ارسال


در همدردی با مردم مناطق سیل زده ایران

بارانهای سیل آسا بیشتر استانهای ایران را در بر گرفته و سیل در بخشهای بزرگی از ایران تلفات انسانی و ویرانی های گسترده ای را به دنبال داشته است. خسارتهای جانی و مالی سیل مرتبا رو به افزایش است. تا کنون دهها نفر جانشان را از دست داده اند، صدها نفر زخمی شده اند، هزاران خانه ویران شده اند و صدها هزار نفر از هستی ساقط شده اند. گسترده ترین سیلابها در ترکمن صحرا، یعنی استان گلستان جاری شده است که با بیشترین خسارتهای مالی و ویرانی همراه بوده است. در شیراز تنها در محدوده دروازه شهر 20 نفر جان خود را از دست داده اند. روشن است که میزان خسارات و ویرانیها بسیار بیش از آن است که نهادهای رسمی دولتی ایران اعلام می کنند. اما ارزیابی از میزان خسارات و عوارض ناشی از اینگونه بلایای طبیعی، همه جا به نوعی پای دولتها و نظام اجتماعی حاکم را به میان می آورد. نظامی که با سود جوئی سیری ناپذیر خود تعادل زیست محیطی جهان را بر هم زده است و هر روز در گوشه ای شاهد پی آمدهای مخرب آن هستیم.

سیل مانند زلزله و آتش فشان و سونامی و طوفان و غیره یک فاجعه طبیعی است. بارش بارانهای سیل آسا در بسیاری از مناطق جهان همواره امکان وقوع دارند، اما میزان خسارات وارده ناشی از آنها همه جا یکسان نیست. انسان عصر ما دیگر اسیر بدون اراده دست طبیعت نیست، بلکه توانائی مهار بسیاری از نیروهای طبیعت و بکار گرفتن آنها در خدمت رشد و تکامل زندگی خود را به درجه بسیار زیادی به دست آورده است. اگر در ایران تحت حاکمیت رژیم های فاسدی چون رژیم شاه و رژیم جمهوری اسلامی، هر رویداد طبیعی به فاجعه ای تبدیل می شود، علت را اساسا نه فقط در خشم طبیعت، بلکه مهمتر از آن در وجود نظام حاکم باید جستجو کرد. اگر بارانهای سیل آسا اجتناب ناپذیر هستند، اما براه افتادن سیل ویرانگر اجتناب پذیر است. اگر زلزله اجتناب ناپذیر است، ساختن بناهای مقاوم در برابر زلزله امکانپذیر است. در کشوری مانند ایران، بر خلاف زلزله، حتی در نفس راه افتادن سیلابها هم رد پای عوامل انسانی را می توان مشاهده کرد. بگذارید به عنوان نمونه سیل اخیر در استان گلستان را بررسی کنیم که کم و بیش شامل بقیه نقاط سیل زده ایران نیز می شود:

اول، سیل در ترکمن صحرا غافلگیر کننده نبود. استان گلستان مانند استان فارس همواره یکی از استانهای سیل گیر ایران بوده است. براساس آمار های موجود از سال 1370 تا سال 1395بیش از 120 بار سیل بزرگ و کوچک در این منطقه رخ داده است. در سال 1380 ویرانگر ترین سیل 2001 جهان در همین استان رویداد. در آن سال سیلاب بیش از 5000 کیلومتر مربع را در بر گرفت و بیش از 500 نفر جانشان را از دست دادند. در سال 1396 یک دانشجوی دوره کارشناسی در دانشگاه بوشهر، با نوشتن مقاله ای در نشریه علمی این دانشگاه با بررسی دقیق و کارشناسانه، "گرگان رود" را به عنوان یکی از مهمترین شاخه های سیل خیز استان گلستان نام برده بود. وی زیر آب رفتن شهرک آق قلا را دو سال پیش با محاسبات دقیق نقشه برداری، پیش بینی کرده بود، فاجعه ای که اکنون اتفاق افتاده است. با این همه تجربه و دانشی که در این زمینه وجود دارد سیل ترکمن صحرا نه تنها می توانست غافلگیر کننده نباشد بلکه قابل کنترل و مهار کردن نیز بود. چنانچه بودجه لازم به این امر اختصاص داده می شد، می توانست پروژه های ماندگاری برای حل همیشگی مشکل این استان در زمینه جاری شدن سیلابها به اجرا در بیاید. در این صورت باران زیاد نه مرگ و ویرانی، بلکه آب و آبادانی به همراه می آورد.

دوم ، سیل در استان گلستان اجتناب ناپذیر هم نبود. تحقیقات کارشناسانه نشان داده است که تخریب جنگلهای استان گلستان و فرسایش خاک از دلایل اصلی وقوع سیل های پیاپی در این استان هستند. اما در هر دوی این موارد رد پای سرمایه داران سود جو و دستگاههای اداری فاسد قابل مشاهده هستند. جنگل خواری، تخریب محیط زیست، فرسودگی خاک، که از جمله عوامل جاری شدن سیلابها هستند، همه توسط شبکه های مافیای اقتصادی وابسته به نهادهای دولتی صورت گرفته اند. در نتیجه قطع بی رویه درختان، تبدیل جنگل ها به ویلاها و مناطق مسکونی و مراکز اقتصادی وابسته به سپاه و بنگاههای دیگر، آتش سوزی هائی که تلاشی هم برای مهار آنها صورت نمی گرفت، طی 40 سال گذشته حجم جنگلهای این منطقه به نصف تقلیل یافته است. دامداریهای کارشناسی نشده به فرسایش خاک و پر شدن سدها از خاک و در نتیجه سر ریزشدنشان، منجر شده است.

سوم ، مدیریت ناتوان و فاسد، در نتیجه وجود دستگاههای بروکراتیک و فاسد، نه تنها هیچ برنامه ای از قبل برای روبرو شدن با چنین وقایعی وجود ندارد، بلکه در گرماگرم حادثه هم این دستگاهها نه خود کار موثری انجام می دهند و نه اجازه می دهند یاری رساندن به حادثه دیدگان بوسیله نهادهای مردمی سازمان یابد. هم اکنون صدها هزار نفر در نقاط مختلف ایران گرفتار سیل و عوارض آن هستند. دولتی که خود را صاحب یکی از گسترده ترین ماشینهای جنگی منطقه می داند و بیش از یک ملیون نفر نیروی سازمانیافته نظامی دارد، اقدام موثری برای کمک به این مردم حادثه دیده انجام نمی دهد.

هم اکنون از سرتاسر ایران، علیرغم وضعیت دشوار اقتصادی، سیل کمکهای مردمی به سوی مناطق سیل زده روان است، اما این حرکت نه تنها خوشایند کارگزاران رژیم نیست بلکه چون خاری در چشم آنها است. قریب چهل سال پیش بود که 9 تن از یاران ما در راه رساندن کمکهای انسانی به همین مردم ترکمن صحرا جان باختند. تداوم این سنتها به تقویت همبستگی مبارزاتی و سیاسی مردم در مبارزه با رژیم حاکم منجر می شود. این سنتهای انساندوستانه مردمی را باید گرامی داشت و به گرمی از آن پشتیبانی نمود.

سه شنبه - ۶ فروردین - ۱۳۹۸ , 26 - 03 - 2019




ما را دنبال کنید

تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address
Result