
روز جمعه 29 مرداد، برابر با 19 اوت، احمد خاتمی در نماز جمعه از حکم خمینی برای کشتار عام حداقل 5 هزار زندانی سیاسی مجاهد و 2 هزار زندانی سیاسی کمونیست در ماههای مرداد و شهریور سال 67 دفاع کرد. خاتمی در ادامه اظهارات خود گفت آنچه خمینی در سال ۶۷ صورت داد کاری فقهی و قرآنی بود. اگر خمینی آن روز آن خدمت را نکرده بود امروز جمهوری اسلامی گرفتاریهای فراوانی می داشت و فاقد امنیت می بود. بار دیگر معلوم شد که کارکرد احکام فقهی و قرآنی برای دفاع از مالکیت خصوصی دست زدن به هر جنایت و در هر ابعادی است.
این سخنان واکنش به فایلی صوتی از آخوند منتظری بود که خود از بنیانگزاران رژیم ارتجاعی اسلامی به حساب میآمد. این نوار مربوط به دیدار آخوند منتظری در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ با حسینعلی نیری (حاکم شرع وقت)، مرتضی اشراقی (دادستان وقت)، ابراهیم رئیسی (معاون وقت دادستان) و مصطفی پورمحمدی (نماینده وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین) می باشد. در این فایل صوتی آخوند منتظری اعدام جمعی مجاهدین در تابستان ۶۷ را جنایت و خود افراد مورد خطاب را جنایتکار خوانده است. او گفته که تاریخ خمینی را سفاک و جنایتکار خواهد خواند.
منتظری در فایل صوتی یاد شده همچنین از نقش احمد خمینی، پسر خمینی، در کشتارها و برنامهریزی وزارت اطلاعات برای آن از سالها پیش از آغاز اعدامهای جمعی، سخن گفته است.
اظهارات احمد خاتمی در نماز جمعه ادامه دفاعیات سازمانیافته و از روی استیصالی است که سایر مقامات رژیم از حکم خمینی و اعدام 7 هزار زندانی سیاسی در سال 67 به عمل آوردند.
احمد منتظری گفته به این دلیل فایل صوتی مذکور را پخش کرده تا از پدرش در مقابل اتهام هواداری وی از مجاهدین دفاع نماید. اما این فایل صوتی 40 دقیقه ای، که سران اصولگرای حکومت اسلامی را به حالت تدافعی و تزلزل انداخته، در شرایط تاریخی معینی پخش شده که لازم به اختصار به آن اشاره شود
پس از امضای برجام دول غربی، و در راس آنها کابینه اوباما، توقع داشتند که جمهوری اسلامی استراتژی خود در خاورمیانه را در مقابل گرفتن بعضی امتیازات تحت الشعاع استراتژی آمریکا قرار دهد. اما جمهوریخواهان و دول اسرائیل، عربستان و شیخ نشین های خلیج فارس، که با میزان امتیازات داده شده به جمهوری اسلامی در خود قرارداد برجام مخالف بودند، با دادن هرگونه امتیاز به جمهوری اسلامی در منطقه نیز به مخالفت برخاستند. اعتدالیون و اصلاح طلبان حکومتی، ارتش و بخشی از کاربدستان سپاه که طرفدار سرمایه داران و دول غربی هستند تقلا کردند در این کشمکش به سهمی هرچند کم برای جمهوری اسلامی رضایت دهند. اما اکثریت صاحبان قدرت در سپاه و دستگاه خامنه ای به این میزان از سهم قانع نشدند؛ سهمی که می توانست به نام باند روحانی - رفسنجانی ثبت شود و آنها را تقویت نماید. کاربدستان اصلی سپاه با تهدید دولت روحانی تا حد مجازاتشان، راه انداختن حمله تبلیغی علیه ارتش، تغییر رئیس ستاد نیروهای مسلح، راه اندازی اعدام های وسیع زندانیان سیاسی و عادی، دستگیری فعالین مدنی و کارگری در صدد حفظ سلطه خود در داخل برآمدند. آنها در خارج نیز با موشک هوا کردن و تهدیدات مکرر در صدد عقب راندن عربستان و اسرائیل و جمهوری خواهان در آمریکا برآمدند که نتیجه عکس گرفتند. پادشاهی عربستان، با متحد کردن دول عربی علیه جمهوری اسلامی، نزدیکی بیشتر به اسرائیل و با علنی کردن رابطه خود با مجاهدین و تشویق آنان به انجام اقدامات مسلحانه در داخل ایران عکس العمل نشان داد. باند روحانی - رفسنجانی که در میان بورژوازی و ارتش ایران هواداران زیادی دارند در مقابل باند سپاه - خامنه ای مقاومت کردند. بی بی سی با افشا کردن قول خمینی به آمریکا برای سرکوب انقلاببه کمکشان آمد. باند سپاه و خامنه ای بدون اطلاع دولت و مجلس و به عنوان نماینده نظام با نزدیک شدن به روسیه کوشیدند دولت و صاحبان قدرت در آمریکا را به دادن سهم بیشتری به جمهوری اسلامی در منطقه وادارند. وقتی این امر عملی نشد آنها نزدیکی با دولت روسیه را تا حد امضای یک قرارداد استراتژیک با آنکشور و مجاز شمردن استفاده هواپیماهای جنگی آن دولت از پایگاه هوائی نوژه ارتقا دادند.
