باز هم حمله ماموران شهرداری و بسیج به بساط فقیرانه دستفروشان

ایسنا، خبرگزاری دانشجویان ایران، خبر داد که روز دوشنبه ۲۶ بهمن ماه در نتیجۀ برخورد شدید مأموران شهرداری با میوه فروشان سیّار خروجی ایستگاه متروی خیابان شادمان در تهران شماری از دستفروشان مجروح شدند. به گفتۀ شاهدان عینی مأموران شهرداری با خودروهای شاسی بلند ِبدون شماره که آرم شهرداری را حمل می کردند، به محل آمدند و سرنشینان آنها که به باتوم و "شوکر" مسلح بودند بدون هیچ توضیحی به جان میوه فروشان سیّار افتادند و میوه های آنان را وسط پیاده رو و خیابان لگدمال کردند. یکی از دستفروشان گفته است که در این حادثه مأموران شهرداری دندان ها و بینی پسرش را شکستند و خواهرزاده اش را سخت مجروح ساختند. به طوری که اگر مردم مداخله نمی کردند ضرب و شتم مأموران شهرداری علیه آنان ادامه می یافت.

این اولین بار نیست که مأموران شهرداری که عمدتاً ازافراد بسیجی هستند به جان دستفروشان در این شهر و آن شهر می افتند. در حملات مامورین شهرداری و بسیجیها به دستفروشان در تهران طی همین یک سال اخیر تعدا زیادی زخمی شده اند. خردادماه سال جاری دستفروشی در خوزستان در نتیجه همین فشارها دست به خودکشی زد.

در گزارش مندرج در یکی از روزنامه های عصر تهران درد دل دو تن از این دستفروشان منعکس شده است: "زهرا" 38 سال دارد. وی سرپرست خانوار است. ابتدا از صحبت کردن سرباز می زند. فکر می کند که از شهرداری مامور هستی. وقتی اعتمادش را جلب می کنی، می گوید: این کار را نکنم، چه کار کنم؟ آیا به من موقعیتی برای پول درآوردن می دهند؟ من دو دختر مدرسه ای و یک دختر دانشگاهی دارم. همسرم هم فوت شده است. شما به من بگویید که چه کار کنم؟ " احمد" 22 سال دارد. ميگويد پول خريد يا اجاره مغازه ندارد٬ اما زندگي مادر و خواهرش را از همين راه ميچرخاند. احمد ميگويد دست فروشي همه اش استرس ودردسر است، او نه به انتخاب خود بلکه به جبر روزگار و شرایط زندگی ناگزیر به انجام این کارشده است.

با وجود تهدیدهای همیشگی و تعرضاتی که به دستفروشان می شود، هیچ یک از آنان به کاری که از سر ناچاری برگزیده اند دلخوش نیستند و همگی آنان از اینکه مجبورند در گرما و سرما با واهمه از تعرض مأموران و زیر تهدید باتوم پلیس صبح را تا شب با دلهره سر کنند، شکایت دارند.اینان بیکاران جویای کارند که کاری غیر از این نیافته اند.

با این حال دکتر "نادر شکری" کارشناس حقوقی شهرداری تهران در کمال بیشرمی ميگويد: "دستفروشانی که در مترو يا در معابر و سطح شهر به دستفروشي مبادرت ميورزند افرادی هستند که در کنار اقدامات خود٬ جرايمي نيز مرتکب ميشوند و نميتوان به چشم انسانی نيازمند٬ به آنها نگاه کرد"

پدیده دستفروشی در ایران، در شرایطی که بیکاری بی داد می کند و نه کاری واقعی برای آماده بکاران موجود و نه تأمینی برای بیکاران فراهم است، به ''‌شغل‌'' بسیاری از توده های مردم شهرها و روستاها در گروه های سنی متفاوت تبدیل شده است. این پدیده، بارزترین شاخص عینی میزان بیکاری هر جامعه ای است.

بیشتر افراد دستفروش یا کار قبلی خود را به دلایل متعدد از دست داده‌اند، یا دچار بیکاری فصلی شده‌اند مانند کارگران ساختمانی یا برخی کشاورزان در فصل پاییز و زمستان. بسیاری از این دستفروشان، جوانانی هستند که تازه به سن کار رسیده و یا درسی خوانده و دانشگاهی رفته اند اما شانس این را نداشته اند که دستشان به کار مناسبی که تناسب با تخصص شان داشته باشد، بند شود. شماری از آنان کارگران بیکار شده ای هستند که کارشان را از دست داده و موفق به یافتن هیچ کاری نشده اند. عده ای هم، کارگران از کار افتاده ای هستند که دیگر قادر به کار سابق خود نیستند و هیچ تأمین دیگری هم ندارند. عده ای نیز، زنان و مردان مسنی هستند که هیچ مستمری ندارند و یا اگر هم دارند زندگی شان را نمی چرخاند.شماری هم، کسانی هستند که با کار دیگری که دارند قادر به اداره زندگی خود و خانواده شان نیستند.

همه دستفروشان، یک کار سر و سامان دار همیشگی حتی با درآمد کمتر را به کار دستفروشی ترجیح می دهند. هیچکدام به این دلخوش نیستند که در گرما و سرما با واهمه از تعرض مأموران و زیر تهدید باتوم پلیس صبح را تا شب با دلهره سر کنند. اگر آن جوان جویای کار و آن کارگر بیکار شده و آن کارگر از کار افتاده و آن انسان مسنی که دیگر نباید کار کند، زندگی تأمین شده ای می داشتند؛ نه خود و نه کودکان شان مجبور نمی بودند به دستفروشی روی آورند. جمهوری اسلامی نه میخواهد و نه میتواند حداقلی از زندگی برای توده های مردم فراهم کند تا مجبور نباشند چنین شرایط دشواری را برای تامین یک زندگی بخور و نمیر تحمل کنند. دستفروشی شکلی از بیکاری و کاری کاذب و بی تأمین است که مطلوب کسی نیست و همه دستفروشان، یک کار سر و سامان دار همیشگی حتی با درآمد کمتر را به کار دستفروشی ترجیج می دهند.

این حق مسلم همه انسان های آماده بکار است که کار مناسب و یا بیمه بیکاری مکفی داشته باشد. و این حق مسلم همه کسانی است که اگر به ناچار به دستفروشی روی آورده اند، مصون از هرگونه تعرضی باشند و امکان ادامه کار و کسب شان را داشته باشند.




تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address