
بعد از اینکه احزاب دموکرات کردستان ایران و عراق از شعار "دموکراسی برای ایران/عراق، خود مختاری برای کردستان" دست کشیدند و خواهان حاکمیت فدرالی شدند برخی از نیروهای چپ و کمونیست با فدرالیسم مورد نظر آنها به مخالفت برخاستند. سران احزاب مذکور مدعی بودند که حکومت فدرالی با تامین دموکراسی برای مردم کرد بهترین راه حل مسئله ملی است. برای مثال کومه له، سازمان کردستان حزب کمونیست ایران، در مقابل ادعای مذکور مستدل کرد که فدرالیسم مورد نظر این نیروها، که قرار است به اتکا به پارلمان بورژوایی و بر فراز سر مردم حاکمیت را برقرار کند، مسئله ملی را حل نمیکند هیچ، بلکه مشکل را لاینحل رها کرده و برای کارگران و زحمتکشان جز مصیبت های بیشمار دستاورد دیگری نخواهد داشت. کومه له در مقابل این نیروها از حق تعیین سرنوشت دفاع کرد، که حق جدایی و کسب استقلال در کانون آنست. در بخش سوم، بند الف قطعنامه کنگره دهم کومه له در این مورد چنین آمده است:
"همانطوری که همیشه گفته ایم، ما خواهان حق تعیین سرنوشت بمعنی حق تشکیل دولت مستقل برای مردم کردستان هستیم. اما شرایطی که در آن مردم کردستان بتوانند بدون نگرانی از تهدیدات و اعمال فشارهای نظامی، پلیسی، سیاسی و اقتصادی و غیره آزادانه از این حق خود استفاده کنند، با مبارزه برای یک اعتلای انقلابی در ایران و تغییر ماهیت رژیم حاکم برقراری آزادیهای بدون قید و شرط سیاسی، ایجاد می شود. بر این مبنی تنها راه واقع بینانه ی رفع ستم ملی از خلق کرد مشارکت مردم کردستان در یک جنبش انقلابی سراسری به منظور سرنگونی جمهوری اسلامی و برقراری رژیمی است که برخورداری عملی از همه ی حقوق دموکراتیک مردم را تأمین کند. ما به همراه کارگران و زحمتکشان کرد برای تحقق این چشم انداز مبارزه می کنیم و همه ی مردم کردستان را به همراهی در این راه فرا می خوانیم ».
در پایان همین بند چنین آمده است:
"چشم داشتن به یک افق سراسری، همراه با کارگران و همه ی مبارزین انقلابی و سوسیالیست در ایران، سهل ترین و کم دردترین راه برای رفع ستم ملی و تحقق اهداف و مطالبات حق طلبانه ی مردم کردستان است".
گرایش کمونیستی، در کردستان عراق آنقدر نفوذ توده ای نداشت تا بتواند این پیش بینی را به فرهنگ توده تبدیل کند. لاجرم مردم کردستان دست بسته در دام احزاب بورژوایی کرد باقی ماندند. این احزاب در همانحال که در خدمت دولت آمریکا برای کشتار صدها هزار عرب عراقی و نابودی زیر بنای مادی زندگی و فرهنگشان قرار گرفتند، به اتکا بر ناسیونالیسم کردی بخشی از مردم را نیز حامی اقدامات جنایتکارانه خود کردند. متاسفانه آنچه مخالفین فدرالیسم برای مردم کردستان عراق پیش بینی کردند متحقق شده است. اکنون احزاب حاکم بر کردستان (فدرالی)، در این جغرافیای مستعد برای کشاورزی و دامپروری و خوابیده بر دریای نفت و گاز، مصائبی عدیده از جمله مشکلات معیشتی بزرگی، را بر کارگران و مردم زحمتکش تحمیل کرده اند. در ضمن دموکرات نمایی این نیرو ها پوشالی بودن خود را نیز آشکار کرده است.
فدرالیسم در کردستان سوریه (روژآوا):
اصول حاکم بر شیوه ی حاکمیت و اداره کردستان سوریه از "کنفدرالیسم دموکراتیک" اوجالان اخذ شده است. خود اوجالان ایده کنفدرالیسم دموکراتیک را با کمک گرفتن از کمونالیسم مورای بوکچین، متفکر و آنارشیست آمریکایی، پرورانده است.
من متن انگلیسی جزوه "کنفدرالیسم دموکراتیک" را در اختیار دارم و با استفاده از آن خطوط لازم برای بحث کنونی را در اینجا می آورم.
