
موج جدیدی از مبارزات و اعتراضات توده ای که در روزهای اخیر از برخی شهرها آغاز گردیده بود در ادمه خود گسترده تر شده و شهرهای دیگری از جمله کلان شهر تهران را نیز فرا گرفته است. هر چند که از خیزش دیماه به این سو کمتر روزی بوده است که در آن چند اعتراض کارگری از جمله اعتراضات سراسری رانندگان کامیون و کارگران راه آهن صورت نگرفته و یا مردم به دلایل گوناگون به خیابان نیامده باشند، با این وجود اعتراضات روز گذشته بسیاری از مشخصه های خیزش دیماه با کیفیتهای جدیدتری را عرضه میکند. این امر را در شجاعتی که مردم از خود در برخورد با نیروهای سرکوب رژیم و در طرح شعارهائی نظیر" مرگ بر خامنه ای "، " گرانی ،تورم ، بلای جان مردم "، میتوان مشاهده کرد که بیان روشن تداوم خیزش دیماه و جنبش برای " نان و آزادی" است.
فارغ از اینکه این دوره جدید تا چه زمانی ادامه یابد ، باید گفت که اعتراضات توده ای به یکی از عناصر مهم صحنه سیاسی جامعه تبدیل شده است. این همان چیزی است که معاونت سیاسی- امنیتی استان البرز از آن تحت نام "تجمعات ساختارشکنانه" نام میبرد که به زعم او "اقتصادی" نیست و لذا با آنها دیگر "مماشات نشده" و به آنها "برخورد" خواهد شد. باید از این کارگزار امنیتی رژیم پرسید که مگر اعتصاب کارگران خاتون آباد ساختارشکنانه بود که کارگران را وحشیانه به گلوله بستید، مگر بارها به صفوف کارگران که در اعتراض به مزدهای معوقه دست به تجمع زده بودند، حمله نکردید و آنان را بیشرمانه شلاق نزدید ، مگر همین چند روز پیش حبیبی فعال صنفی و عضو هیات مدیره کانون معلمان استان تهران را که در تجمع معلمان مقابل سازمان برنامه وبودجه با ضرب وشتم دستگیر کرده بودید ، به ده سال ونیم حبس محکوم نکردید ؟ واقعیت این است که بحران اقتصادی جامعه آن چنان عمیق است که مسئله مبارزه علیه رژیم را به مسئله هست و نیست میلیونها تن از مردم و بویژه کارگران و زحمتکشان تبدیل کرده است. مردم در تجربه چهل سال حاکمیت دولت سرمایه دارانه حاکم دریافته اند که هیچکدام از جناحهای رژیم راه حلی حتی برای تخفیف بحران ندارند. شعار "اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تموم شد ماجرا" بیان همین آگاهی است. تورم ، گرانی ، فقر ، بی خانمانی از یکسو و اختلاس، دزدیهای کلان، چپاول الیگارشی حاکم و هزینه بلند پروازیهای رژیم در خارج از مرزها از سوی دیگر هر روزه بخشهای دیگری از مردم را به قعر جامعه پرتاب میکند. همین وضعیت بستر اصلی اعتراضاتی است که از دیماه آغاز گشته و جنبش اعتراضی نیروی خود را از همین خلع یدشدگان میگیرد. هراس رژیم هم درست از همین غولی است که دارد از جای برمی خیزد. صد البته بسیار مهم است که این برخاستن با درایت و سنجیدگی لازم صورت پذیرد. از اینرو تلاش و کوشش جهت به میدان آوردن تمام ظرفیتهای جنبش کارگری و جنبش اعتراضی به امری حیاتی تبدیل شده است.
