
سکانس اول فیلم با مسئله ای مانند تنظیم خانواده آغاز می شود. امری که از ابتدای به روی کار آمدن جمهوری اسلامی جنبه های مختلفی از ایدئولوژی سرمایه داری اسلامی را نمایندگی می کند. یکی از آغازی ترین شعارهای خمینی افزایش جمعیتی بود که بنا بود از پرداخت پول آب و برق معاف باشد. " آن که نان دهد، دندان دهد" یکی از رایج ترین توجیهاتی بود که در سال های به قدرت رسیدن ضد انقلاب اسلامی گسترش یافت. با شروع جنگ هشت ساله ایران و عراق و کشته شدن هزاران انسان، حاکمیت توانست بخش عظیمی از جامعه را به داشتن فرزند بیشتر ترغیب کند. در دوره ی بعدی و روی کار آمدن رفسنجانی، بعد از پایان گرفتن جنگ سیاست جمهوری اسلامی تغییر کرد و مردم را به کنترل جمعیت و سعی بر راغب کردن پدران و مادران به داشتن دو فرزند کردند. از این روست که شخصیت اصلی داستان که بنا بر سنت مردسالارانه ی سینمای ایران مرد هست، به همسرش اعتراض می کند که سومین فرزند اضافی است و کاش نبود. در آن دوره در دسترس بودن وسایل جلوگیری از بارداری تقریبا وسیع بود و دست کم عقیم سازی مردان امر غریبی نبود. چنانکه در فیلم هم آمده است و یکی از موتیف هایی است که فیلمنامه نویس تلاش کرده که بیننده را با آن بخنداند. با عمیق تر شدن تضادهای سیستم سرمایه در ایران، سیاست های داخلی هم به تأسی از آن شکل گرفت، تلاش زیاد کردن امت امام زمان و ترویج شیعه گیری در ایران و منطقه، خوانش دیگری از کنترل جمعیت را بروز داد. در ادامه با برسر کارآمدن احمدی نژاد که در فیلم هم به تصویر کشیده می شود، ناگهان ورق برمی گردد و افزایش جمعیت وظیفه ی شهروندی و شرعی می شود، که این وظیفه ی شهروندی اگر در مورد فرززند دختر باشد به "گریه کن" و "دلسوز پدر و مادر" و فرزندی که "همیشه برای پدر و مادر باقی می ماند" و "غم خواری" می کند تعریف می گردد، عبارت ها و خطاب هایی که در دیالوگ فیلم جاری و ساری است و از زبان تمام بازیگران فیلم شنیده می شود. اما مسئله ای که هنوز بر روی میز ایدئولوگ های سرمایه اسلامی قرار دارد جمعیت خانواده و گسترش سپاه شیعه ی امام زمانی برای سرکوب مردم، برای دخالت در منطقه و بالابردن قدرت چانه زنی است.یکی دیگر از جنبه های کنترل جمعیت و ترغیب مردم به فرزند آوری بیشتر مسئله ی تولید هرچه بیشتر نیروی ارزان طبقه ی کارگر است. که هسته ی اصلی آن مشخصا زنان را به عنوان بارآورنده ترین نیروی این نیروی ارزان مورد هدف قرار داده است. کنترل جمعیت یعنی کنترل زنان. یعنی رسمیت بخشیدن و تاکید بر خشونت علیه زنان و ناانگاشته نهادن آنان به عنوان موجوداتی که حقی برای کنترل هیچ چیز ندارند. این نادیده انگاشتن زنان به عنوان سوژه ی اصلی در دیالوگ فیلم هم خود را نشان می دهد. مثلا در سکانسی که مرد بعد از عقیم کردن خود به خانه می آید و سعی دارد زن را در جعبه ای شیرینی محظوظ کند. و اتفاقا در سکانسی که مرد دوباره تصمیم به قول خودش درست کردن فرزندگرفته است دوباره برخلاف میل زن یک تنه به مطب دکتر می رود، و دوباره عمل می کند و در جواب دکتر که می گوید آیا همسر شما راضی به بچه دار شدن است می گوید: "خدا راضی رئیس جمهور راضی زنم ناراضی؟" فیلم نامه نویس فیلم "خجالت نکش" سعی کرده است شخصیت پردازی صنم به گونه ای باشد که توانایی، صداقت، مهربانی و استقلال وی را به تصویر کشد. به معنای کلام صنم گیس سفید آبادی است. حرفی که برادر صنم هم به نام حشمت به وی می زند. این گیس سفید آبادی اما در هیچ کجای فیلم نامه نه تنها استقلالی از خود نشان نمی دهد، بلکه مقاومت هایش با انگشتری البته طلا قابل خریدن است. کمی غر می زند ولی یادش می رود که چه اتفاقی افتاده و یا دارد می افتد. به حاملگی رضایت نمی دهند اما تلاشی که می کند، مانند تلاش کردن بچه ی لوسی است که خودش هم از ابتدا می داند که نتیجه ای ندارد. حتی این مقاومت نه چندان جدی خشم خدا را بر می انگیزد و شوهرش به وی می گوید که بهتر است دست از مخالفت با اراده ی خدا بردارد، چرا که ممکن است بلایی از آسمان بر آنها نازل شود. که در آخر صنم هم به این باور می رسد و از خدا عاجزانه برای ناسپاسی هایش در مقابله با اراده ی او طلب مغفرت می کند.