• جزوه در بخش"اصول کنفدرالیسم دموکراتیک" و در بند اول آن با دو جمله در رد حق تعیین سرنوشت شروع میشود. دلیل نویسنده اینست که این حق شامل تشکیل دولت خودی است و دولت خود مانع جدی پیشرفت می باشد.
• اوجالان در ادامه همین پاراگراف راجع به کنفدرالیسم دموکراتیک چنین نوشته:
"... کنفدرالیسم دموکراتیک الگویی اجتماعی است که (عملکرد) دولت را ندارد. دولت آنرا کنترل نمیکند. ... بنیاد کنفدرالیسم دموکراتیک بر مشارکت مردمِ در اعماق grass-roots participation نهاده شده. در آن پروسه تصمیم گیری در دست مجتمع community هاست. سطوح بالاتر صرفا به عنوان هماهنگ کننده، اراده ی مجتمع هایی را عملی میکنند که هیئت های نمایندگیشان را به مجامع عمومی فرستاده اند."
اوجالان در بند پنجم نوشته که کنفدرالیسم دموکراتیک در کردستان یک جنبش ضد ناسیونالیستی است و هدفش تحقق حق دفاع از خود از طریق گسترش دادن دموکراسی در تمام بخش های این خطه، و بدون به چالش کشیدن مرزها، می باشد.
کانتون ها در روژاوا با پیروی از همین دیدگاه خود را بخشی از سوریه میدانند و از وحدت ارضی این کشور دفاع می کنند. در بند ده کنفرانس رمیلان نوشته شده:
"این سیستم ] یعنی فدرالیسم دموکراتیک [ تمامیت ارضی سوریه را تضمین می کند."
5 سالی است که حکومت در سوریه بر بخش زیادی از قلمرو قبلی خویش و بویژه کردستان حاکمیتی ندارد. در چنین کشور از هم گسیخته ای خود را بخشی از حکومت سوریه دانستن به این بهانه که دولت – ملت تشکیل نمی دهیم، زیرا دولت عامل اصلی تمام مصائب بشر می باشد، فقط راه را برای سازش باز می کند.
وحدت ارضی تحت کدام حاکمیت؟:
این که دولت عامل اصلی مصیبت هائی باشد که تاکنون بر بشر تحمیل شده و یا مالکیت خصوصی و وجود جامعه ی طبقاتی، مورد بحث این نوشته کوتاه نیست. در اینجا همینقدر اشاره میکنم که مردم کردستان در هر چهار بخش کردستان، لااقل از ابتدای سرکار آمدن حکومت نژاد پرست ترکیه در اکتبر 1923، همیشه تحت هارترین دیکتاتوری ها زیسته اند. طی این مدت خلق کرد به وسیله حکومت ها دچار مصائب شدید گردیده که کشتار جمعی ها، جنگها، ویرانگری و آوارگی های توده ای، زندان و شکنجه ی مستمر فقط جزیی از آن بوده است. تمام این مصائب به بهانه "حفظ وحدت ارضی کشور" بر مردم رزمنده و حق طلبی نازل شده که نخواسته اند به زور و به ضرب دیکتاتوری و نیروهای نظامی تحت حاکمیت طبقات و دول حاکم در ایران، عراق، ترکیه و سوریه کار و زندگی کنند. اوجالان این میراث شوم، که بوسیله قلمزنان جیره خوار و یا بی جیره و مواجب شوینیست ها و ناسیونالیست های ملل بالا دست توجیه و تبلیغ شده، را همچنان چون سلاحی در دست حکومت ها باقی میگذارد. البته اوجالان، بر عکس بوکچین، روی حفظ و تربیت نیروهای مسلح مردمی برای دفاع در مقابل تهاجمات حکومت مرکزی تاکید میکند. این کار درستی است. اما امکان تلاش برای کسب استقلال در صورت ضرورت و با اتکا به حکومت شورایی را از مردم مبارز کرد سلب مینماید.
شکل حاکمیت در روژآوای کنونی:
این که اِعمال حاکمیت مردمی به صورت "افقی" که مورد نظر آنارشیست بوده و الگوی اوجالان می باشد در جایی قابل پیاده شدن هست یانه به بحث کنونی مربوط نیست. اینجا همینقدر میخواهم بگویم که دموکراسی شورائی و اتکا به مردمی که به شیوه ای پوپولیستی در جامعه ای طبقاتی "مردم در اعماق" خوانده شده اند، البته به طور مشروط قابل دفاع است.