پخش فایل صوتی منتظری و متهم کردن سران موجود در راس باند سپاه - خامنه ای به جنایت، که کمکی است به هواداران غرب در میان دولتمردان، در این چارچوب قابل بررسی می باشد.
جمهوری اسلامی، با تمام جناح هایش، در مردابی دست و پا میزند که هر دم بیشتر در آن فرو می رود. جناح اصولگرا با بستن قرارداد راهبردی با روسیه کوشیده است میخی دیگر بر سیاست اقتصادی و سیاسی اعتدالیون در رابطه با آمریکا بزند. اما این جناح مافیایی و سردرگم دارد خود نیز در میدانی بازنده تر از باند دیگر بازی میکند. برای مستدل کردن این امر می توان دلایل زیادی را برشمرد. در اینجا به مهمترین دلایل اشاره می شود:
• حکومت روسیه به لحاظ اقتصادی در بحران است. این حکومت به امید ثبات بخشیدن به اقتصاد بحران زده اش به چین پناه برده است. اما اقتصاد خود چین نیز در ماه نوامبر 2015 دچار افت شدید گردید. گرچه روسیه از نیروی نظامی بزرگی برخواردار است، اما با اقتصادی که چشم اندازی برای بهبودش وجود ندارد، نمیتواند تداوم کارایی چنین نیرویی در سوریه و شرق اوکراین را تضمین کند
• جمهوری اسلامی برای نجات خود از بحران رو به افزایشی که با آن روبروست به ورود سرمایه های کلان و تکنولوژی نوین امید بسته است. روسیه به هیچ وجه در موقعیتی نیست که این مشکل را برای جمهوری اسلامی حل کند. زیرا اقتصاد خود آن در حالت بحرانی دائما تعمیق شونده ای قرار دارد.
• روسیه در میدان اقتصاد بدون یاری چین امکان پایداری در مقابل دول غربی، علیرغم بحران زدگی اقتصاد آنها، را ندارد. اقتصاد متکی به صادرات توده ای چین نیز عمدتا به بازارهای اروپا و آمریکا متکی است. به همین جهت است که راه ابریشم نوین این کشور به سمت اروپا میرود و در بندری در یونان به اتمام می رسد. سرمایه گذاری های چین در اروپا و آمریکا سر به چندین تریلیون دلار می زند. در ضمن چین گمی کمتر از دو تریلیون دلار به دولت آمریکا قرض داده و در میزان خرید اوراق قرضه دولتی آنکشور در راس دیگر دول قرار دارد. به همین جهت دولت چین قادر نخواهد بود پشتبانی همه جانبه ای از دولت روسیه، به ضرر مناسباتش با غرب، به عمل آورد.
•
نتیجه گیری:
با تاکید میتوان گفت که جناح سپاه – خامنه ای به دلیل سردرگمی، بی افقی، پیشروی باند عربستان در منطقه و ترس از خیزش های کارگری - توده ای در داخل ناچار است بحران هایش را با پرداخت هزینه های کلان و ایفای نقش در عراق، سوریه و لبنان کاهش دهد. اما تامین مخارج 80 هزار نیروی حشد الشعبی در عراق، حزب الله در لبنان و نیروهای ایرانی و افغانی در سوریه بار سنگینی را بر اقتصاد مافیایی آن تحمیل کرده و می کند. در بطن این اوضاع جناح مذکور یک قرارداد استراتژیک و بی پایه با روسیه بسته، که به قول وزیر دفاع بر بالای سر مجلس فرمایشی انجام گرفته، که در عین حال تبلیغات پوچ پیرامون قدرت مجلس را کمرنگ تر هم میکند. فراموش نشود که همین مجلس، علیرغم هیاهوی بسیار علیه برجام آنرا با آمدن نماینده خامنه ای به مجلس ظرف بیست دقیقه تصویب کرد، قراردادی که که اکنون توسط همین باند به یک ورق پاره تبدیل شده است.
در مقابل جناح روحانی – رفسنجانی تنها امیدشان برای درآمدن از بحران ورود سرمایه های کلان و تکنولوژی جدید از غرب بود که عملی نشده است. سیر حوادث سیاسی و حکومتی در کشور و چرخیدن جناح صاحب قدرت به سمت روسیه و چین سبب گردیده تا امید مذکور هر روز کم رنگ تر شود.
پخش فایل صوتی منتظری که حاصل این شکست هاست، اختلافات جناح ها را تشدید خواهد کرد و به سهم خود در تضعیف بیشتر رژیم نقش بازی خواهد کرد. در نتیجه اوضاع مذکور و ورشکستگی اقتصادی جمهوری اسلامی سرمایه تناسب قوا در داخل بازهم به زیان رژیم و لاجرم بورژوازی ایران تغییر خواهد داد.
اما کارگران و سرنگونی طلبان که نیروی مقابل و دشمن رژیم و بورژوازی کشورند در چه موقعیتی هستند؟ آیا آنها قادرند از موقعیت کنونی به نفع منافع مردم استفاده کنند؟
دادن جواب این پرسش ها به فرصتی دیگر نیاز دارد.
20 اوت - 30 مرداد 95
|
|