ارسال


دروغگوئی، ریاکاری و توطئه گری در ماجرای قتل روزنامه نگار سعودی

ماجرای قتل روزنامه نگار منتقد دولت عربستان سعودی، جمال خاشقجی، در داخل کنسولگری این کشور در استانبول، به یک جنجال بین المللی، تبدیل شده است. ناگفته روشن است که قضیه تنها به این دلیل ابعاد جهانی پیدا نکرده است که در یک مکان دپلوماتیک، انسانی به خاطر انتقادهایش از یک دولت معین مسئله شده است، بلکه تا آنجا که به دولتها مربوط می شود، اساسا به این دلیل است که هر کدام به نوعی می خواهند از این فرصت استفاده کنند و از خوان یغمای انباشته شده در عربستان سعودی سهمی ببرند و یا رقبای تجاری و بازرگانی خود را تحت فشار بگذارند و امتیاز سیاسی بگیرند. عربستان سعودی دولت ثروتمندی است و بر دریائی از ذخایر انرژی مورد نیاز جهان نشسته است. این دولت هم با پول سرشارش می تواند روسای دولتها را بخرد و هم با بالا و پائین بردن تولید نفت کل بازارهای جهانی را تحت تاثیر قرار دهد.

نفس ماجرا البته هنوز ناگفته های بسیاری دارد. سئوالات بدون جوابی در این زمینه وجود دارند. چرا و چگونه عربستان سعودی به این دام افتاده است؟ کشتن یک روزنامه نگار منتقد میانهرو ، برای دولت این کشور که جنگهای نیابتی راه می اندازد و مزدوران و عوامل تروریست بسیاری در گوشه و کنار دنیا و از جمله در خود ترکیه دارد، و با دست و دلبازی می تواند تروریستهای حرفه ای را استخدام کند، چرا در داخل یک مکان دیپلماتیک که زیر نظارت دوربینهای علنی و مخفی و میکروفونهای کار گذاشته شده در دیوارها و غیره قرار دارد، صورت می گیرد؟ چگونه خود خاشقجی به سادگی برای گرفتن یک برگه طلاق با پای خود به قربانگاه میرود؟ یا اینکه خاشقجی که روزگاری از مقربان دربار سعودی بوده است، در رابطه با اختلافات درونی خانواده پادشاهی سعودی، یا هر موضوع دیگری، چه اطلاعاتی داشته است که کشتن وی را برای پادشاهی سعودی به یک ضرورت عاجل تبدیل کرده است؟ نقش دولت ترکیه در چیدن این دام هم برای دستگاههای امنیتی سعودی و هم برای خاشقجی چه بوده است؟ اینها و بسیاری سئوالاتی از این قبیل که ممکن است پاسخ به آنها تا سالهای سال در آرشیو دستگاههای جاسوسی و امنیتی نگهداری شود و هرگز هم افشا نشوند، در پیرامون این ماجرا وجود دارند. تحقیق در مورد این بخش قضیه و یافتن پاسخ به این سوالات اهمیت چندانی ندارد. می توان گفت این مورد هم، مانند همه قتلهای سیاسی و اعدامها و ترورها و غیره محکوم است و به بخشی از حیات روتین دولتها و نیروهای وابسته شان در گوشه و کنار دنیا تبدیل شده است. اما این ماجرا از زاویه دیگری و به منظور شناخت عنصر ریاکاری، دروغ و توطئه برای کسب ثروت و حفظ قدرت، در مناسبات دولتهای سرمایه داری با هم، به عنوان یک نمونه معین می تواند، مورد استناد قرار بگیرد.

تردیدی وجود ندارد که هیچکدام از روسای دولتها و اعوان و انصارشان، در این رویداد، نگران نقض حقوق بشر و دفاع از دموکراسی و مقولاتی از این دست نیستند. در کارنامه همه اینها، که امروز برای قتل خاشقجی اشک تمساح می ریزند، رد پای دهها ترور و قتل سیاسی از این دست می توان یافت. دقیق شدن در مواضع دولتها در قبال قتل این روزنامه نگار، این حقیقت ساده را روشن می کند که چگونه هرکدام تلاش می کنند این ماجرا را به فرصتی برای خود تبدیل کنند.

ترامپ رئیس جمهوری آمریکا به عنوان تاجر مسلکی که رئیس جمهور شده است، علاوه بر دریافت به گفته روزنامه نیویورک تایمز، حق السکوت 100 ملیون دلاری، در همان حال ضمانت های لازم را برای خریدهای تسلیحاتی فعلی و آینده عربستان سعودی در مقابل رقبای اروپائی و روسی و دیگران بدست آورده است. نمایشهای تصنعی ترامپ در مقابل روزنامه نگاران، آبکی تر از آن بودند که بتوانند اهداف واقعی وی را پنهان کنند.

روسای اتحادیه اروپا که خود را در این جریان بازنده می بینند، چهره دموکرات مابانه تری به خود گرفتهاند و می خواهند قضیه را برای آمریکا هزینه بردارتر کنند. آنها تلاش می کنند، دولت آمریکا را برای اتخاذ موضع تند تر تحت فشار بگذارند و در عین حال سهم خود را از این طریق از سرکسیه کردن عربستان بدست آورند.

دولت ترکیه، یکی از برندگان قتل این روزنامه نگار است. زیرا اسناد و مدارک لازم را در مورد چگونگی قتل خاشقجی و نیز اطلاعات فوق محرمانه وی را در اختیار دارد و چه بسا خود از سازماندهنگان این دام بوده است. از اینرو بدون شک در قبال این رویداد کوتاه نخواهد آمد و بازی خود را ادامه خواهد داد. عربستان سعودی باید سرکیسه را برای آنها هم شل کند و در رقابتهای سیاسی منطقه ای امتیازات بیشتری به ترکیه بگیرد.

اما در این میان موضع جمهوری اسلامی هم قابل توجه است. پیامی را که دیگران با اظهارات علنی برای دولت عربستان فرستاده اند، جمهوری اسلامی با سکوت خود چنین پیامی داده است. بر خلاف آنچه که انتظار می رفت مقامات رسمی جمهوری اسلامی موضعی در قبال این رویداد نگرفته اند. در واقع سران جمهوری اسلامی دریافته اند که میتوانند از این فرصت برای کاهش تنشهای خود با عربستان سعودی بهره برداری کنند. بویژه تهدید عربستان سعودی به کاهش تولید نفت، حتی اگر تنها یک تهدید هم باشد، به نفع جمهوری اسلامی خواهد بود.

رویداد قتل بیرحمانه و جنایتکارانه جمال خاشقجی، در کنار بسیاری نمونه های دیگر که به طور روزمره شاهد آن هستیم، گوشه ای از نمایش لجنزاری است که جهان سرمایه داری برای انسان این عصر فراهم کرده است. در این نظام ریاکاری، دروغ، توطئه و در پیش گرفتن هر روش ضد انسانی برای حفظ قدرت و انباشت ثروت و سرمایه بیشتر مجاز است و طبیعی شمرده می شود.

یکشنبه - ۲۹ مهر - ۱۳۹۷ , 21 - 10 - 2018




ما را دنبال کنید

تویتر Find us on youtube Follow us on google+ Follow us on facebook CPIran_mailing address
Result