هم اکنون 5 سال است که این نوع از حاکمیت در کردستان سوریه پیاده شده و دستاوردهای ارزنده ای داشته است. این شکل به این دلیل توانسته تقریبا بدون دردسر پیاده شود که دولت بورژوایی و مستبد قبلی مردم را به حال خود رها کرد و رفت. در حالی که در جایی مثل ترکیه صرف اعلام همین مدل از حاکمیت (علیرغم عدم چالش مرزها)، در سایه سکوت دولتها، بویژه اعضای ناتو، با وحشیانه ترین سرکوبها روبروست. البته مقاومت قهرمانانه مردم به دولت فاشیستی ترکیه امکان نداده به اهدافش برسد و جنبش کارگری ترکیه و روشنفکران داخل و خارج به یاری آمده و تا حدودی سکوت غالب بر دولتها و رسانه های خدمتگزارشان را شکسته اند. اما امیدی هم به پیروزی این مدل از حاکمیت وجود ندارد.
به هرحال برگردیم به روژآوا و شیوه اداره جامعه تحت هدایت کانتون ها را خیلی به اختصار از نظر بگذرانیم:
زانیار عمرانی در مقاله ارزشمند خود تحت عنوان " درآمدی بر ساختار سیاسی و اجتماعی خودگردانی دموکراتیک در روژاوا" نکات روشنگری پیرامون شیوه اداره جامعه کردستان به دست میدهد. من خلاصه ای از این اثر، که حاصل مشاهدات یک مستند ساز اندیشمند و شجاع می باشد، را در اینجا نقل میکنم. زانیار می نویسد:
تحلیل حاکمیت در کردستان سوریە "... از خلال بررسی جزئی نهادهای نوبنیادی می گذرد کە تحت لوای جنبش جامعەی دمکراتیک KCK، و در روژاوا با نام TEV-DEM، در حال سازماندهی تمام عرصەها در پهنەی جغرافیای روژاوا هستند. ... KCK کە مبتنی بر سە اصل «ملت دمکراتیک، صنعت اکولوژیک و اقتصاد سوسیالیستی» است، سعی در تحقق جامعەای دارد کە همە چیز در آن با مشارکت مستقیم بە پیش می رود.
در روژاوا جنبش جامعەی دموکراتیک (TEV-Dem) مسوول اجرای این اصول در بیشتر زمینەها است."
"... کمون ها در واقع کوچکترین و فعال ترین واحدهای جامعەی کمونال هستند. کمون ها محل مناقشەی تمام جنبەهای زندگی افرادی است کە در آن برای بحث و یافتن راه حل مسایل روزمرە گرد هم آمدەاند."
"... هر کمون شش کمیتەی مجزا دارد کە هر کدام پیگیر موضوعات مرتبط با خود هستند، برای نمونە مالا ژن ( خانه زنان ) بە آموزش، بررسی و تحقیق در مورد وضعیت زنان در هر کمون می پردازد.
کمیتەی اجتماعی، کمیتەی جوانان، کمیتەی زنان، کمیتەی صلح، کمیتە دفاع از خود و کمیتەی اقتصادی، شش کمیتەی فعال در کمون ها هستند.
کمون ها بە صورت رییس مشترک {یک مرد و یک زن} ادارە می شوند و سن اعضای کمون باید از شانزدە سال بیشتر باشد.
این کمون ها نشست های هفتگی برگزار میکنند و گزارش های ماهانەی خود را ثبت و بە بحث می گذارند."
"... انتخاب روسای مشترک و تشکیل کمیتەها از راه انتخابات مستقیم، بین اعضای کمون صورت می پذیرد. زمان برگزاری انتخابات بستە بە نیاز و شرایط خواهد بود، نە قانونی مدون.
"... چندین کمون در یک منطقەی خاص تحت عنوان سرای مردمی {مالا گەل} گرد هم می آیند. تصمیم های بزرگتر در سرای مردمی گرفتە میشوند. سرای مردمی وظیفەی نظارت بر کمون ها را نیز برعهدە دارد."
"... در مجلس شهری، نمایندەهای مجلس تمام سراهای مردمی گرد هم می آیند و در مجلس بزرگتر نمایندە های خود را انتخاب میکنند. سراهای مردمی روسای مشترک شهر را انتخاب میکنند و هر شهر مجلس ٢٢ نفرەای خواهد داشت."