فیلمنامه نویس، کارگردان و دیگر عوامل می توانند ادعا کنند این یک فیلم کمدی است و از این منظر، پرداخت شخصیت ها باید این گونه باشد. آنچه بیشتر از همه قابل توجه است، عقب ماندگی نظام فکری است که به عنوان هنر به خورد مردم داده می شود و در عین حال سودهای کلانی که از قبل آن به جیب زده می شود. نظام ارزشی ضد انسانی، زن ستیز، غیرمترقی و به شدت ارتجاعی که حتی زندگی مترقی جوانان را هم برای خوشامد لابد اداره ی ارشاد و کسب مجوز فیلم به سخره می گیرد. پرداختی مرتجعانه است چرا که انگیزه ها، دیالوگ ها، شخصیت ها و شوخی هایی که برای فیلم کمدی، حیاتی هستند، داشتن فرزند را خارج از چهارچوب خانواده به استهزا می گیرد. هنوز فرزند را عصای دست پدر و مادر می داند. فرزندانی که بزرگ شده اند، بی مسئولیت و بعضا سفیه انگاشته می شوند فقط به این دلیل که نمی خواهند بچه بیاورند و یا دست کم به این زودی ها بچه دارشوند. اما خود بچه آوردن قاعده دارد و محدوده ی سنی مشخص. اگر از آن محدوده عدول کرد آن وقت است که ارزش های جامعه آن را بر نمی تابد. یکی از انگیزش های فیلمنامه نویسان ژانر کمدی، استفاده از موضوعاتی است که خودبخود، طنز آلود باشند مثلا بچه آوردن زن و مردی که بچه های به خانه ی بخت رفته دارند و به اصطلاح از انها گذشته است.
در روال فیلم اما بازهم می بینیم که این زن است که بیشتر به فکر نکوهش مردم است، شرم دارد، ترس دارد و نگاه های دیگران بیشتر به سوی وی برمی گردد. این فیلم پر فروش سال 2018 را مقایسه کنیم (البته فقط از لحاظ مضمونی) با کارهای چارلی چاپلین. به چالش کشاندن موضوعاتی مانند، فقر، تنهایی، ترس، از خودبیگانگی، گرسنگی، ارتباط با خود و دیگران و ... چگونه است که بعد از گذشت این همه سال از کمدی چاپلین هنوز هم که هنوز است خنده، عکس العمل ناگزیری است. نفس انتخاب روستا برای پرداخت چنین امری هم خود جای تامل دارد. شوونیسم فارس و یا لهجه ی تهرانی در سینمای ایران، مسئله ایی نیست که بشود به این سادگی ها انکارش کرد. حتی بچه هایی که از روستا به شهر رفته، تحصیل و کار می کنند دیگر صمیمیت و صداقت روستایی خود را حفظ نمی کنند. این ادعایی است که در فیلم می شود اما فاصله ی زیادی بین صمیمیت، صداقت و بلاهت وجود دارد. به سبک لباس پوشیدن مرد شخصیت اول فیلم نظری بیاندازیم؛ کت با زیر شلواری که پاچه هایش در جوراب تپانده شده! تلاش برای بازگشت به خرافه و اشاعه ی حماقت و مذهب، یکی دیگر از مولفه های فیلم است. با آمدن کودک نور به مسجد، باز می گردد، پاقدم مبارک کودک و اراده ی خدا برای به دنیا آمدنش و ترس از ذم مردم روستا از تولد بچه به یکباره به همدلی و مهربانی و شکرانه گزاری ختم می شود.
اما سوالی که مطرح است این است که چرا فیلم های کمدی که غالبا از این دست اند، در گیشه با استقبال روبرو می شوند. صرف نظر از مولفه های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، جنسی، قومی و .... که می تواند داشته باشد این است که تمایل به طنز و کمدی در جامعه ی افسرده ای مانند ایران هنوز جایگاه خود را داراست و در شرایطی که سینمای ایران با بحران مخاطب روبرو است، هنوز فیلم های کمدی فروش خوبی دارند. مضافا اینکه بازی های خوب هنرپیشه هایی که ارتباط خود را با مردم به دست آورده اند و از تکنیک های بالای بازیگری برخوردار باشند هم یکی دیگر از اقبال بلند این گونه فیلم هاست.
|
|