
حسن روحانی رئیس جمهور در نخستین نشست خبری خود با خبرنگاران، افلاس خود را در تحقق آنچه که در جریان تبلیغاتی انتخاباتی وعده داده بود، در همان قدم نخست نشان داد. ذکر فرازهائی از سخنان روحانی به روشنی این ارزیابی را مدلل خواهد ساخت. سخنان روحانی و پرسش و پاسخ وی در این نشست خبری را در سه محور میتوان خلاصه کرد. در زمینه تهدیدهای ترامپ در اجلاس کشورهای اسلامی و عرب، در زمینه اقتصاد و در زمینه آزادیها و حقوق مردم.
در زمینه تهدیدات ترامپ، روحانی همان سخنانی را بر زبان آورد که رئیس جمهور آمریکا در سفر عربستان سعودی به آن نیاز داشت. ترامپ آمده بود مسابقه تسلیحاتی را در منطقه دامن بزند و اسلحه بفروشد و برای اینکار به بازار گرمی نیاز داشت. سخنان روحانی هم معامله این نوبت تثبیت کرد و هم راه را بر روی معاملات بعدی گشود. روحانی گفت: "ما باید قدرتمند باشیم، موشک و سلاح ما اگر ساخته نشود یک عده دچار اشتباهات محاسباتی می شوند." این در حالی است که روحانی در کمپین انتخاباتی خود جهت گیری خلاف این را تبلیغ می کرد.
در مورد اقتصاد ایران ، روحانی اعتراف کرد که کاری از دست او بر نمی آید. در این کنفرانس خبری در زمینه بهبود شرایط زندگی 50 میلیون مردمی که زیر خط فقر زندگی می کنند، در زمینه دستمزد چند برابر زیر خط فقر کارگران، در زمینه ورشکستگی پی درپی بنگاههای بخش خصوصی و بیکاری میلیونی، در زمینه گرانی، در زمینه بی افقی جوانان تحصیل کرده، در زمینه قانون کار ضد کارگری که روحانی در کمین نشسته است تا در اولین فرصت آنرا به تصویب مجلس اسلامی هم برساند، در همه این موارد که عرصه های واقعی اقتصاد و معیشت مردم هستند، نه سخنی گفته شد و نه حتی قولی داده شد. در مورد سیاستهای کلان اقتصادی روحانی نشان داد که در این زمینه هم اراده ای ندارد. وقتی به روشنی از او پرسیده شد که در برابر نهادهای اقتصادی فرا قانونی چه خواهد کرد، وی حتی جرات پرداختن به موضوع را هم به خود نداد و تنها به اعلام تمایل دولت به خصوصی سازیها تحت عنوان: "اقتصاد و فرهنگ و مسائل اجتماعی را به مردم بدهیم"، اکتفا کرد. این در حالی است که همه میدانند اقتصاد ایران در کنترل بنگاههائی است که نه تنها دولت هیچ کنترلی بر آنها ندارد، بلکه موظف است بخش اعظم آنچه را هم که در خزانه دارد به تسهیل امور آنها اختصاص دهد. در واقع در دستگاه حاکمیت ایران دو دولت موازی هم جود دارند، دولت رسمی و باصطلاح منتخب که در این دوره نیز روحانی در راس آن قرار دارد و دولت قدرتمند غیر رسمی که اقتصاد و سیاست و جنگ اساسا در آنجا تعیین تکلیف می شود، و راس آنرا فرماندهان سپاه و خامنه ای و بیت رهبری تشکیل می دهند.
در زمینه حقوق و آزادیهای مردم، روحانی در حالیکه ادعا کرد که از حقوق همه شهروندان ایرانی حتی آنها که در خارج کشور هستند، دفاع خواهد کرد، این ادعای خود را در یک مورد مشخص به محک گذاشت. وی در مورد حبس خانگی موسوی و کروبی و رهنورد، مسخره ترین پاسخ ممکن را داد وقتی گفت که: "در این مورد به سران قوای دیگر نامه خواهد نوشت و جلسه تشکیل خواهد داد و قضیه را دنبال خواهد کرد." یعنی چیزی بسیار کمتر از آنچه که در دوره قبلی ریاست جمهوری خود وعده داده بود. تصور کنید وقتی روحانی در مورد کسانی که هم فکر او هستند و در جبهه او قرار دارند و به حبس افتاده اند و حتی شاید عده ای به اعتبار قول آزادی آنها به او رای داده اند، این گونه سخن می گوید، چگونه از حقوق شهروندانی که هم اکنون در زندانها و شکنجه گاهها جسم و درونشان ذره ذره آب می شود،دفاع خواهد کرد؟ چگونه از حقوق و آزادیهای مردم که هر روز و هر ساعت در هر کارخانه و هر کوی و برزنی به وسیله پاسداران و بسیج یانی که " وی خیلی هم دوستشان دارد"، پایمال می شود دفاع خواهد کرد؟ مسئله این نیست که روحانی گویا میخواهد حقوق و آزادیهای مردم تامین شود، اما اختیارش را ندارد. البته در محدود بودن دامنه اختیارات روحانی شکی نیست اما در این مورد مسئله واقعی این است که آزادی پاشنه آشیل رژیم اسلامی، با همه جناح های آن و از جمله روحانی و دولت اوست. روحانی به تجربه دریافته است که مردم آزادی قطره چکانی خود را از دولت گدائی نمی کنند، بلکه با تغییر توازن قوا به نفع جبهه مردم، همه آنچه را که طی سالها از آنها سلب کرده اند،تمام و کمال خواهند خواست و خواهند گرفت. آزادیهائی که در توان تحمل رژیم اسلامی نیست. این نگرانی مشترک روحانی و رقبایش است و عقب نشینی در این زمینه را "خطرناک" می دانند. آزادیهائی که امروز جوانان و مردم ایران در بعضی زمینه های فرهنگی به رژیم تحمیل کرده اند، حاصل تبلیغات انتخاباتی و سر درآوردن روحانی از صندوق رای نیست، بلکه حاصل مقاومت در مقیاس توده ای به پهنای ایران، طی بیش از سه دهه، مبارزه کردن و قربانی دادن است.
واقعیت این است که در جمهوری اسلامی قدرت واقعی از صندوق رای بیرون نمی آید. توازن قوای جناح های حکومتی، افلاس روحانی را در آینده ای نه چندان دور آشکارتر خواهد کرد. بخشی از مردم را از برکت سر تبلیغات هدایت شده رسانه های مزدور و یا به کمک تسلیم طلبان باصطلاح روشنفکر بدون جیره و مواجب، در دایره باطل انتخاب بین "بد و بدتر"، با تبلیغات دروغین در مورد میزان مشارکت، با توهم "پیروزی"، سرگردان می کنند تا چند صباحی دیگر به حاکمیت ضد مردمی خود ادامه دهند. بدون شک این روند مختل خواهد شد و توده های کارگر و زحمتکش و مردم محروم شر این رژیم را از سر خود کم خواهند کرد.
2017-05-23 | ۱۳۹۶-۰۳-۰۲
|
|