"... آ.ا مجری ارشد جنبش جامعەی دمکراتیک دربارەی جایگاه کمون ها بە من گفت: اعتبار امضای کومون از امضای وزارت هم بیشتر است، وزیر نمی تواند هیچ اقدامی بکند اگر کومون آن اقدام را تایید نکند. این مجری ارشد کە خود از کردهای ایران است، اضافە کرد؛ قبلا گفتە می شد از کدام عشیرەای، حالا باید پرسیدە شود بە کدام کومون تعلق داری؟"
"... آ.ا با آوردن نمونەای بر نفوذناپذیربودن اِعمال قدرت بر کمون ها تاکید می کند: فرض کنید من می خواهم وزیر شوم و تمام شرایط صلاحیت این مقام را دارم. اگر کومونی کە بە آن تعلق دارم، مرا تایید نکند، نمی توانم وزیر شوم."
"... قوانین عمومی در مجلس التشریعی در مرکز عامودا بە بحث گذاشتە می شوند و در آن مواردی کە مخرب اکولوژیک و علیە آزادی جنسیتی باشند، جرم تلقی میشوند."
"... در حال حاضر در کانتون جزیرە ٩ دادگاه و ٩ قاضی وجود دارند. در هر دادگاه سە وکیل، سە هیئت {دادرسی؟} و سە هیئت استیناف فعالیت می کنند."
"... حد نصاب حضور زنان نیز نباید کمتر از ٤٠ درصد باشد، یعنی اگر دیوان عدالت متشکل از ٧ نفر باشد، باید حداقل سە نفر آنها زن باشند. در قوانین قضایی اعدام منسوخ است، و هرکس در دادگاه حق دارد بە زبان خویش از خود دفاع کند، دادگاه وظیفە دارد برای او مترجم و وکیل هم بگیرد."
"... کانتون
کانتون ها مدلی از حاکمیت سیاسی و اجتماعی هستند کە ضمن تمرکززدایی، بر تواناسازی تصمیم گیری مردمی و گسترش دمکراسی مستقیم تاکید می ورزند.
در کانتون ها مجلس قانونگذاری و شورای مردمی وجود دارد. دوازدە شهر در کانتون جزیرە وجود دارند و نمایندەی شهرها بە نسبت جمعیت انتخاب میشوند. هر کمون برای انتخاب نمایندەهای خود برای سطوح بالاتر رای گیری می کند و هر شورای شهر تصمیم می گیرد چە کسانی بە شورای مردمی کانتون راه بیابند.
کانتون ها، قانون اساسی، حکومت، پارلمان، شهرداری و دادگاه های مختص بە خود را دارند کە وظیفەی آنها در منشور "قرارداد اجتماعی" مشخص شدە است. در کانتون جزیرە شورای اجرایی با ٢٢ وزارت مرتبط وجود دارند که در یک شهر متمرکز نشده اند."
"... بیشتر درآمد کانتون ها از نفت، گمرک، محصولات مزارع بزرگ است و پروژەهای عظیم روژاوا توسط آنها اجرا خواهد شد. البتە در حال حاضر بە واسطەی شرایط جنگی، نزدیک بە ٧٠ درصد کل بودجەی کانتون ها صرف موارد نظامی و بقیە صرف خدمات عمومی میشود."
"... محاصرەی اقتصادی روژاوا و بە رسمیت نشناختن کانتون های سەگانە در سطح منطقەای و بین المللی از چالش های بزرگی هستند کە دست اندرکاران کانتون های روژاوا با آنها روبرو هستند.
تفاوت کانتون های روژاوا با کانتون های سویس و آلمان این است کە برخلاف آن کشورها، کانتون های سەگانە ساختاری فدرال ندارند و بیشتر حکومتی شورایی و انقلابی است."
حال با توجه به توضیحات زانیار باید پرسید آیا فدرالیسم دموکراتیک مورد نظر کنفرانس رمیلان به کانتون های سرمایه دارانه و آلوده به ارتجاع و نژاد پرستی سویس شبیه است یا به کانتون های موجود در کردستان سوریه (روژآوا)؟
البته برای پیدا کردن جواب درست باید منتظر زمان بود. در اینجا همینقدر میگویم که کنفرانس رمیلان از 31 نماینده ای که برای تدوین ساختار و سیاست های حاکم بر " فدرالیسم دموکراتیک" تعیین نموده، نخواسته که در تدوین ساختار آینده وسیاست های حاکم بر آن تجارب تاکنونی کانتون ها مد نظر بگیرند. در ضمن پشتیبانی مسعود بارزانی از فدرالیسم مورد نظر کنفرانس رمیلان، که به معنی حمایت حزب دموکرات کردستان عراق (پارتی) از آن می باشد، نیز ابروها را به علامت سئوال بالا میبرد. بارزانی و حزبش همیشه از دشمنان کمون ها بوده و هستند.
