دعوای درون خانوادگی رژیم نمی تواند تکیه گاهی برای تامین خواسته های مردم باشد

بدنبال رویاروئی آشکار روحانی و خامنه ای در پیام های نوروزیشان، دستگاههای تبلیغاتی وابسته به سپاه و ولایت فقیه، حملات تندی را بر علیه دولت روحانی آغاز کرده اند. آنها می گویند "دولت به خواسته های رهبر در این زمینه بی اعتنایی می کند و رفع مشکلات کشور را در گرو رابطه با غرب می داند." پاسدار "مسعود جزایری" سخنگوی ستاد کل نیروهای مسلح می گوید: "بزرگنمایی تحریم و رفع تحریم ها یک گفتمان انحرافی و به دور از واقعیات محض موجود برای تأثیر بر افکار عمومی و مرعوب ساختن مخاطب است." وی می افزاید: "غفلت از دشمنان واضح ملت به ویژه آمریکا، آیندگان را به قضاوت های سخت نسبت به ما واخواهد داشت." جزایری تصریح کرد: "از مجموعه دولت انتظار می رود به وعده ها و وعیدهای بی پشتوانه و فریبنده جبهه دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب بی اعتنا باشد." در همین رابطه گروه "انصار حزب الله" با صدور اطلاعیه ای از دولت حسن روحانی خواست: "با تفسیرهای من درآوردی، دیگر در پی استحاله و در هم تنیدن اقتصاد مقاومتی با اقتصاد لیبرال سرمایه داری جهانی نباشد." این گروه در اطلاعیه خود که به همین مناسبت منتشر شده است، به دولت روحانی هشدار داده است که قصور در اجرای طرح "اقتصاد مقاومتی" را نخواهد پذیرفت.

اظهارات جزایری در واقع نخستین واکنش سپاه پاسداران به سخنان روحانی و دیگر اعضاء دولت پس از انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری است. این اظهارات در حالی است که دولت روحانی ظاهرا پایگاه محکم تری در این دو مجلس بدست آورده است. اما واقعیت این است که امروز دیگر توازن قوای بین دو جناح در جمهوری اسلامی نه از طریق صندوق رای و اکثریتهای پارلمانی، بلکه در خارج از این نهادها تعیین می شود. این سپاه پاسداران است که با تکیه بر قدرت نظامی، تشکیلات گسترده و متمرکز، دست انداختن بر اهرم های اصلی اقتصاد ایران، در تعیین سیاست های کلان رژیم، حرف آخر را می زند. اگر قبول شرایط آمریکا در مذاکره بر سر پروژه اتمی جمهوری اسلامی مورد تائید سپاه نبود، قطعا چنین توافقی انجام نمی گرفت. هدف هشدارهای امروز سران سپاه به دولت روحانی هم این است که به وی گوشزد کنند، مبادا تصور کند که اگر اجازه یافته است قدم اول را بر دارد، میتواند قدم های بعدی را مستقل از اراده سپاه پاسداران بردارد.

اما طرح و نقشه های هر دو طرف این دعوا در رابطه با خارج ساختن اقتصاد ایران از بحران بدون مایه و پوچ اند. از یک طرف قدر قدرتی سپاه پاسداران بدون مرز نیست. اگر کارایی شمشیر سپاه بر بالای سر امثال روحانی و کابینه اش محدویتی ندارد و هرگاه که بخواهند بر سرشان فرود خواهند آورد، در مورد خطری که از جانب مبارزات کارگران و مردم تهیدست و محروم این جامعه، موجودیت رژیم را تهدید میکند، کار به این سادگی نیست. رهبری سپاه پاسداران به تجربه دریافته است که زور و سرکوب به تنهائی برای مهار مبارزات مردم کافی نیست. آنها میدانند که با شعار دهن پر کن " اقتصاد مقاومتی" نمی توانند مردم را از پیگیری خواستها و مطالباتشان، یعنی از تعقیب آنچه که حیات و مماتشان به آن وابسته است، باز بدارند. از اینرو نه در مقابل مجلس و صندوق رای بلکه در برابر واقعیات سرسخت اقتصادی که موجودیتشان به آن گره خورده است، ناچارند مانور بدهند. رهبری سیاسی سپاه پاسداران میداند که چگونه از ظرفیت میانه روها و اصلاح طلبان حکومتی و طرفدارن غرب و غیره هم برای تداوم حاکمیت رژیم اسلامی بهره بگیرد. این فصل مشترک هر دو جناح است و سپاه میکوشد آنرا مدیریت کند.

از طرف دیگر در باغ سبزی که روحانی با سیاستهای "برجام یک" و "برجامهای بعدی" به مردم نشان می دهد، سرابی بیش نیست. سرمایه گذاران غربی تا زمانیکه اطمینان حاصل نکنند که سرمایه شان در ایران در دام سپاه پاسداران گرفتار نخواهد شد، تا زمانیکه از توانائی رژیم در کنترل مبارزات و اعتراضات مردم اطمینان حاصل نکنند، تا زمانیکه از تغییر قوانین و ضوابط دست و پاگیر اسلامی مطمئن نشوند، تا زمانیکه بهبود زیر ساختهای اقتصادی ایران را مشاهد نکنند، ریسک نخواهند کرد و فریب وعده های روحانی را نخواهند خورد. دولتهای غربی هم تا زمانیکه اطمینان نیابند که بهره اقتصادی سرمایه گذاریها به تقویت بنیه مالی دخالتهای سپاه در مناطق بحرانی منطقه منجر نخواهد شد، سرمایه داران را برای سرمایه گذاری در ایران تشویق نمی کنند. بعلاوه تا آنجا که به مصالح طبقه کارگر و اکثریت محروم این جامعه مربوط میشود، اگر بفرض همه موانع موجود بر سر راه سرمایه گذاری خارجی هم بر طرف شوند، سهم اکثریت مردم این جامع از این خوان یغما، چیزی بیشتر از مردم کشورها مشابه نظیر مصر و بنگلادش و غیره که بهشت سرمایه گذاران بوده اند، عاید نخواهد شد. از اینرو در سیمای استراتژی روحانی و کابینه اش هم راه حلی متصور نیست.

تجربه 37 سال حاکمیت رژیم اسلامی به مردم ایران نشان داده است که جناح های مختلف رژیم هدفشان نه فقط جنگ قدرت در حوزه های منافع شخصی، بلکه مهمتر از آن نجات رژیم اسلامی از بحران های عمیقی است که با آن دست به گریبان است.  هر کدام راه حل خود را کارسازتر می دانند و هر دو طرف در بکارگیری ابزاری که برای سرکوب مبارزات مردم در دسترس دارند، تردید نخواهند کرد. اگر یکی با شمشیر سر می برد، دیگری با پنبه. اگر دعواهای درون خانوادگی آنها نمی توانند تکیه گاهی برای تامین خواسته های مردم باشند، اما نقاط ضعف دشمنان مردم و آشفتگی صفوف آنها را در هردو جناح نشان میدهند.




تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address