
علی خامنه ای و حسن روحانی در پیام های نوروزی سال 95 شان تلویحا به نابسامانی وضع اقتصادی اعتراف کردند. خامنه ای پس از گذشت 6 سال از اعلام سیاست "اقتصاد مقاومتی" دوباره امسال را سال "اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل" نامید. او به این ترتیب نشان داد که در این سال ها اقدامی در جهت نجات اقتصاد بحران زده رژیم انجام نگرفته است. او در اوایل مهر 94 از اینکه دولتمردان در شعار از "اقتصاد مقاومتی" صحبت کرده، اما در عمل اقدامی در جهت پیاده کردن آن نمیکنند، شکایت کرده بود. خامنه، برای برداشتن بار تقصیر وضع بحرانی از دوش خویش و انداختن آن به دوش مجریان جکومت دوباره تاکید کرد: "می شود با اقتصاد مقاومتی به جنگ بیکاری رفت، می شود به جنگ رکود رفت، می شود گرانی را مهار کرد." او گفت اگر دولت و مسئولان کشور بتوانند در این زمینه موفق باشند، "امید این هست که در مسایل دیگر مثل آسیب های اجتماعی، مسایل اخلاقی، مسایل فرهنگی هم تاثیرگذار باشند."
خامنه ای قبلا که کوچکترین اشاره به وضعیت فاجعه بار ایران را تحمل نمیکرد و آنها را سیاه نمایی می خواند. اینکه او در حال حاضر اوضاع را وخامت بار می نامد، نشان از عمق فجایعی دارد که او و رژیمش بر سر مردم ایران آورده اند.
حسن روحانی در حالیکه رشد اقتصادی ایران در سال 94 منفی بوده است، در پیام نوروزی خود ابراز امیدواری کرد ایران در سال 95 به رشدی 5 درصدی برسد!. دو هفته قبل از آن "حمید چیت چیان"، وزیر نیروی کابینه روحانی، در نشست مشترک اقتصادی ایران و آلمان در شهر برلین وعده رشد سالانه 8 درصدی داده بود.
اقتصاد جمهوری اسلامی اساسا در خدمت نظامی گری و سرکوب قرار دارد. به همین جهت نزدیک به 80 درصد اقتصاد این رژیم در اختیار دولت و نیروهای سرکوبگر سپاه و نیروهای امنیتی باقی مانده است. در کنار این معضل ساختاری، باید مشکل فساد بسیار گسترده و نهادینه در دستگاهها و رانت خواری کاربدستان و قوانین آشفته مالیات و بارزگانی را نیز همچون موانع بزرگی بر سرراه اقتصاد ایران، برشمرد. این وضعیت سبب شده است تا بانک ها و سرمایه گذاران خارجی در انتقال سرمایه و تکنولوژی به ایران بسیار با احتیاط عمل کنند. به همین جهت فعلا به فروش کالا و خدمات به ایران اکتفا می کنند، اما در صنایع کلیدی ریسک سرمایه گذاری دراز مدت را نمی پذیرند. مشاوران خامنه ای اینرا میدانند و اقتصاد مقاومتی را به او ارائه کرده اند تا مستمسکی برای چانه زدن داشته باشند. مشاوران روحانی در مقابل میدانند که در عصر جهانی شدن سرمایه، نمیتوان صرفا به اقتصاد داخلی دل بست و به جایی رسید. این سرچشمه اصلی اختلافات بین باند خامنه ای از یکطرف و روحانی و دارودسته اش از طرف دیگر است. این اختلافات این روزها چنان شدید گردیده که پنهان کردنش امکان ندارد. در خبرهای روز 22 اسفند، آمده بود که روحانی آشکارتر از گذشته با علی خامنه ای مقابله کرده است. او در جواب علی خامنه ای که گفته بود "انقلابی" است، جواب داده بود:" اینکه بنده بگویم انقلابی ام، چه فایده ای دارد".
خامنه ای در برابر این صراحت شمشیر را از رو بست. او در مشهد و درست چند ساعت پس از پیام نوروزی روحانی با اشاره مستقیم به اصطلاحات به کار رفته در پیام او، رئیس جمهور نظام اسلامیش را آلت دست دشمن، یعنی آمریکا، خواند. او با اشاره مستقیم به اصطلاح "برجام دو" که در پیام روحانی به کار رفته بود گفت: "کسانی میگویند مشکلات اقتصادی کشور تنها در صورتی حل خواهد شد که در موارد مختلف با امریکا گفتگو کنیم و از مواضع خود کوتاه بیاییم." او ادامه داد این افراد می گویند همانطور که توافق هسته ای، "برجام" نام گرفت، گفتگو با امریکا در موارد دیگر و حتی موضوع قانون اساسی کشور می تواند "برجام های ۲ و ۳ و ۴" باشند تا با این گفتگوها و توافق ها، مردم راحت زندگی کنند و مشکلات آنان حل شود."
شدت گیری اختلافات به شکل کنونی که نشان از کور شدن افق حاکمیت برای نجات از بحران های سیاسی و اقتصادی مزمن رژیم دارد، نمایانگر این واقعیت است که توان حزب پادگانی سپاه پاسداران نیز برای کنترل اختلافات ضعیف شده است.
کارگران و مردم معترضی که دهها سال است برای تامین آزادی و رفاه با این رژیم سرکوب کننده انقلاب 57 درگیرند، باید این واقعیات را به خوبی مونیتور کنند. لازم است آنها بدانند که بر متن تعمیق بحران جهانی سرمایه داری و تشدید بحران های داخلی، سیر تضعیف رژیم اسلامی سرعت گرفته است. اما کارگران تنها در شرایطی می توانند از اوضاع آشفته رژیم بهره گیرند، که خود متشکل، صاحب بدیل و نقشه عمل درست باشند. برای دست پیدا کردن به توانایی های مذکور به تقویت حزب سیاسی و تشکل های طبقاتی و مدنی خود نیاز دارند.
|
|