نتیجه گیری: خطرها
داشتن تعهد نسبت به یکپارچگی خاک سوریه امکانِ اعلام استقلال از مردم متشکل در کانتون ها و دارای یک نیروی نظامی خوب سازمانیافته و کارآمد، در صورت لزوم، را از بین می برد. این خطری اصلی است. گذشته از این خطر انواع خطر های دیگر در کمین کانتون هاست که بعضی از آنها به قرار زیر است:
کانتون ها نه تنها توسط دولت ها و نیم حکومت منطقه ای در کردستان عراق (هه ریم) به رسمیت شناخته نشده اند بلکه علیه آنها دشمنی آشکار و توطئه گری مستمر وجود دارد. برای مثال مدتی نفت روژآوا از طریق هه ریم به فروش می رسید، اما قرارداد با "حزب اتحاد دموکراتیک (سوریه)" بسته شده و نه با کانتون ها. کشمکش پیرامون فرستادن نماینده به کنفرانس های مربوط به سوریه (نظیر نشست های ژنو) کشاکشی نیست بین دولت ها و نمایندگان کانتون ها، بلکه تبادل نظر در بین "حزب اتحاد دموکراتیک (سوریه)" و آن دولت هاست. میدان پیدا کردن این حزب، که خود گرایش سلطه جویی را دارد، برای حاکم شدن بر کانتون ها در فردای شکلگیری دوباره حکومت سوریه، میتواند تمام جوهره دموکراتیک آنها را از بین ببرد. حکومت کردن احزاب، و نه مردمِ متشکل در شوراها، همیشه نتایج زیانمند و یا فاجعه بار ببار آورده. نباید این تجارب تلخ تاریخی را فراموش کرد. حکومت کردن احزاب به اصطلاح کمونیست در شورویِ انحطاط یافته و کشورهای اروپای شرقی فاجعه بار بوده و تکرار آن در کردستان عراق نیز جز ایجاد فاجعه و فساد نهادینه و گسترده نتایجی نداشته است. از این گذشته به راست کشاندن چنین حزبی توسط امپریالیست ها و دول مرتجع منطقه می تواند بسیار ساده تر از به بیراهه بردن نمایندگان کانتون ها (شامل نمایندگان ی پ گ و ی پ ژ) انجام پذیرد. در کانتون ها (و نیروهای نظامی مردمی) گرایشی وجود دارد که همیشه کوشیده استقلال خود نسبت به حزب اتحاد دموکراتیک را محفوظ دارد. لازم است این گرایش تقویت شود.
کلام اخر:
خطر اصلی تری که در کمین حاکمیت شورایی موجود در کردستان سوریه (روژآوا) خوابیده، نداشتن درک درست از سیستم سرمایه داری و طبقات و لاجرم تحول اقتصادی می باشد. (این بخش باید در آینده بیشتر مورد بحث و تحلیل قرار گیرد.)
فقط اتکا به کارگران و زحمتکشان و انسان های آزادیخواه در داخل و خارج زمینه برای رسیدن به اهداف انسانی مردم کردستان و شمال سوریه را فراهم میکند و نه برعکس. موقعیتی که کانتون ها در دنیای سیاست در آن قرار دارند و لاجرم مورد نظر نمایندگان کنفرانس رمیلان بوده بسیار پیچیده و قابل درک است. شاید تغییر عنوان کنفدرالیسم به فدرالیسم به این منظور انجام گرفته که در دنیای دیپلماتیک امکان بده بستان بیشتر فراهم شود.
من در اینجا تاکید میکنم که به شیوه اراده گرایانه نمی شود کار کرد و باید توازن قوا به طور عینی سنجیده شود. اما علی العموم در خاورمیانه ی در حال تحول و در شرایط بحران زدگی اقتصاد و سیاست دول امپریالیستی و سرمایه داری فعال در سوریه و خاورمیانه این امکان عینی بوجود آمده تا کانتون ها با تصحیح مسیر و اصول و با تکیه بر پرنسیپ های انقلابی و نیز با تکیه به مردم کارگر و زحمتکش در داخل و کسب پشتیبانی وسیعتر در خارج به اهداف خود برسند.
24 مارس 2016 – 4 فروردین 95
|
|