور به سرمایه داران، به بهانه ی اشتغالزایی بود. اما بودجه ای که در این زمینه اختصاص یافت به کیسه سپاهِ پاسداران، و سرمایه دارانِ رانت خوار سرازیر شد و آنچه حاصل نگردید، کاهشِ نرخِ بیکاری در کشور بود. مردم به تدریج مشاهده میکنند که رفع تحریم های بین المللی هم هیچ چشم اندازی برای توسعه اقتصادی و بهبود وضعیت کار و معیشت کارگران و اقشار تهیدست جامعه بوجود نمی آورد.
رژیمِ ضد کارگر و انسان ستیزِ جمهوری اسلامی سالهاست به بهانه ی تحریم های اقتصادی، به توجیهِ بیکاری، و فقر و مسکنت کارگران و زحمتکشان، و توده های تهیدستِ جامعه پرداخته است. در این اوضاع و احوال هم که مشکلِ بیکاری به حدِ انفجار رسیده، دولتِ روحانی از توده های معترض می خواهد تا زمانِ به فرجام رسیدنِ "برجام" صبر و شکیبایی پیشه کنند.
بی گمان، علتِ واقعی بحرانِ بیکاری در خودِ نظام سرمایه داری نهفته است، و وجودِ ارتشِ ذخیره ی کار و یا خیلِ عظیمِ بیکاران، پدیده جدائی ناپذیر این نظام است. نیروی کار در نظامِ سرمایه داری، کالایی است مانندِ هر کالای دیگر که عرضه ی وسیعِ آن در بازار به کاهشِ قیمت اش منجر می شود. هر چه جمعیتِ بیکاران در جامعه زیادتر باشد، رقابت در بازارِ کار شدیدتر است و به این ترتیب با افزایشِ شمارِ بیکاران، تحمیلِ شرایطِ سخت تر و جان فرساترِ کار، دستمزدهای کمتر، و اعمالِ بی حقوقی مطلق از طرفِ سرمایه داران و دولت هایشان، آسانتر خواهد بود.
بیکاری در ایران یعنی از بین بردن امنیت شغلی و ایجاد تفرقه در میان کارگران، یعنی سوق دادن خانواده های کارگری به زندگی کردن در زیر خط فقر مطلق و تحمیل مرگ تدریجی، معضلی که اختلالات روانی، افسردگی، عدم اعتماد بنفس، از پیامدهای آن است. این تراژدی غم انگیز به اینجا ختم نمی شود، متلاشی شدن خانواده های کارگری، روآوری به اعتیاد و تن فروشی از سرناچاری و گاها خودکشی و دیگر آسیب های اجتماعی ادامه این روند است و قربانیانش را از میان زنان و مردان، جوانان و نوجوانان و کودکان جامعه می گیرد.
بیکاری هیولائی است که پشت در هر کارگر شاغلی خوابیده است. از اینرو علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد. لغو قراردادهای سفید امضا و موقت که دست کارفرما را در اخراج کارگران باز میگذارد. به کرسی نشاندن مطالبه عادلانه کار یا بیمه بیکاری مکفی. این حق اما با یک مبارزه متشکل و سازمانیافته و با برپائی جنبشی علیه بیکاری متحقق خواهد شد. اما پیشبرد مبارزه علیه بیکاری و ارتقاء آن تا سطح یک جنبش توده ای، نیاز به اتحاد و همبستگی فعالین، شبکه ها و محافل آگاه موجود در جنبش کارگری ایران دارد. خیل عظیم بیکاران و آگاهی بر خطرات آسیب های دردناک اجتماعی که در کمین بیکاران و خانواده هایشان نشسته است، ظرفیت های بالای اعتراضی، بخصوص در میان قشر تحصیل کرده بیکاران، که همه آرزوهای خود را بر باد رفته می بینند، به وجود آورده است. شکل گیری آگاهانه و قدم به قدم این اعتراضات در عین حال زمینه ساز برپائی تشکل های توده ای و طبقاتی ادامه کار کارگران خواهد بود.
|
|