هر چه بتوان دامنه اعتراضات را به شهرهای بیشتری کشاند، به همان اندازه میتوان از قدرت مقابله و سرکوب نیروهای سرکوبگر کاست. رژیم شاید بتواند حتی اعتراضات گسترده تر ولی با دامنه محدود در یکی دو شهر را با تمرکز نیرو ، وحشیانه سرکوب کند، ولی سرکوب اعتراضاتی که همزمان در تعداد بیشتری از شهرها جریان دارد، برایش بسیار سخت خواهد بود. این یکی از تأثیرات سراسری بودن اعتراضات در اردوی دشمن است.در اردوی جنبش " نان و آزادی " نه تنها از این رهگذر هزینه اعتراضات مردم در مقابله با رژیم پائین میآید ، بلکه احساس هم سرنوشتی، توان قدرت مقاومت در میان مردم را تقویت کرده و تداوم اعتراضات را امکانپذیر میسازد. در عین حال همین اعتراضات فرصتی است برای فعالین و پیشروان جنبش های رادیکال اجتماعی که درجه سازماندهی این اعتراضات را بالا برده و زمینه برای گسترش ارتباطات و دستیابی به امکانات مساعد جهت ایجاد انواع تشکل ها و کمیته ها در محیط های کار ، در شهرها و محلات را فراهم سازند.
اما خیزش اعتراضی دیماه و همچنین اعتراضات جاری از یک امر رنج میبرند و آن جدائی نسبی اعتراضات کارگری از جنبش اعتراضی در خیابان است . برخی از عوامل این جدائی طبیعی است. بدون تردید اعتصاب مهمترین و کاراترین سلاح کارگران در مبارزه علیه کارفرما ودولت سرمایه داران است . شکلی که از همان لحظه شروع، بهره کشی سرمایه داران را آماج حمله خود قرار میدهد. در اوضاع متحول کنونی و با وجود جنبش اعتراضی در خیابان، طبقه کارگر میتواند با بهره گیری از سلاح قدرتمند اعتصاب خودنه تنها جنبش اعتراضی در خیابان را تقویت کند ، بلکه زمینه را برای قرار گرفتن در رأس جنبشهای اعتراضی و به عنوان رهبر جامعه مهیا سازد.
علیرغم گستردگی اعتراضات کارگری و رشد کمی و کیفی این اعتراضات، اما هنوز عدم وجود تشکلهای سراسری کارگری و کمبود تلاش برای تحزب یابی طبقه کارگر، فاکتورهای نا مساعد حاکم برجامعه است. اما در واقع در دل همین اوضاع متحول و انفجاری در جامعه است که شرایط برای پایان دادن به کمبودهای موجود در میان طبقه مهیا تر میگردد و جنبش اعتراضی در خیابان با همۀ سنگرهائی که تا کنون تسخیر کرده است ، هم چنان با خطرات جدی روبروست. این خطرات تنها مقابله سرکوبگرانه رژیم با جنبش اعتراضی نیست، بلکه خطر مصادره این جنبش توسط بورژوازی اپوزیسیون که در کمین نشسته است تا بر فراز سر توده های مردم، نظم سرمایه دارانه حاکم را از تعرض مردم و بویژه طبقه کارگر در امان نگاه دارد و سرنوشت جامعه را برمبنای منافع طبقاتی خود رقم زند. برای بورژوازی اپوزسیون، مبارزات و اعتراضات کارگران، زنان، جوانان و ملیتهای تحت ستم تا آنجائی اهمیت دارد که برای به قدرت رسیدن رژیمی بورژوازی بجنگند. همین مردم وهمین کارگران وزحمتکشان اولین قربانیان جایگزینی رژیم با هر نوع رژیم بورژوائی دیگر خواهند بود.
امروز سرنوشت جامعه بیش از همه به این گره خورده است که طبقه کارگر در وضعیتی قرار بگیرد، که در مقابل انواع بدیلهائی که از جانب طیف های گوناگون بورژوازی به وسط جامعه آمده اند، بدیل جایگزین نظام موجود باشد و برای آن در مقیاس اجتماعی مقبولیت کسب کند.
2018-08-06| ۱۳۹۷-۰۵-۱۵
|
|