
روز شنبه 5 فروردین حسن روحانی در راس هیاتی از وزرای کابینه اش در سفر یک روزه ای وارد سنندج شد. وی پس از افتتاح پروژه پتروشیمی سنندج، در یک نشست با مسئولین محلی و شماری از افراد نزدیک به رژیم شرکت نمود.بی اعتنائی مردم سنندج به حضور روحانی در سفر قبلی وی به استان کردستان نشان داده بود که منتظر نباشد که مردم از وی در بدو ورود استقبال کنند و سپس در پای منبرش بنشینند. از اینرو اولی را بدون سروصدا برگزار کرد و یک سر راهی افتتاح نمایشی پروژه پتروشیمی شد و دومی را هم کلا از برنامه خود حذف نمود و به نشست با مسئولین و نزدیکان حکومتی اکتفا نمود. سخنان روحانی در هردوی این مراسم ها تکراری و بی خاصیت تر از آن بودند که توجه مردم و یا حتی رسانه های وابسته به رژیم را هم به خود جلب کنند.
از همان ابتدا روشن بود که هدف روحانی از سفر به کردستان، تبلیغاتی است و رابطه مستقیمی با نمایش انتخاباتی خردادماه امسال دارد. افتتاح چند پروژه قدیمی و ناتمام، تنها فرصت باقیمانده برای روحانی بود تا از طریق آن در استان کردستان خودی نشان دهد تا بلکه از بخشی از آراء مردم کردستان در انتخابات آینده ریاست جمهوری بهرمند شود.
اما تلاش روحانی در این زمینه مذبوحانه است. زیرا از نظر مردم کردستان، روحانی نمونه آشکار وعده دادن و عمل نکردن است. به جوانان کردستان وعده کار داد، بیکاری را دوبرابر ساخت. هزاران جوان تحصیل کرده و غیر آن، بیش از گذشته به شغل کولبری روی اوردند و کوس رسوائی رژیم در این زمینه در همه جهان به صدا درآمد. در فاصله دو سفر روحانی توزیع و فروش مواد مخدر توسعه بیشتری یافت و جوانان بیشتری به اعتیاد کشیده شدند.
دولت به جای عمل کردن به وعده هایش در این زمینه ها، سیاست میلیتاریزه کردن هر چه بیشتر کردستان و مناطق مرزی از ایلام تا ارومیه را در پیش گرفته است. بجای پروژه های عمرانی، اجرای مانورهای نظامی را در دستور قرار داده است. دستگیر و زندانی کردن شمار هر چه بیشتری از فعالین کارگری و مدنی در کردستان به امری روزانه و روتین تبدیل شده است.واقعیت این است که روحانی هر اختلافی هم با جناح رقیب حکومتی خود داشته باشد، در کردستان از سیاست و جهت گیریهای سپاه پاسداران پیروی خواهد کرد. روحانی علیرغم دفاع از خود در جمع منصوبان حکومتی در سنندج، وی و رقبایش در سیاست های کلان امنیتی خود، کردستان را تهدیدی جدی و پایدار برای رژیم اسلامی می دانند. از همین رواست که در مناطق کرد نشین ایران نه دستگاه اداری دولت بلکه نهادی امنیتی و سپاه پاسداران در همه حوزه ها، کلام آخر را خواهند زد.
استراتژی و اولویت جمهوری اسلامی و همه جناح هایش علیرغم هر اختلافی که با همدیگر داشته باشند در کردستان یکی است و آنهم آنگونه که خود بارها گفته اند "برقراری امنیت پایدار" است.
در زمینه توسعه اقتصادی گاهی دعوای بین جناح های رژیم بخشی از وضعیت واقعی در کردستان را مستند می سازد. مطبوعات وابسته به اصول گرایان این روزها پر هستند از طعنه به دولت روحانی در مورد آمار سازیها و ادعاهای غیر واقعی.
چندی پیش خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران نوشت: "عمر دولت تدبیر و امید رو به پایان است، اما هنوز نتوانسته است سهم خود در ترمیم زخم های فقر، بیکاری، عقبماندگی، محرومیت و دیگر موارد کردستان را ایفا نماید. هر روز که از عمر این دولت میگذرد، مردم کردستان نسبت به آن بیاعتمادتر میشوند." روحانی در آن هنگام در پاسخ بهاینگونه انتقادات،گناه را به گردن دولتهای پیشین انداخته بود و گفته بود که علت عقب ماندگی این است که کردستان فاقد زیر ساختهای اقتصادی است".
روحانی در سخنان خود هنگام افتتاح پروژه پتروشیمی خطاب به جناح رقیب گفت "مچ گیری نکنید تا مردم ناامید نشوند." وی به خوبی میداند که مسئله ناامیدی نیست بلکه مسئله قطع امید از رژیم جمهوری اسلامی و تنفر از موجودیت این رزیم است.
هیچکدام از دو جناح که در این زمینه مشغول پشت پا گرفتن از همدیگر هستند، به علت الععل این عقب ماندگی نمی پردازند. آنها نمی گویند که چرا با گذشت این همه سال از عمر جمهوری اسلامی هنوز "کردستان فاقد زیرساخت لازم برای سرمایه گذاری است ؟" چند دهه دیگر باید طول بکشد و زندگی چند نسل دیگر از جوانان این مناطق باید تباه شود تا این زیر ساخت لازم فراهم گردد. در واقع پاسخ روشن است: واقعیت این است که در این بخش از ایران جنبشی در جریان است که جمهوری اسلامی با اصول گرا و میانه رو اصلاح طلبش، با سپاه و ارتش و بسیجش، این منطقه را بر اساس قوانین یک سرزمین اشغالی اداره و کنترل می کنند. کار و تولید و اشتغال تنها در راستای تامین این نیاز یعنی تامین امنیت این رژیم معنا پیدا می کند. کلیه طرحهای اقتصادی و توسعه باید مورد تائید اطاق عملیاتی سپاه پاسداران قرار بگیرد و به نیازها و استراتژی امنیتی رژیم پاسخ بدهد.
مردم کردستان به روشنی دریافته اند کە در برابر این رژیم هیچ راهی غیر از اتکاء به نیروی مبارزاتی خود برای تامین حقوق و آزادی های پایمال شده شان در پیش ندارند. مردم کردستان می دانند تنها از طریق گسترش مبارزات خود و گرە زدن این مبارزات با جنبش های اعتراضی و رادیکال در سراسر ایران، میتوانند خواست و مطالبە خود از جملە رفع ستم ملی را بە کرسی نشانند.
2017-03-26 | ۱۳۹۶-۰۱-۰۶
|
|