
روز جمعه ۱۶ بهمنماه سایت محلی "کَلاله خبر" از برگزاری یک مانور علیه کارگران معترض در شهر کلاله، واقع در استان گلستان، خبر داد. این مانور از سوی گردانهای "بیتالمقدس" وابسته به بسیج استان و به منظور "آمادگی کامل نیروهای بسیج" برای مقابله با تجمعات و تظاهرات های اعتراضی کارگری برگزار شده است.
در تصاویر منتشر شده از این مانور، یک تجمع اعتراضی کارگران بازسازی شده که با حمله نیروهای بسیج، کارگران معترض بازداشت میشوند. این مانور نمایانگر شدت گیری فشار بر کارگرانی است که رژیم منتظر گسترش اکسیون های حق طلبانه و مبارزاتی آنها در روزهای پس از قبول شکست در مذاکرات هسته ای می باشد. این روزها مشابه چنین مانورهائی در بیشتر نقاط ایران و به ویژه در مناطق کارگری در شرایطی برگزار می شود.
با شروع مذاکرات هسته ای بین کابینه روحانی و دول 1+5 جمهوری اسلامی بندهای سرکوبگری را سفت تر کرد. ازیاد اعدام زندانیان عادی و سیاسی، افزایش فشار بر کارگران مبارز و رادیکال از طریق دستگیری گسترده تر فعالین و تحمیل محکومیت های دراز مدت تر به آنها، کشتن فعال کارگری نامور و کمونیست رزمنده شاهرخ زمانی در زندان، تیراندازی به روی کارگران معترض پالایشگاه گاز بید بلند 2 بهبهان و کشتن یکی از کارگران به نام مرتضی فرج نیا، دستگیری 28 کارگر مجتمع مس خاتون آباد که هنوز 23 نفرشان در زندانند، افزایش فشار بر زنان و تندتر کردن بند خفقان در دانشگاهها از نشانه های تشدید این سرکوبگری ها بود. اما این اقدامات تا کنون نتوانسته است آتش مبارزات و اعتراضات کارگری را خاموش کند و مبارزات کارگری رو به گسترش بیشتری نهاد. به همین دلیل است که رژیم با انجام چنین مانورهائی در صدد بالابردن ظرفیتهای سرکوبگری خویش است. از شواهد این واقعیت می توان به گسترده شدن مبارزات، به میدان آوردن مطالبات فراگیر و تهاجمی نظیر خواست افزایش دستمزد، و نیز دست زدن به اکسیون های متعدد در صنایع کلیدی همچون گاز و پتروشیمی اشاره کرد.
اما اینگونه مانورها در روزهای منتهی به قیام مردمی 22 بهمن 1357 انجام میگیرد. این قیام، که نیروی محرکه و هدایت کننده آن جریانهای چپ بودند، برنامه های دول آمریکا، فرانسه، بریتانیا و آلمان برای تحویل ارتش به طرزی سالم و دست نخورده به جریان اسلامی به رهبری خمینی را برهم زد. سران این دولتها در گوادلوپ جمع شده بودند تا تحت عنوان جلوگیری از نفوذ اتحاد جماهیر شوروی نگذارند، انقلاب ایران در مسیری رادیکال و چپ جریان یابد. جریان اسلامی و شخص خمینی بنا به قولی که در گوادلپ به سران چهار دولت مذکور داده بودند، بلافاصله سرکوب انقلاب را شروع کردند. ابتدا لیبرالهایی که قرار بود به رهبری بازرگان و زیر سایه آیت الله ها حکمرانی کنند مرخص شدند، شوراهای کارگری، کارگران بیکار، مردم انقلابی در کردستان و دهقانان ترکمن صحرا و اعراب حق طلب در خوزستان و زنان آزاده مورد تهاجم ددمنشانه قرار گرفتند. در همین راستا و برای تغییر مسیر مبارزات مردم و به شکست کشاندن کامل انقلاب ایران سفارت آمریکا تصرف گردید و از جنگ با عراق، تحت عنوان نعمت الهی، استقبال شد. در خون غرقه کردن انقلاب که با کشتار هزاران زندانی سیاسی، شکنجه دهها هزار مبارز و کمونیست و به کشتن دادن صدها هزار نفر از فرزندان کارگران و زحمتکشان در میادین جنگ عملی شد، موجب گردید که رژیم جدید ناقص الخلقه به دنیا بیاید. تداوم مبارزه با این رژیم غیر متعارف در داخل سبب گردید تا مخالفت علیه مظاهر تمدن غربی و دولت آمریکا به صورت ابزار اصلی سرکوب از جانب حکومت درآید و تمام ارگان های رژیم اسلامی از جمله قوای سه گانه در خدمت آن قرار گیرد. دخالت دولت در اقتصاد به شدت افزایش یافت و بعدها سپاه نیز به آن اضافه شد. به طور خلاصه نتیجه این اقدامات موجودیت یافتن یک رژیم سرمایه داری مذهبی سراپا فاسد است که تناقضات آن مردم ایران را دچار مصائب بیشمار و مناسب کردن دستگاه حکومتی برای ادغام در بازار جهانی را با موانع بزرگ روبرو کرده است.
اکنون که رژیم با دست کشیدن از تمام ادعاهای "استکبار ستیزی" پای به دوران پسا برجام گذاشته، خود را در مقابل جنبش همیشه فعال کارگری و سایر جنبش های اجتماعی آسیب پذیر می بیند. سازمان دادن مانور علیه کارگران معترض و بستن شمشیر از رو علیه کل طبقه کارگر ناشی از این ترس عمیق است. اگر این ترس شدید وجود نمیداشت جمهوری اسلامی در این روزهای منتهی به انتخابات مجلسین شورا و خبرگان هرگز علیه جمعیت دهها میلیونی کارگران دست به مانور نمی زد.
در شرایط کنونی لیبرالها، طیف اصلاح طلبان حکومتی و رسانه های امپریالیستی فارسی زبان میکوشند، رژیم را از طریق دولت روحانی قادر به عبور از بحران های موجودش قلمداد کرده و کارگران و زحمتکشان را بازهم منتظر نگه دارند تا بلکه به لطف دول امپریالیستی و کلان سرمایه گذاران اوضاع سیاسی و معیشتی آنان بهبود یابد. اینها قصد دارند با دادن وعده های سرخرمن از کارگران وقت بخرند. آنها در عین حال از بکار گرفتن نیروهای سرکوب علیه کارگران، همچون گذشته، دفاع خواهند کرد. در مقابل کارگران نیز با تداوم بخشیدن به مبارزات خود و متشکل کردن آنها به توهم پراکنی لیبرالها و تشدید فضای اختناق پاسخ خواهند گفت.
|
|